دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس عاشقانه

  50893

" ویــژه مــســــیـــحــا "
یـــا امــام حـــســـیـــن،آقــا جــان
ســـلام ...
مـــیـــشــنــاســیــم
هـــمـــون گـــدای هـــمــــیــشـــگـــی
مــیـــدونـــم خـــیـــلــی دلـــخــوری ازم
ولــــی .....خـــواســـتــم بـــگــم دیـــگـــه وقـــتــشــه
" دلــــــم شـــکــســـتــــ " ــه
خـــریــدارش خـــداســــت ، ولـــی، مــن روم نــکــرد بـــش بگــــم
دســــتــم بـــه دامــنت آقـــا
دســـتـــمــو بـــگـــیـــر، بــــد زمـــیــن خـــوردم....

  50887

آغوشتو به روم نبند بدون تو دق ميكنم مٹل روزای اول عاشقیم ھق ھق میکنم
‏ ھیشکی نميتونه تو دنيا جز تو خوشحالم كنه دلخوشه با تو ناخوشي حتي كه دنبالم كنه

  50886

جوونم كن اگه جرمه جووني , جووني كن كه پامون گیر باشه .
فقط تقدير اگه ميشه هميشه , دعا كن عشقمون تقدير باشه

  50880

در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم
دل به عشقت داده ام فکر جدایی نیستم

  50879

عجب زمانه اي شده زياد که با وفا باشي با سگ اشتباهت ميگيرند...

  50876

بعدمرگم تکه یخی روی سنگ قبرم بگذاریدتابااولین طلوع خورشیدبجای یاربرایم گریه کند

  50875

سرفه ک میکنم صدای
شیشه خورده می آید
فکر کنم
بدجور قلبم شکسته است....

  50859

آغــوشت میتواند قشنگترین سرخط خبرها باشد ،
وقتی تـو میتوانی قشــنگ ترین تیتر زندگی من باشی....

  50853

همــه ی حواسم را جمع میکنم تا خیالت را کم کنم اما تمام یادت در”من” ضرب میشود و “من” تقسیم میشوم در “ تــو” …
می بینی ؟؟؟ عجب دنیای بی حساب و کتابی است ؟؟؟

  50845

من و ته سیگار و پنجره باز..
مانده ایم که کدام یک براى سقوط مناسب تریم؟!

  50844

دخترک دل شکسته کنار پنجره سيگار ميکشيد..
دخترک خسته بود آنقدر که يادش رفت بعد از
آخرين پـُــــک
سيگار را به پايين پرت کند نه خودش را ...

  50802

در آغوشت
ورد می‌خوانم زیر لب
و خدا را صدا می‌زنم .
آنقدر صدا می‌زنم که بگویی :
جان دلم !

  50801

مـــن از عــــطـــرِ آهســـــته‌ی هــــوا مـــــی‌فهــــمـــم
تــــو بـــایـد تـــازه‌گـــی‌هـــــا
از ایــــنجا گـــــذشـــته باشــــــی ...

  50800

دغدغه هایت را به من بسپار
و آرامشم را بگیر
هنوز شانه هایم برای تو خالیست
هنوز آغوشت ،
آرامترین ساحل امن جان من است
می دانی ؟

  50799

همه ی این ها برای توست
تا لبخندی بزنی
و من
آرام بگیرم
ساز ِ دست هایم را کوک کرده ام
تو را می شناسند
مگر می شود
خاطره باشد و تو نباشی .. ؟
کافی ست
نه با چشم
با دل ات
من را بخوانی