دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس زیبا

  122263

عشق نوشت ♣
گـشـتـم بـــر در دیــوارحـریمـت
جایی ننوشتند گنهکار نیاید
کفتر جلدتم ای ضامن اهو
السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی موسی الرضا (ع)
هرکی کفتر جلد امام رضاست لایک کنه!

  122262

چون وقتی تب می کنیم، آن ها هم عرق می ریزند.
چون وقتی توی میهمانی خجالت می کشیم و توی گوششان می گوییم "سیب می خوام"، با صدای بلند می گویند: "منیر خانم! بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید!" و ما را عصبانی می کنند. و وقتی پدرمان، ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک می زند، با پدر دعوا می کنند.

  122258

اين جا زمين است !
ساعت ها به وقت انسانيت مانده است !
عزيزکم !
لبخند بزن !
آنقدر بخند تا تلف شوند از شرم
آنان که نان را از تو گرفتند و گرسنگي را به تو هديه دادند ..

  122257

یادت هست مادر؟
اسم قاشق را گذاشتی قطار -کشتی و هواپیما:
تا یک لقمه بیشتر بخورم…
یادت هست؟
شدی خلبان-ملوان-لوکوموتیوران
میگفتی بخور تا بزرگ بشی
اقا شیره بشی…
خانوم طلا بشی…
و من عادت کردم هر چیزی را
بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم.
حتی بغض هایم را…!!

  122256

گریه کردم اشکامو ندیدی تو ندیدی بی تو من شکستم
گریه کردم برگردی دوباره جون نداره این قلب شکستم

  122255

گریه کردم گریه کردم تو نبودی دنبالت میگشتم
بی تو هر دم وقتی نیستی گریم میگیره

  122254

هرکجای زمین را که دوست داری بکن!بی گمان گنجی خواهی یافت،به شرطی که با ایمان یک کشاورز ، زمین را بکنی!

  122253

آنچه کرم ابریشم آن را پایان دنیا می پندارد، در نظر پروانه آغاز زندگی است.

  122252

غـــم بیاویخته بارنــگ غروب
می تراود زلبـــم قصه ی سرد:
"دلـــم افسرده در این تنــگ غروب...!

  122251

به کعبه گفتم:توازخاکی،من از خاک.چرابایدبه دور تو بگردم؟
نداآمد:توبا پا آمدی بایدبگردی،بروبادل بیا تا من بگردم.

  122250

آن وقت ها قصه ی چوپان دروغگو ، افسانه ای شیرین بود. ...
دروغهایمان هم کوچک بود و شیرین ،بزرگتر که شدم...بزرگتر که شدی
دروغ هایمان هم بزرگتر شد.
روز به روز و لحظه به لحظه...
حالا نه تو حرف های مرا باور میکنی ،نه من وعده های تو را
دیگر قصه چوپان دروغگو هم چرندی بیش نیست...

  122249

saeed *** neda
در (وا) میشود.
در (بسته) میشود.
در هم (وابسته) میشود...

  122248

می گویند شاد بنویس...!!

نوشته هایت درد دارند...!

و من یاد مردی می افتم

که با ویالونش

گوشه ی خیابان شاد میزد

اما با چشمهای خیس...!

  122246

حسادت نکن اونی ک بعد تو بغل کردم زانوی غم بود

  122244

از "خوب" به "بد" رفتن، به فاصله لذت پریدن از یک "نهر باریک" است؛ اما برای برگشتن باید از "اقیانوس" گذشت...