دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم سوم راهنمایی که بودم بعد هر امتحان نهایی کتاب دوست نازنینمو براش پاره میکردم و میگفتم آخیش راحت شدی از این کتابای مضخرف بعد آخر امتحانا کتابای خودمو فروختم به نون خشکی آخ یعنی دل و رودم براش کبابه نازی خیلی مظلوم بود هیچی بهم نمیگفت با نگاش فحش میداد

اعتراف میکنم بچه که بودم با همدستی بچه های فامیل یواشکی فیوز کنتر برق رو در میاوردیم و عموی بیچاره دوباره میزدش انقدر این کارو ادامه دادیم که همه به این نتیجه رسیدن که کنتره اتصالی کرده و می خواستن عوضش کنن وای دلم براشون کبابه

اعتراف میکنم بچه که بودم مامانم از این شیر رای شیشه ای میگرفت برا خوردن مام یواشکی ازش میخوردیم بعد برا اینکه سه نشه شیر و با آب قاطی می کردم درشو هم خیلی قشنگ به صورت اولش در میاوردم هنوزه که هنوزه مامانم میگه نمیدونم چرا اون شرا مزه آب میداد .

یکی از فانتزیام از بچگی این بوده که وقتی مترو میاد هرجا که خلوته با انگشت اشارم مترو رو نگه دارم بعد من که سوار شدم دوباره مترو حرکت کنه!!!!!!

ضد حال یعنی اینکه یه جیر جیرک نصفه شب
بیاد تو اتاقت و نذاره تا صبح بخوابی...!!!!

ضدحال یعنی....ما اکنون در زمان
ضدحال استمراری
زندگی می کنیم والااااا...!!!

بعضیا اول Copy , Paste بودن بعد دست و پا درآوردن !

بعضیا هم مثه هندزفری میمونن ، هارت و پورتشون فقط تو گوش ماست وگرنه واسه بقیه صدای پشه هم نیستن !

گفتم بزار یه ذره خودمو واسه مامانم لوس کنم.گفتم:ماماآاااآن!
گفت:بله
گفتم:وقتی من به دنیا اومدم تو و بابا چه حسی داشتیننننننن؟؟؟!
گفت هیچی والا یه بدبختی به بدبختیامون اضافه شد!!
مهر و محبته مادری تو خونهی ما موج میزنه،ترو خدا تعارف نکین هر وقت کم آوردین بیاین قرض بگیرین!خخخخخ

مخاطب خاصم میگه هر پسری وارد زندگیم میشه اونی نیست که میخوام! بهش میگم درد تو خوبه ، من هر دختری تو خیابون میبینم لامصب همونیه که میخوام :| :|

دقت کردین هروقت میخواین برین دستشویی کل خانواده باهم دستشوییشون میگیره؟؟؟

علت بی خوابی ام را چگونه توصیف کنم ،
وقتی پای طرح مکالمه رایگان ایرانسل در میان است !

دقت کردین تو یکی از آگهیا که مربوط به روغنه بچه ها باباشون که اومد داد میزنن بابا بابا بریم بیرون غذا بخوریم.بعد خانوم خونه زنگ میزنه براش روغن مخصوص میارن بعد مرغارو سرخ میکنه بعدمیچینه تو بشقاب هنوز بچه ها با باباشون نرفتن بیرون.یعنی سرعت عمل به این میگنا.....

یکی‌ از فانتزیام اینه سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم
مراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببین هیچی‌ کفه دسم نیست....
بعد بش بگم زرشک! ضایع شدی؟؟؟
اصن به عشق همین حرکت میرم مدرسه.....

اعتراف میکنم از دانشگاه داشتم میومدم خونه دیدم فقط کلید در حیاط رو دارم...رفتم تو کلی تو حیاط نشستم...چند ساعت گذشت...یهو دیدم مامانم از پنجره داد میزنه میگه دیوونه چرا تو حیاط نشستی...منکه خونه بودم.!!!!!
من:O_O
خوب فکر کردم کسی خونه نیس...*_*