دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

(این دیگه چیه؟مطلب من که صدتای اینو می ارزید...والا....)چیست؟
عکس العمل یک4جوکی حسود پس از فهمیدن اینکه پستش تاییدنشده....

دیشب برا داییم رفتیم خواستگاری،عروس خانم یه برادر داشت...بعد کنار اون نشسته بود.(عروس روسری وحجاب نداشت)جو سنگینی تو مجلس حاکم بود.من به عروس گفتم:زندایی شما چه رشته ای خوندین؟دیدم طرف سرخ شد وبا حرص گفت:من میلادم(برادرعروس)،به نفر کناریش اشاره کرد و ادامه داد:این میناست....
هیچی دیگه..دیشب تو کابینت خوابیدم...
پی نوشت:مجلس به طرز فجیعی بهم خورد...بیشعورا فکرکردن مسخره کردم...نمی دونستن این تشخیص حاصل تامل 3 ساعتم بوده...
لایک:نتیجه میگیریم تو مراسم خواستگاری روسری بزنیم....خخخخخخخخخخخخ

چند هفته پیش رفتم دندونموکشیدم مامان بزرگمم خونمون بود مامانم گفت بابک بیا نهار ..گفتم نمیتونم جای دندونم درد میکنه.....دیدم مامان بزرگم طی یک حرکت زیبا دندوناشو درآورد وگذاشت کف دستم گفت:ننه من نمیتونم غذا بخورم بیا ازاینا استفاده کن من :(((((((((( دندون مصنوعیای مامان بزرگ:))))))))))) غذا:((((((((((((((((((((

k : E @@@@@
بابام و داداش بزرگم داشتن کشتی میگرفتن میگم بابا بعدش نوبت منه میگه برو با هم نوع خودت کشتی بگیر ،زدم زیر خنده گفتم بابا اون هم سنه نه هم نوع ،برگشته میگه خودم فرقشو میدونم منظورم اینه با حیون وحشی کشتی نمیگیرم !!! هیچ حرفی برا گفتن ندارم

‎ ‎ k : E @@@@@
بابام رفته بود سفر راحت زیر کولر دراز کشیده بودم تا گردن زیر پتو بودم و حس میکردم تو افقم ،میبنم داداش بزرگم کولر رو خاموش کرد بهش میگم مگه مرض داری ، برگشته میگه حالا که بابا خونه نیست من مرد خونم!!! وای یعنی اگر بابا و داداشم برن جایی من مرد خونم و باید ساعت دو شب بیدار بشم کولرو خاموش کنم ؟ لامصب مغزم نمیتونه این کابوسو پردازش کنه، والا ا ا ا

k : E @@@@@
مردم میرن دریا ،کوه ،دشت ،صحرا ، شهرای دیگه ، کشورای دیگه ، حد اقل سفر نرن میرن ،استخر ،پارک ،رستوران ،جاهای دیدنی شهر خودشون ،لامصب اوج بد بختی میرن ساندویچی سر کوچه یه ساندویچ میخورن ، بعد من اوج شادیم و سرگرمیم لذت زندگیم اینه انگشتام رو فشار بدم صدا بده بگه تک ک ک ک ک ، بله همچین ول خرج و خوش گزرونیم من

ازعرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید...!
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما!

علامت اختصاری علی در4jok
‏ افتضاحﺗﺮﯾﻦ ﺳﻮﺗیم : )))))))))))))
ﺷﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﻴﻘﻢ ﺑﻮﺩﻡ ... ﻳﻬﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻛﻪ ﭼﻨﺪ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ : ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻰ
ﺭﻭﻓﻬﻤﻴﺪﻡ، ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺁﺩﻣﻲ ﻫﺴﺘﻰ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺭﻭﻳﻰ !!!
ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﻛﭗ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﺷﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺁﻣﺎﺭﻣﻮ ﺩﺍﺩﻥ ..
ﺍﻣﻮﻥ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﻗﻀﻴﻪ ﺍﺯﭼﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢﺑﺮﺍﺵ : ﺟﻬﻨﻢ
ﻭﺍﺳﻢ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮﻭ ﮔﻤﺸﻮﺑﻪ ﺩﺭﻙ ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﺑﺎ 100 ﺗﺎﻯ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ
ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻴﻠﻰ ﺳﺮﺗﺮ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﻫﺴﺘﻦ .... ﺁﻗﺎ ﻫﻴﭻ ﺩﺧﺘﺮﻩﮔﺮﻳﻮﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺘﺶ
ﻛﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻛﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻫﻤﭽﻴﻦ ﺟﻮﺍﺑﻰ ﺍﺯﺕ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﻓﻘﻂ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ ﻳﻪ ﺭﻭﺕ
ﮔﻠﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺕ ﻣﺎﻩ

علامت اختصاری علی در
4jok؛پسري که هميشه بو عطر بده
خوشتيپ باشه
خوش هيکل ياشه
لباساي شيک بپوشه
گاهي رسمي
گاهي اسپورت
هي بهت نگه لاغر کن
خودش هرروز دستتو بگيره ببره پياده روي
تو داشبورد ماشينش هميشه پاستيل باشه
نذاره هيچ وقت ناراحت باشي
هي باهات شوخي هاي بامزه کنه
آغوشش امن باشه
عشقش بي هوس باشه...
اين پسر هنوز به وجود نيومده خودتونو خسته نکنيد !:| :|
لایک =موافقم عاقا کم نزار فکرکن پست خودته

عید امسال قسمت شما بشه ایشالا رفتیم مشهد،باقطار که اول از شهرمون می رفتیم تهران و از اون جا به مشهد،به تهران ک رسیدیم یکی از گودزیلاهای تو قطار ک چسبیده بود ب پنجره داد زد برج میلاد برج میلااااااااااد!مام ک تهران ندیده خوانوادگی چسبیدیم ب شیشه!فک میکنین چی دیدیم؟
.
.
.
.
.جرثقيل!
فقط سكوت.....ضايع شدن مارو خودتون تصور كنيد

یکی از فانتزیام اینه ک وقتی شوهرم باهام قهره از خونه بزنم بیرون و تصادف کنم و غرق خون بشم بعد قاتلم با گوشیم زنگ بزنه به شوهرم و شوهرم بدو بدو با شلوار استرج مخملیه ریونه کتان تنگ لوله تفنگی با زیر پوش ابی بیاد بالا سرمو با بغض چشاشو سوز بده و بگه انصافت کجاست نکبت بلند شو وتو نباید ترکم کنی پاشو د لامصبه پاشو سگ مصب و هم چنان ک لبش میلرزه یقه لباسمو بگیره و داد بزنه و بگه تو رو خدا یه چیزی بگو منم انگشتمو بزنم توی خونم و بعد بنویسم خدانگهد............. بعدم جون بدم و با یک لبخند دار فانیرو وداع کنم
اوووووووف اشکم در اومد

من انقدر دوس دارم تو ماه رمضون حواسم نباشه, برم یه چیزی بخورم, ولی همیشه چون دوس دارم اینکارو بکنم,هیچ وقت اتفاق نمی افته!!!

لایک: شما هم اینجوریین؟!!!!!

آخرین باری که دوس دختر داشتم توGTA بود که اونم زدم اشتباهی با ماشین لهش کردم...

♫☼***(محمدرضا)***☼♫

کـاش در ایـن رمـضـان لـایـق دیـدار شـویـم
سـحـری بـا نـظـر لـطـف تـو بـیـدار شـویـم
الـتـمـاس دعـا...!!!

رفتم یه مغازه که فروشنده یه خانوم جوان بود! برگشته میگه پسرم چی میخوای :| کلا چار یا پنج سال ازم بزرگتر بود .ینی 5 سالگی ازدواج کرده ؟میشه ؟ :|
هیچی دیگه منم بعد کلی خرید آخرش گفتم مامان من پول نمیدم. مادرو پسر که این حرفارو ندارن :)) بعدشم خدافظی کردم رفتم.خوب عزیزه من احساس مادری نکن :|(