دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس دلتنگی

  31293

دلتنگی حس عجیبی است که گاهی“تـــو” را به یادم می آورد …
گاهی یعنی همیشه ، گاهی یعنی الان …

  31264

نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که “شاید” بیایی …
می خواهم امروز را زندگی کنم …
خواستی باش … نخواستی نباش

  31263

فلانی نردبان هوسش را برداشت و از اینجا رفت چون میدانست با این چیزها قدش به عشق نمیرسد ، عشق بال میخواهد که او نداشت !

  31254

به جاده که نگاه میکنم چقدر دلم برای راه رفتن تنگ میشه ،،،
کاش روزی … باهم یه لحظه چشماتو ببند و ببین :::: من و تو باشیم
یه جاده ی بی انتها باشه … هوا هم بارونی باشه …
اگه اینا باشه هیچ وقت خسته نمیشم
حتی تاول پاهام رو هم دوست خواهم داشت

  31228

بي بهانه تو را مرور ميكنم تاخاموشيم نشان فراموشيم نباشد...

  31226

مغتاد به اینترنت مجرم نیست...
تنهاست!

  31216

بهانه گیر زبان نفهم...دلم را میگویم... آخر تو را از کجا برایش بیاورم.

  31199

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند.دیگر گوسفند نمی درند.به نی چوپان دل میسپارند و گریه میکنند.....

  31160

اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي
باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي . . .

  31156

شاید تو آسمون رو دوست نداشته باشی ولی یکی یه آسمون دوست داره. . .

  31148

سلامی از دلی تنها/دلی آکنده از غمها/
گهی بی یار گهی با یار/گهی اززندگی بیزار
گهی گریان گهی خندان/گهی رنجیده از یاران
سلام ای بهتر از باران

  31113

ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم
زیر پایم را زود خالی کردی . سلام پر مهرت را باور کنم.یا پاشیدن زهر نا مردیت را

  31112

حرفامو ميشنوي از لابلاي شعر اينجوري بهتره
اما بدون هنوز شبهام بدون اشک محال بگذره
بودي کنار من اما چه سوت و کور من بودمو خودم
با اين همه ولي از گوشه گيريات خسته نميشدم
تو با خودم که هيچ با سايه ي منم حرفي نميزدي
با اين همه ولي به شب نشيني دلم خوش اومدي
از چي برات بگم وقتي نگفته هام با من آجين شده
حس ميکنم دلم غمگين ترين دله روي زمين شده
روزا که ميگذرن اما محاله که حسم عوض بشه
آخه هر شب يه ذره شعر روح خرابمو سمت تو ميکشه
امشب قراره که با خاطرات تو بازم بشينمو باز دردو دل کنم
با کاغذاي شعر صبحو ببينمو غرق خودم بشم
با قطره هاي اشک رو کاغذاي خيس
اين بيت آخره اما هميشه شعر پايان قصه نيست

  31111

نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی

  31107

سرگذشتمان چنین بود...
ما به دنیا آمدیم..!
اما دنیا به ما نیامد...