دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

the truth is that there is only one terminal dignity-love-and it
is perhaps the only glimpse we are permitted
واقعیت این اس که یک ارزش نهایی در زندگی وجود دارد و ان عشق است شاید تنها نگاهی باشد که ما را به ابدیت متصل می کند.

صد سال ره مسجد و میخانه بگیری
عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری

عاقا ی دوستی دارم آخر IQ............
تو خوابگاه داشتیم با هم چار جوک میخوندیم دوستم با اعتماد به سقف به بالا همش لایک زیر پست ها رو برا پست قبلی میکوبوند ....
دانشجو هم هست یعنییییییییییی......
اصلا وعضیههههه
با اینا شدیم 75 میلیون..

اعتراف میکنم که چند وقته عاشق شدم.....
اونم تو کلاس جلو استاد0^0
اصلا ی وعضیه......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعلههه عاشق پرژکتور کلاسمون آخه همیشه 45 دقیقه طول میکشه تا راه بیوفته...
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

طرف رفته خواستگاری
بابای عروس با لپ تاپ اومده می گه پسر جون، من اهل تحقیقات محلی و اینا نیستم، یوزر پسورد فیس بوک رو بزن!!

بچه ک بودم یکی از همسایه هامون یه جفت پسر دوقلو داش ک یه کوشولو از من بزرگ تر بودن.منم یه جوجو کوشولو داشتم ک خیلی دوسش میداشتم.بعد از مدتی ک دهن جوجومو حسابی سرویس کردم جوجوم مرد و من تو باغچه خونمون چالیدمش.بعد این پسرای همساده مون رفته بودن جوجومو در اورده بودندش در حالی ک جوجوم زنده شده بود! ولی این پسرا انقدر اذیت کردن جوجومو ک دیگه واقعا مرد.
حالا من نمیدونم جوجوم خودشو جلو من زده بود ب مردن یا واقعا مرده بود و بعد ب اذن الهی زنده شد.

از اسمش و نبر می پرسن:از اینکه
همسرت را عزیزم خطاب می کنی
چه احساسی داری؟
می گه احساس گناه ، چون اسمش
یادم نمی یاد.

عاقااااااا يه مدتيه يه سوالي ذهن منو درگير كرده تو رو ارواح عمم كمكم كنيد
اين شعره هست كه ميگه:كوچه تنگه بله عروس قشنگه بله اين كوچه به عروس چه ربطي داره؟؟؟؟؟؟
تورو خدا كمك كنيددددددد

فراموش شدنی نیستی مانند ماه
که با هیچ دستمالی از شیشه ی
پنجره پاک نمیشود.

عاقا یه بارم یکی از فامیلامون که مادرش خیلی پیر و مریضه رفته بود خونه مادر بزرگم اینا.بعد ب مادر بزرگم گفته بود ک واس مامانش دعا کنه ک خوب بشه مادربزرگ منم نه گذاشته بود نه برداشته بود گفته بود ایشالله خدا یه سرش کنه!دیگه تصور قیافه فامیلمون با شما.
مادربزرگم:)))
فامیل دورمون:(((
سازمان حمایت از پیرزنا :(
اینم فک و فامیله ما داریم؟

یکی از فامیلامون فوت کرده بود رفتیم ختم که یهو پسر طرف خودشو انداخت تو بغل داداشم ک ای واااای دیدی بی بابا شدم
داداشمو میگی شکه شده بود نمیدونست چی بگه هی میگفت اشکال نداره اشکال نداره
داشتیم از خنده منفجر میشدیم خب زهر مارو اشکال نداره ابلهههه باباش مرده چی چجیو اشکال نداره

رفته بودم ازمون رانندگی تو شهری نفر اولم بودم خلاصه در ماشین رو باز کردمو نشستم سرهنگ نشست کنارمو شروع کرد توضیحات اولیه رو دادن از قضا دو نفر کنار در ماشین ایستاده بودن و هی چشمو ابرو بالا مینداختن منم بگو یه ذره محل بدم اونام هی بالا پایین میپریدن و اشاره میکردن باز من نگاشون نکردم کلی هم از اجدادشون یاد کردم ک میخواستن منو بخندونن ک نااااااگهااان علت کاراشونو فهمیدم

بله بلللللله درسته سوییچ رو روی در جا گذاشته بودم
من انقدددد باهوشم :|

یـنی مـن نـمیـتونـم روزی رو تصـور کنـم کـه آرمین 2AFM بـره خواسـتـگاری و جـوابــ رد بـهـش بـدن !

می خوام بهتون یاد بدم که چه جوری میشه زندگی یه خانواده رو به هم ریخت
عاغا یه روز بابای من خواب بود چه خواب شیرینی...یعنی به نظر من وقتی بابای من خوابه هرکس بیدارش کنه در حقش ظلم کرده نه که همچین این خوابش واسش لذت بخشههههههههه...خودشم رو این قضیه حساسه و یکی دو دقیقه بعد اینکه بیدار میشه اصلا نمیدونه چی کار میکنه
خلاصه اون روز بابام کنار تلفن خوابیده بود تلفن زنگ خورد بابام با بی میلی برداشت این چیزایی بود که من شنیدم
-الو سلام...آره بفروش...نه بابا دفعه قبلی من غلط کردم بفروش...خیالت راحت حله...مطمئن مطمئن...خدافظ
بعد رفت دستشویی یعنی ما مونده بودیم این کی بود؟؟؟چی میخواستن بفروشن؟؟بابام اومد داخل بعد از پرس و جوی ما برگشته میگه
-نمی دونم کی بود میگفت رمضون گوسفندا رو بفروشم؟؟؟مثه دفعه قبلی شر به پا نکنی؟؟؟نیای بگی گوسفندامو میخوام !!!نیای چاقو کشی کنی!!!منم گفتم بفروش خیالت راحت...فک کنم اشتباه گرفته بود
خدایی اینم باباس ما دارییییم؟؟؟زندگی مردمو داد باد...
ماO-0
گوسفندا:)))))
رمضون:(((((((
بابام:1

مـیـخـوام بـرای اولـیـن بـار در تـاریـخ 4جـوکـ،جـوکـ3D بـذارم:
D D D

^_^ ؛ بی مزه هم خودتی