دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس عاشقانه

  101454

..و آبی...
.
.. یــه جــــایــی هستـــــ.....
............................. وقتــــــی رسیــــــــــــدی....!!
... جـــای خـــالــیـیَــش را...
............................. هیــــــچ چیــــــز پُـــــر نمیکـــــند...
.. حــــتی بــادبــادکــها...!!

  101451

غم که می آید در و دیوار شاعر می شود
در تو زندانی ترین رفتار شاعر می شود
می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط کش و نقاله و پرگار شاعر می شود
تا چه حد این حرفها را می توانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می شود
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می شود

  101440

قلب کال من در فصل دست های تو میرسد
فصلی برای تمام رویاها,دستی برای تمام فصل ها...

  101429

به بعضي ها بايد گفت هــــي‌ فـــلانــي نردبـــان هــوس را بـردار و از اينـجـا بــرو،
با ايــــــن‌ چــيــــزهــا قـــدت به عــــشــق نـمـي رسد !
عـــشـــق بـــال مـــي‌خــواهــد کـه تـــو نـــــــداري . .

  101428

هم علامت نبودیم!
وگرنه حاصل جمع من وتو ما بود!

  101392

همیشه
یک نفر خیانت می کند و میرود
یک نفر هم میماند و تنها میشود
غمگیم میشود
سنــــــــــــــــــــــــگ میشود
میسوزد با خاطره ها...

  101391

مرا به بازی گرفنه ای،یا معنی واژهایت را خوب نمیدانی؟؟
دل تنگیت ارزانی خودت
من دلم را به خـــــدا سپرده ام.

  101385

حتی غرورم تو را جور دیگر دوست دارد...
به تو که میرسد بی صدا میشکند....

  101337

ﻭﻗﺘﯽ ﻋﻄـــــــــﺮﺵ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﻤﻮﻧﻪ

ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻪ ﮐَــــﻠَـــــﮏِﺕ ﮐﻨﺪﻩ ﺱ !!!...

  101335

جدايي راه آخره از آخرش شروع نكن
باديدن غروب من واسه كسي طلوع نكن

  101320

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند ...
و چین و چروک ها را ماست مالی ...
و حتی از آن خنده ها که دوست داشتی برایم بکارد !
باز هم از نگاهم پیداست که چقدر به نبودنت خیره مانده ام !

  101315

به سادگی رفت ...

به سادگی بخشیدم ...

حالا مانده ام...

چگونه بدون او به سادگی زندگی کنم؟!

  101311

چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان
که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد
بلاگردان جان و تن دعال مستمندان است
که بیند خیر از آن خرمن، که ننگ از خوشه چین دارد

  101309

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت
گفتمش در عین وصل ،این ناله و فریاد چیست
گفت: ما را جلوه معشوق در این کار داشت

  101308

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هر گه که جان بسپارند چاره نیست
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست