دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

تو هر قطره باران را به اسم ورسم میشناسی
در دوردست ها تنها تو به من نزدیکی
اسم تو را آسمان می شنود
باران سر میخورد زیر پلک های من
تو را صدا می کنم ... تو را صدا می زنم
خدا خدا می کنم
روبه راهم باد می وزد
روز مچاله صاف می شود

عاقا من نمیدونم چه حکمتیه هروقت که من گشنمه، فرق یخچالمون با کمد ، فقط چراغ توشه!
حالا کافیه من مریض بشم اشتهام کور بشه ،
از تخم طوطی آمازونی بگیر تا شتر بریون در این گنجیده میشه!
ماه رمضون که دیگه هیچی اصن واویلاست …
یخچاله ما داریم؟!

چشمی دیگر بده تا تماشا کنم تورا
این دیده نیست لایق دیدار روی تو
یا صاحب الزمان(عج)

زندگی...
همین خنده های ساده ی توست...
وقتی باتمام غصه هایت لبخند میزنی...
و باعث میشوی از تمام غصه هایم رها شوم...
میفهمم...

خدا پرسید می خوری یا میبری؟
من گرسنه پاسخ دادم می خورم،،،
چه میدانستم لذت ها را میبرند،حسرت ها را می خورند
"حسین پناهی"

نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت :
پسرم!یک بهار یک تابستان یک پاییز ویک زمستان را دیدی !
ازاین پس همه چیز جهان تکراری است جز مهربانی...

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ پــِــســَــر خــآصــ _-_-_-_-_-_-_-_-_-
مثـل ِ این صدا خفـــه کن ها میمونه
که میـذارن سر هفت تیـــــــــر !
خیانت رو میگم …
بی صــــدا می کشتت ..

خواهرم تازه به دنیا اومده اووردیمش خونه خوابیده پسر عموم اومده میگه: خوابه میگم پ ن پ زدیم تو شارژ دکترا گفتن 8 ساعت شارژ اولیه لازم داره وگرنه خوب گریه نمیکنه!!!
پسرعموم:are you kidding me????
من:((((yes

یکی از فانتزیام اینه که ...
یه رشته دانشگاهی تاسیس کنم به اسم 4جوک شناسی!
تو این رشته به یه سری از شماها آموزش داده میشه که یه لایک میخواید بزنید هیچی ازتون کم نمیشه، هیچی هم به من اضافه نمیشه!
بعدش که لایک زدن رو یاد گفتید و دانشجوهای خوبی شدید، آخر ترم همتون رو میندازم، تلافی اون پُست هایی که قبلا لایک نکردید!!!

زیر برگه هم نامه بنویسید 2 میدم!

زن عموم داشت میگفت چرا خواننده ها همش واسه مریم و لیلا شعر و آواز می خونن؟

چرا واسه من که اسمم اعظمه ترانه نمی خونن؟ دخترش خیلی جدی گفت چرا داریم.

یکی هست که میگه اعظم رو برنگردون پریشونم پریشون!! (ازم رو برنگردون)
فک و فامیل داریم؟

از تمام رازورمزهای عاشقی،جزهمین سه حرف،جزهمین سه حرف ساده ی میان تهی چیزدیگری سرم نمی شود،راستی دلم چه می شود؟؟؟
(قیصرامین پور)

وقتی که کچل میکنی...:

اونایی که بالا شهر میشینن میگن: وای فکر کنم کچل مد روزه یادم باشه فردا کچل کنم!

اونایی که وسط شهر میشینن میگن: کی از سربازی برگشتی پسر؟

اونایی که پایین شهر میشینن میگن: فکر کنم تازه از زندون آزاد شده!!!!

دبيرستان كه بوديم يك كپسول آنتي بيوتيك از خونه بر مي داشتيم مي برديم مدرسه
قبل از اينكه معلم بياد بازش مي كرديم پودرش را مي ريختيم روي بخاري يك بوي بدي تو كلاس راه مي افتاد كه نگو و نپرس .معلم كه مي اومد فكر مي كرد از بخاريه هيچي ديگه كلاسو تعطيل مي كرد.
مي بينيد ما دهه شصتيا چه هوش و ذكاوتي داشتيم ، ô_ô،حيف كه امكانات نبود.

از تمــــآم دنیــآ
یک صبــــح سرد
یک چــــآی دآغ
و یک صبـــح بخـــــیر تو
برآیـــــم کـــآفیــــــست...

بـا رفیقم داشـتیم مـیرفتیم جـلو درشون، کـار داشـت...
بـعد،رسـیدیم جـلو در گـفت: حـرکـتو نـگا! مـرگه مـن نـگا کـن ایـنجارو ...

رفـیقم زنـگه خونشونو زد بـعد آبجیش آیفونو بـرداشـت ...

قـبل از ایـنکه آبجیش چـیزی بـگه سـریع گُفت: کـیه؟ :))
آبـجیشم هـُول کـرد گـُفت :مـَنم :)))
بـعد سـریع درو بـاز کـرد :)))

خـدا وکـیلی نـیم سـاعـت دراز کـشیده بـودیم تـو پـیاده رو داشـتیم قـهقهه میزدیـم ..!

:))