دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

کاش دلها انقدر پاک بود که برای گفتن "دوستت دارم"
نیازی به قسم خوردن نبود...

آغا هفته ی قبل سر کلاس بودیم که یهو یکی از این همکلاسی که خانم هم بود یهو زد زیر گریه و پاشود به استاد گفت:استاد به خدا اگه یه بار دیگه به کسی نگاه کنی خودم رو میکشم.
آغا تا امروز که رفتیم کلاس دیدم استاد گرامی با همسرشون اومدن سر کلاس.
بنظر شما هفته ی بعد بهتون خبر مرگ ختره رو میدم یانه؟؟؟؟
اونایی که میگن میمیره بزنن لایک رو.

کوچک باش.امابزرگ بمیر.
امضا:علی اصغر...
خدایی محرم هم حال وهوایی داره ها.حسینیا کوشن؟

  115100 | جوک جدید

اینایی که میگن شب نباید چیزی خورد غلط کردن...
اگه نمیشه پس چرا یخچال چراغ داره...!!!!
حرف حساب جواب نداره :D

اين روزها ، هر شخصے قہرمان داستان زندگے خويش هست...
و اے كــــــــاش...
اين قهرمان تا ابــــــــد زندھ باقے بماند...

اين روزا ازدواج كردن مشكل شده...
دليشم ايناست!
دخترا ميگن تقصير پسراست!
پسرا ميگن تقصير دختراست!
جالب اينجاست كه هرجفت مقصرن...
حالا! آي پسر و دختر جووني كه منتظر شاهزاده هاي خودتونين بيايد از خودتون شروع كنيد...

عاقا من ی جور ادمیم که حد اقل تو دانشگاه سوتی دادنم در حد صفره حالا امروز نیم ساعت دیر رسیدم سر کلاس بعد در کلاسو که باز کردم استاد عصبی نگام کرد منم رفتم که بشینم خیلی قشنگ هول کردم ولی مثلا خودمو کنترل کردم دیدم صندلی نیست و رفتم با هزززار هلاکتی صندلی اوردم دیدم ...یا حضرت اسرافیل سه تا صندلی خالینننننن ... تازه دوتاشون ظبقه اولن !!! سه چهارم دانشگاه تو اون کلاس بودن و فقط منو به حالت oO تماشا میکردن ... عرق سرد اون لحظه هنوز زیر دندونمه !!!

ساعت ها را بگذارید بخوابند بیهوده زیستن را که نیاز به شمردن نیست
دکتر علی شریعتی
حال کردی ؟ بزن لایکووو

عاقا عروسیه پسر عممه ما هم رفته بودیم خرید لباسو این چیزا تعدادمون خیلی زیاد بود این زنه پسر عمم با بچه اومده بود سختش بود آخر از همه راه میومد عمم عین این معلما که میبرن اردو هی نظارت میکرد کسی جا نمونه کلا دیگه از این داستانا میخواستیم سوار اتوبوس شیم زن پسر عمم جا مونده بود هی میگفتیم الناز جا مونده اون طرف خیابونه ماهم سوار شده بودیم عمم به اتوبوسیه میگفت وایستا آقا یکیمون جا مونده ملتم به ما نگا میکنن خجالتی داشت واسه خودش عمم هی داد میزد الناز بیا الناز اومدی بدو دیدیم راننده اتوبوسم میگه الناز خانوم بدو الناز خانوم بدو بیا ما دیگه هم خجالت میکشیدیم هم صندلیای اتوبوسو میجوییدیم اگه پسرعمم بفهمه کل ملت اسم زنشو صدا زدن ................
ما:@:
راننده اتوبوس : )<
ملت: )"

آخر عاقبت تارف خوراکی به من گشنگیه
همه ی ملت میدونن که من توی بحث خوراکی با هیچ اهدی شوخی ندارم و نقش یک بچه پر رو رو دارم
" حالا تو جرءت داری خوراکی به من تارف کن بعدم اگه تونستی پس بگیر
امروز معلم شیمی واسه ی این که ناخنمون بلنده یکی رو مجبور کرد شیرینی بیاره بعد وقتی نوبت به من رسید یکی برداشتم دوباره تارف کرد برداشتم و سه باره تارف کرد برداشتم بعد دیگه دید الان ورشکست میکنه از جلو دستم برداشت نامرد
تو سرویسم ساندویچ کالباس تارف کردن بعد بزور از دستم در آوردن
یک بارم بستنی تارف کردن به گازه دوم نرسیده کلش رفت تو معده جناب عالی

...داشت خوابم می برد
دیدم اگه خواب باشه و توی این خواب خوابم ببره،تازه وقتی از اون خواب دومی بیدار بشم،توی این اولی ام و تازه باید از این یکی ام بیدار بشم.... دیالوگ زیبای فیلم گاو خونی

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
به دوستم ميگم: "بيا منطقي حرف بزنيم.‏"
ميگه: "باشه؛ ولي هر چي من گفتم‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏

او مرا از چشمش انداخت و من بلندش کردم تا اوج,من روشنش کردم اما او خاموشی ام را جشن گرفت

طرح چشمانت زمین محبت بود و من قانون جاذبه ات را وقتی سیب سرخ دلم افتاد فهمیدم

سالهاست این ترازوی ۲کفه تعادل ندارد ، دست خالی و دل پر !