دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

مهمون داشتیم گودزیلای ما (داداشم-7 سالشه) با گودزیلای فامیلمون دعوا میکردن یکی میگفت تو خنگی اون یکی میگفت تو خنگی هی پشت سر هم میگفتن منم برای اینکه تموم بشه گفتم اصن من خنگم بس کنید دیگه
داداشم تو چشام زل زد گفت اصن تو داخل آدم حساب میشی که خنگ باشی یا نباشی!!!!

یعنی داغون شدما...

این افرادی که میان همین جوری از مطالب میگذرن بدون حتی یک عدد لایک
اینا رو اذیت نکنید
اینا مثلا با کلاسن..........

خواستم زيبا گلي را
زينت خاطر كنم ديدم اندر خاطرم جز تو گلي زيبا نبود.

• درجات دیوانگی:
۱/ گیج
۲/ خنگ
۳/ پپه
۴/ گاگول
۵/اسمت چی بود؟

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانندو زنان شوکت زن بودنشان را.....

کاش مردان همیشه مرد باشندو زنان همیشه زن......

آنگاه هر روز نه روز “زن”،نه روز “مرد” بلکه روز “انسان” است.....

یکی از مسخره ترین پیام هایی که توی اینترنت میبینید :

“ نام کاربری یا رمز عبور اشتباه است ”

آخه نکبت کدومش ؟ نام کاربری یا رمز عبور ؟؟؟ :|

عموم زنگ زده بعد از کلی احوال پرسی قربون صدقه میگه عمو جون شماره فلانی رو داری میگم اره براش می خونم ۹۳۶..... گوشی قطع کرد بعد از ۱۰دقیقه زنگید.گفت فلان فلان شده چرا هر چی زنگ میزنم می گه شماره ی مورد نظر در شبکه موجود نیست .یه بار دیگه بخون من گفتم0936.. بازم شروع کرد گفت فلان فلان شده چرا دفعه قبل صفرشو نگفتی
عاغا من دیگه حرفی ندارم

سلام دوستان
مژده.... مژده ......مژده
با استناد ب یک خبرگذاری معتبر باید بگم تولیدکرم حلزون تو ایران ممنوع شد...........بنابراین تبلیغاتش هم ب زودی قطع خواهد شد
دوستان هر کی خوشال شد بکوبه لایکو

میترسم ....میدانی که شرمسارم ....مدتی است نمیتوانم به اسمان نگاه کنم.....چون میدانم تو به من می نگری.....به کارهایم روی زمین .....اما این روزها امیدوارترم از گذشته........به خود میگویم میتوانم .......ماه برکتت نزدیک است.......حال که خوب فکر میکنم اسمان نیز نزدیکتر است......دلم اسمان را....تورا...دیدارت را ...میطلبدو میدانم در این ماه تجلی میابد وجودت در وجودم..........به عاشقانت میگویم.....به همه........رمضان نزدیک است

[[[mehdi]]]
شما یادتون نمیاد ولی یه زمانی بچه های 4jok
خیلی فعال بودن امرو انگار همتون دپ میزنید

هشدار:
بترسید از گناه در حضور شاهد، آن هم شاهدی که فردا خودش قاضی است.

چن وقت پیش که مرغ گرون شده بود و سرش صف وامیستادن چنتا مرغ خریده بودم میرفتم خونمون یه گدا نشسته بود سر خیابون تا چشمش به مرغا افتاد گفت نمیخای شیرینیشو بدی !

حدودا 5سال پیش خسته از سر کار میومدم که یهو....
دور یک میدون شلوغ منتظر ماشین اونم تریپ مهندسی متوجه شدم دارم بلند میخونم (زیبا جا دار مطمعن یخچال قریزررررر امرسان)
همه ملت داشتن آسفالت گاز میزدن ..
هنوز که هنوزه جرات ندارم پیاده دور اون میدون راه برم....

لایک:امیدی بهت نیست

هــــيــچــوقـــت ...
احســـــاســــتــونـــو از كســـي كه دوســـش داريـــن
پــنهــــون نكنيـــن!
اگــــــر احســــــاســـــاتــــي قــــــراره ناگـــفــتــــه بــمــــونـــــه...
اصــــن بــهــتـــــره وجـــــود نــــداشــتـــه بـــاشــــه...

آقـــا ! من یه چند وقتی بود از پوستم خیلی نا امید شده بودم...
کم کم داشتم تصمیم می گرفتم حلزون بخرم...!
تا اینکه دیروز خیلی اتفاقی آینه ی اتاقم رو تمیز کردم...
پوستم اینقــــد خوب شده که نگو...!!!
اصلا به زندگی امیدوار شدم ...!
^_^