دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نامزدآبجیم باخواهرش اومده بودن خونه مامهمونی
اونشب داداشم یه برگه مسابقه قرانی اورده بودخونه
توپذیرایی نشسته بودیم که به من گفتن پاشوبرگه روببرخونه عمو
تاجواباشو واسمون بنویسه
من هیچ رقمه زیر بارنرفتم که نرفتم
به هیچ وجه من الوجوه
درهمین اثنامشغول شیطونی بودم که ناگهان
"اونشب کذایی ازاینجاشروع میشه"
که ناگهان "روم سیاه"
صدایی سهمگین از مابه درشد
مادست وپای گم بنموده وسرخ روی،فی الفور ازجاکنده شدیم
وگفتیم برگه کو برگه کو بدید برم عموووووووووووووو
دم همشون گرم ابرازهمدردی کردن وهیشکی نخندید
فقط نامردا بااینکه 24 سال ازاون فاجعه میگذره هنوز یادشونه

مخاطب خاصم تازه 17سالش شده باناراحتی بهم زنگ زد گفتم چته بازچه گندی بالااوردی
میگه اگه بگم ناراحت میشی گفتم نمیشم
برگشته میگه بابام میخواد زنم بده ازخنده غش کردم روم قطع کرد دیگه جوابمونمیده
بی جنبه...!!
حالابه نظرتون باید برم خاستگاریش تانشون بدم برام مهمه
لایک=اره دیوونه تواین قحطی شوهرپیدانمیشه ازدستش نده
لایک=نه دخترباید سنگین باشه

سلااااام.....
قسمت اخر هوش سیاهو دیدین؟ یعنی سوتی هاشوون تو حلقم....
طرف بی سیم زده به یارو میگه: از کاشف 2 به کاشف 3 ......
یارو جواب میده : کاشف 1 به گوشم ...
من که نخندیدم....کی؟ من؟ بام؟.... شیب؟ ..... خخخخخخخخ

اینقدری که از تایید شدن پستهام خوشحال میشم اگه مهندسی عمران شریف قبول شم خوشحال نمی شم

#یه عاشقانه ی آرام#
عاشق نجابت چشماتم...
که همیشه عوض اینکه به روی دیگرون نگاه کنی...
به زمین نگاه میکنی...
یه لحظه چشم از زمین بر داری...
میفهمی چشمام منتظرن که نگام کنی...

امام حسین(علیه السلام):هرکس باگناه کردن چیزی رابه دست آورد به زودی ازدست برود وازآنچه میترسدبه زودی درچنگش گرفتارآید.(کتاب تحف العقول)

فقط در دو حالت از اینترنت میام بیرون :
1: بخوام برم دستشویی
2: شارژ لب تابم تموم بشه و برم شارژرشو بیارم
حتی غذا رو هم پشت اینترنت میخورم !!
معتادم خودتی :)))))))))))))))

'امام على(ع)فرمودند:
چهارچیزاست که به هرکس داده شود خیردنیا وآخرت به اوداده شده است:راستگویى،اداء امانت،حلال خورى و خوش اخلاقى.

'امام على(ع)فرمودند:
بهترین برادرانت(دوستانت)،کسى است که باراستگویى اش تورا به راستگویى دعوت کندوبااعمال نیک خود،تورابه بهترین اعمال برانگیزد.

یکی ازفانتزیام اینه که خانم صادقی واسه پستادکمه کامنت و اد فرندبزاره بدمن ازحوش حالی جفتک بندازم ودرحال جفتک توافق محوشم :-D
لایک=بافانتزیت موافقم

امروز دختر خاله ی 4 ساله م (پاراگلایدر) داشت هوش سیاه رو نگاه میکرد، بعد خونه ی ما هم شلوغ بود، صدای تلویزیون به این پاراگلایدر نمیرسید! در عین حال مامانش هم داشت حرف میزد! هرچی این میگفت ساکت باشین کسی محلش نمیذاشت و مامانش هم داشت صحبت میکرد که یهو نه گذاشت و نه برداشت فرمود:
ناگهان خری گفت!!!!!!!!!
آقا به این برکت تا دو دقیقه هیشکی نفس نمی کشید!
اینا بچه ن؟ خخخخخخخ
لایک = صد رحمت به گودزیلا :)))

خدایی با این اوضاع کار و درخواست هایی که توی روزنامه های نیازمندی ها می بینم، کم کم دارم به این نتیجه میرسم که زنم رو بفرستم سر کار، خودم بشینم تو خونه آشپزی و بقیه کارا رو نجام بدم! :))))

دهه شصتیا باید یادشون باشه
اونروزا وقتی سریال می ذاشتن و هنوز پلاک ماشینا قدیمی بود پلاکا رو شطرنجی می کردن که مشخص نشه شمارش چنده ؟؟؟

رفیق هیچ میدونی اکسیژنی؟
هر وقت میخم چند لحظه بیخیالت شم خفه میشم....

میگم خدا جون یه سوال:چرا مردم میگن خدا پشتو پناهت؟ آخه همه میدونن تو پشتو پناه همه ای...
سوال رو ولش کن خدا جون!
تو همیشه پشت وپناهمی ...
کمترین خوبیش اینه که اگه کسی برام دعا نکرد نگران نبودنت نمیشم!
تو هستی همیشه...
واین یعنی آرامش...