دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس تنهایی

  34989

در این شهرصدای پای مردمی است که همچنان که تورا می بوسند، طناب دارتو را میبافند...
مردمی که صادقانه دروغ می گویندو خالصانه به تو خیانت میکنند... دراین شهرهرچه تنهاتر باشی پیروزتری...

  34987

خیانت نکردمو خیانت دیدم
بی وفا نبودمو بی وفایی دیدم
تو رفاقت کم نزاشتم و واسم کم گذاشتند
هی روزگار خوب داری چوب لای چرخم میکنی...

  34986

یادت عادت است ، همین روزها ترکش میکنم مثل سیگاری که سالهاست نخ آخرش را میکشم!

  34969

چشمانم را باز میکنم و او نیست ، این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است .

  34964

چه لحظه ي درد آوريه وقتي ميبرسه خوبي؟اشك تو چشات جمع ميشه...5خط تايب ميكني ولي بجايenterهمه رو باك ميكني و اجبارا مينويسي:خوبم مرسي.توخوبي؟

  34961

دلم گرفته میخوام گریه کنم
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس
....

  34957

خیره خیره نگاهم نکن
چشم هایم دیگر سگ ندارد که آبِ دهانت هار هار برایش راه بیافتد گرگی درونش خفته است حواست جمع باشد!!!
می دَرَد..!!

  34949

دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،
آهای جماعت...
میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟
شما دقیقا چه رنگی هستید؟!

  34936

برگ پاییزی
راهی نداردجز سقوط ...
وقتی می داند
درخت ...
عشق برگ تازه ای را در دل دارد ...

  34933

خسته ام از این دنیا
دوباره سیب بچین حوا ...
من خسته ام ...
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ...

  34932

حالا که رفته ای
ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم ؟
خدا یادش رفته است مرا بکشــــد
یا تــــــو قرار است برگردی ؟

  34928

یه مطلب نوشتم از قول و قرارایی که بهم دادیو زدی زیرش وقتی اومدم ببینم تایید شده یا نه تو قسمت وضعیت نوشته بود تکراری عجیبه حتی 4jok هم میدونه تو این وعده هارو به خیلیا دادی....

  34926

هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم

  34923

متکای خودم را ترجح میدهم
دیگر به شانه ها اعتمادی نیست
شانه ها همچون متکای مسافر خانه ها شده اند
خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بودند.

  34904

کاش در فصل خزان زندگی
کسی برگ برگ زرد خاطراتم را ورق میزد
تا زمزمه سکوتم را در ثانیه های واپسین اینگونه فریاد کند
زندگی تکرار فراموشی در هیاهوی سکوت بود