دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس عاشقانه

  124591

به سلامتی کسی که رو غیرتمون اسم گیر دادن گذاشت !

  124567

تنهایى
چیزهاى زیادى به انسان مى آموزد
اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم…!!!

✗shiva✗

  124566

یـہ وقتـایے هـم هسـت
ڪـہ مزه بودن یڪے
یـہ جوری رفتـہ زیر دنـــدونـﭞ !!
ڪـہ وقـتـے ازش دوری
همـہ چے میشـہ زهرمــــار!

✗shiva✗

  124546

عشق يعني وقتي كه نيست اينقدبه اتفاقاتي كه ميتونه براش بيافته فك كني كه نويسنده اي بشي واسه خودت....

  124540

روزی چند بار دوستت دارم
یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم
وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد
وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود
یک بار دیگر هم دوستت دارم !
باقیِ روز را
هنوز را

  124514

کسی که دوست داره،همیشه نگرانته،
به خاطر همینه که بیشتر از اینکه بگه دوست دارم میگه مراقب خودت باش!
راستی مراقب خودت باش!

  124512

گاهی می توان تمام زندگی را در آغوش گرفت..
اگر همه ی زندگیت یک نفر باشد......!!

  124098

آرزو کن با من
که اگر خواست زمستان برود
گرمی دست تو اما...
باشد.
"ما"ی ما "من" نشود
سایه ات از سر تنهایی من
کم نشود...

  124078

قلبم درد میکنه. تشخیص دکترا جراحیه.... چطور میتونم خونه ی تو رو بدم زیر تیغ جراحیه؟! اینجا تنها جاییه که تو هنوز توشی بعد گذشت این همه سال....

  124073

میدانم که چقد دلتنگم شده ای
و چه سخت به خود می قبولانم
که این میدانم هایم
چیزی جز خرافات عاشقی هایم نیست.......

  124055

عشق یعنی این
لحظه های خیلی خاص
که خدا هم فکر ماست
همه ی دنیا اینجاست
یه شروع/یه نگاه/لبمون؛بی صداست
عشق یعنی این/دو تا احساس بی تاب
به قشنگی یه خواب
دو نفر توی یه قاب
یه نگاه/تو چشات/دل من؛ "تو" رو خواست
هر چی میگم همه حرفای دلمه
عاشقتم حالا برو بگو به همه
بگو یه حس عجیبی تو دلمه
حس یه تب توی نتمه...

  124046

ماه تو که می‌رسد؛
مشکی دیگر دلگیر نیست…

  124044

دخـــتـــر جـــون
وقــتــی کــه نــاراحــتــی
وقـتــی کــه خـیـلـی غــم داری
وقــتــی کــه داری گــــریــــه مــیـکــنــی
شــایــد یـه پـسـر نـتـونــه پــا بــه پــات
اشــک بـریــزه و بـاهـات گـریـه کـنـه
ولــی بـه جـاش انـقـدر بـاهـات شـوخـی مـیـکـنـــه
انــقــدر ســر بــه ســـرت مـــیــــذاره
تـا جـایـی کـه بــیـن گــریـه هـاتــــــ بـخـنــدونـتــت
نــکـنــه این کـارشــو بـه پــای بـی احـسـاسـیـش بـذاریــا ....
مـیـدونــی چــی مـیـگـم ؟

  124014

خدا را چه دیدی ؟
یک روز بیشتر
” ساعتی ” ” لحظه ای ” با من بمان
شاید خنده ای پشت لب هایت
قطره ای پشت پلک هایت جا مانده باشد . . .

  124013

غیر از “مرگ”
چیز دیگری جدایمان نمی کند
این قرار ِ اول من و تو بود
بعد ، ما “جدا” شدیم
“مرگ” “دیر” کرده بود . . .