دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس محرم

  33779

مـــی دانم بابا دو بخــــش است:
بخشی در صحـــــرا بخشـــی بر بالایٍ نیــــزه...
اما اینکـــه عمــــو چند بخش است فقـط بــابـــا می دانــد...
شهادتٍ حضرتٍ عباس رو تسلیت میگــــم...
التــماس دعا*

  33778

چون دید به نوک نی سرش را خورشید
بر خاک، تن مطهرش را خورشید
آرام ، حریر نور خود را گسترد
پوشاند برهنه پیکرش را خورشید

  33777

هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست

  33776

ماهی که ز آفتاب روشن تر بود
لب تشنه آب و تشنه باور بود
می رفت و دل از حسین می برد که او
پیغمبر کربلا، علی اکبر بود

  33775

همواره تجّسم قیام است حسین (ع)
در سینة عاشقان ، پیام است حسین (ع)
در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز
دل چسب‌ترین شعر کلام است حسین (ع)

  33774

آن حسینى که شرف یافته دین از شرفش
سر و جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش
هدف تیر بلا ساخت على اصغر خویش
تا که سرمشق بگیرد بشر از این هدفش . . .

  33773

اي آب فرات از كجا مي آيي؟ ناصاف ولي چه با صفا مي آيي! خود را نرساندي به لب خشك حسين، ديگر به چه رو به كربلا مي آيي.

  33772

حب الحسين رشته تحصيلي شماست / دانشسراي عشق وجنون شهر كربلاست/در رشته حسين شناسي موفقيد / موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست/تاروز حشر مدركتان را نمي دهند/ برگ قبولي همه در پوشه خداست/پايين كارنامه هر كس نوشته است/اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست/ محشر كنار درب جنان داد مي زنيد/ مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟ /ناگاه جبرييل به ناله صدازند/آقايتان حسين همان مرد سر جداست...

  33771

يادمان باشد اگر تنگي دل غوغا كرد/ مهدي فاطمه تنهاست از او ياد كنيم

  33770

غدير، كربلاي عوام بود وكربلا ،غدير خواص!
در غدير با آنكه بيعت گرفته شد جفا شد و در كربلا با آنكه بيعت برداشته شد، وفا

  33769

تا يادش ميكنم"باران" مي آيد، نميدانستم لمس خيالش هم وضو ميخواهد..
ياحسين(ع)

  33768

اي خلايق! بنويسيد به سنگ لحدم/من فقط عشق حسين بن علي را بلدم/ ننويسيد كه او نوكر بد عهدي بود/ بنويسيد كه او منتظر مهدي(عج)بود/

  33766

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند / با سرورِ آفتاب بیعت کردند
رفتند و به دریای ابد پیوستند / چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند . . .

  33765

امــام صابــران بـودم، خمیدم / جدا از شاخه شد یـاس امیدم
چو دست از جسم عباسم جدا شد / سـر خود را به نوک نیزه دیدم

  33764

زد شرر بر قلب خونین تو، در دشت بلا
داغ مرگ اکبر گلگون قبایت، یا حسین
جان فدا کردى به راه مکتب آزادگى
جان هر آزاده اى گردد، فدایت یا حسین . . .