دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

ﻏﯿﺮ ﺑﻬﻤﻨﯽ ﻫﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺑﻬﻤﻨﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﯽﺧﻨﺪﺩ، حتی ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ عمیقا ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ...
ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﺑﻬﻤﻨﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﺪ، ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ...
ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﺑﻬﻤﻨﯽ ﮐﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺳﺮﯾﻊ ﺣﺮﻓﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﺯﯼ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ...
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺑﻬﻤﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺭﻗﯿﻖ ﺍﻟﻘﻠﺐ ﻭ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﺍﺳﺖ...
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺑﻬﻤﻨﯽ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ...

من زاده "بهمنم"
اگر مرا میخواهی باید با "غــــرورم" بخواهی...
اگر مرا میخواهی باید با "پیچیـــدگی ام" بخواهی...
اگر مرا میخواهی باید با صراحتــــم " بخواهی...
من با بقیه متفاوتــــم...
اگر میخواهی مثل بقیه باشم برو دنبال همان "بقیـــه"...
آنکه درون من خفته است، "عشـــق" است ... عشقی که
منتظر است دست از پا خطا کنی تا تلـــخ ترین تلـــخ ها
را به تو بچشاند ...
پس اگر نمیتوانی "خــــاص" بودنم را تحمل کنی به من
نزدیک نشو که هم دورت میکنم هم "درو" ات ... !!!

خوشبختی یعنی ...
صداي نفس هاي مامان و بابات
وقتي كه خوابن....

آغا ما پيش دانشگاهي بوديم، يه روز معلم گسسته اومد سر كلاس و گفت برگه هاتونو درارين امتحان بگيرم، بچه هاي كلاس هم هيچ كدوم گوش ندادن، آغا اين معلمه هر چي گفت هيچكس گوش نداد، رفت دفتر به مدير گفت اما بازم نشد، تا آخرش افتاد گريه و شوهرش اومد سراغشو بردش، ديگه هم پاشو تو مدرسه ما نذاشت! يادش به خير

مورد داشتیم توی دانشگاه طرف تا یه ترم دنبال دفتر!!!!!!!!! میگشته.
لایک=خخخخخ
لایک= خودمم همین جوری بودم
لایک= عه!!! مگه دانشگاه دفتر نداره ؟ پس استادا زنگ تفریح!!!!!!!!! کجا میرن؟
(به عزیزانی که بیماری قلبی دارند توصیه میشود اون مورد آخر رو نخونند)

یه بیماری ام هست تو دنیای مجازی
که بهش میگن:
"بیماریِ استاتوس به خودگیری"

نه بچگی کردم نه چیزی از نوجوانی ام فهمیدم؛الان هم تو جوانی پیر شدم خدایا پس کی دستمو میگیری؟اگه صبر ایوب بود هم تموم میشد؛

  115275 | جوک جدید

تا وقتی که مدرسه میرفتم هر بزرگتری میدیدم میگفت:آفرین دخترم،درس بخون،درس خیلی خوبه،تا جایی ک میتونی درس بخون ک در آیندت موفق باشی.
حالا که با کلی بدبختی دانشجو شدم باز همون بزرگترا میگن:ای بابا.درس ب چه دردی میخوره.اینقدر تو این کشور دکتر مهندس بیکار داریم،بهتر بود به جای درس میرفتی دنبال یک حرفه.تو این دوره و زمونه درس خوندن وقت تلف کردنه...
حالا من چیکار کنم؟اگه نرم دانشگاه پس ب چه امیدی کلیپسمو صبحا از پارکینگ دربیارم بزنم ب سرم؟.(گفتم که بخندین،زیادی خوشحال نشید،نیتم خیر بود،فداکاریم تو حلقم)

می شود کمی بخندی به حوض آب ؟
می خواهم عکس بگیرم یادگاری از روی ماه...

قدم در راهی بگذار که پایانش آغاز تو باشد؛
دوستان بیایید دعاکنیم همه معتادان به خودشون بیان و به زندگی سالم باز گردن؛

منم آن موج بی آرام و سرکش
که سرگردان به دریای فریبم
مرا دیگر رفیق و همدمی نیست
به شهر نا به سامانی غریبم

هیچکس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه اما من به دلم یاد دادم وقتی شکست،تیزی اون دست کسی رو که اونو شکسته نبره.....

باید بگم که من هم با اون دوستمون(دوخواهر)موافقم؛ماهم یه کروکودیل زیر فرش داریم؛که پنج تا خواهر شوهر حریفش نیستیم؛

عاقا یبارم رفتم سرکار مادرم خیر سرم چون سرش شلوغ بود یکم کمکش کنم این همکار جدیدش که منم تا حالا ندیده بود تا منو دید شروع کرد کلی تعریف که ماشالله شاسی بلندی و خوشتیپیو این حرفا آخرش برداشت گفت داماد خودمی و فلان بیسار و تا موقعیم که کارمون تموم نشد و برنگشتیم هم همه این حرفا رو تکرار میکرد...
خلاصه که کارمون تموم شد تو راه برگشت به مامانم میگم: مـــامــــان این دختر خانوم فلانی همین همکارتو دیدی چجوریاست که این ولکن ما نبود هی میگفت داماد خودمیو فلان!!!
حالا مامانم همون حالت که داره داشبرد ماشیونو از خنده گاز میزنه میگه دخترش کجا بود،،،سه تا پسر داره یکی از یکی عاقاتر ((آقاتر یا آغاطر))...
من تو اون لحظه :|
مامانم در حال گاز زدن داشبورد :)#)
خانوم فلانی همکار نَنَم :دی وَ :)))

يكى از مشكلاتى كه از دوران ابتدايى تا الان ( بزنم به تخته ٢٢ سالمه) داشتم ،
تشخيص حس ها بود ...
فكر ميكردم حس چشايى مربوط به چشمه!!
حس بينايى مربوط به بينى !!