دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

دوست داشتن کسی که لایق محبت نیست اسراف محبت است

بعضی انســـانها هماننـــد پنجره ای کز کرده کنج دیـــــــوار ســــرد و تاریک میمـــانند ... !!
.
.
البته دقیقا مطمئن نیســتم .. :|
.
شایدم مثل میله پرده باشن مثلا ... !! ( از این طلایی گردا )
.
به هر حــال جوکام ته کشید گفتم یه چی تاب بدم ..... -__-

+ نشــسه بـودیـم سر سفــره ..
آبجــی کوچیـکه واسـه 5 نـفر آدم 6 تـا لـیوان آورده بـود، جالـبه آبجـی بزرگـمم بـرداش هـر 6 تــا لـیوان و نوشــابه ریـخـت تــوشون ... دوزاریمــون افـتاد کـه 1 لـیوان اضـافـیه،داشتــیم سـرش چـونه میزدیـم یدفـه دسـم خــورد نوشـابم ریـخت وسـط سـفره..!
بـعد آبـجی کوچیــکه برگـش گـفت : آخ ببـینـید ،خـوب شـد دیــگه ! قـسـمت بـود نوشـابه ی نگـار بریــزه که ایـن لــیوانه اضافـه حیـف نـشه .... O_o
هیچـی دیـگه ، بچـه تـازه میــخاد مهنـدسم بشـه با ایــن iQ +

مثلا اوج تمیزکاری من برای مانیتور لپ تاپم وختی رقم میخوره که یه پیرهن گل گلی صورتی دارم که جلوش خیلی بلنده راحت میاد بالا ، تنمه .... .
پایینش رو میگیرم با ضربات دورانی طی عملیاتی ضربتی ظرف چند ثانیه خاک و خول روی مانیتور رو پاک میکنم ...
بعد مثلا مامانم میخواد مانیتور گوشیش رو پاک کنه میره از تو کمد از توی جعبه موبایلش یه پارچه مخصوص هس اونو میاره زیر لامپ اپن یه ساعت با ظرافت تمیز میکنه ... بعدشم با دقت و ظرافت خاصی پارچه رو تا میکنه دوباره میذاره توی جعبش ... !!!
مردم حوصله ای دارنا -__-

+ طــرف تـو شبـکـه اژتـماعـی پُســت گـذاشــتــه => بـلـیــط رایـگــان کنـســرت ســیــروان دارم هــرکــس مـیـخــاد
اول لایـکــــ کُـنــه ..!
من کیـلیپـس کـی باشـم حـرفــی بزنــم دیـگـه والاااا +

ندیدم شهی در دلارایی تو / به قربان اخلاق مولایی تو
تو خورشیدی و ذره پرورترینی / فدای سجایای زهرایی تو
نداری به کویت ز من بی نواتر / ندیدم کریمی به طاهایی تو
نداری گدایی به رسوایی من / ندیدم نگاری به زیبایی تو
نداری مریضی به بد حالی من / ندیدم دمی چون مسیحایی تو
نداری غلامی به تنهایی من / ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من / ندیدم کسی را به آقایی تو
امید غریبان تنها کجایی ؟ / چراغ سر قبر زهرا کجایی ؟
تجلی طاها / گل اشک مولا / دل آشفته ی داغ آن کوچه ی غم
گرفتار گودال خونین/ دل افکار غم های زینب / سیه پوش قاسم
عزادار اکبر گل باغ لیلا / پریشان دست علمگیر سقا / نفس های سجاد
نواهای باقر / دعاهای صادق / کس بی کسی های شب های کاظم
حبیب رضا و انیس غریب جوادالائمه / تمنای هادی / عزیز دل عسگری
پس نگارا بفرما کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟
دلم جز هوایت هوایی ندارد /لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم بدون ولایت بهائی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس خراب است و ویران ، صفائی ندارد
بیـــــــــــــا تا جوانم بده رخ نشــــــــانم،بیـــــــــــــا تا جوانم بده رخ نشــــــــانم،
بیـــــــــــــا تا جوانم بده رخ نشــــــــانم، که این زندگانی وفایی ندارد

  118091 | جوک جدید

چرا وقتی پیرهن سفیدمون به یه جای خاکی می خوره سیاه می شه اما شلوار سیاهمون به همونجای خاکی می خوره سفید می شه:؟

  118090 | جوک جدید

قبول دارید دکترا هر چی کمتر تشخیص میدن بیشتر دارو میدن؟

دهه شصتیا؛ کیا یادشونه؟
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان، شهیدانی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند.

عاغا من که الان دانشجو ام هر از گاهی تو خوابگاه که حوصله مانسر میره بابچه ها یه چن دست پاسور بازی میکنیم.جونم براتون بگه که یکی از بچه ها خیلی حرفه ای بازی میکنه دیگه همش تو نخ این پاسور و این جور چیزاست یه روز صبح که واسه نماز بیدار شده بودیم طبق معمول اونم بیدار کردیم ولی بیدار نشد ن که نمازم تموم شد او مدم اونو بیدار کنم زدم به بازوش گفتم مجتبی پاشو نماز بخون بعد بگیر بخواب عاغا این یه دفعه برگشت گفت زر نزن بزار این دست هم بازی کنم توموم شه بعدا بیام
کل خوبگاه داشتن مهر ها رو میجویدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خودش نفهمیده بود صبح بهش گفتیم قضیه از این قراره
دانشگاه هم من ندیدمش فک کنم تو نخ این افقه بود!!!!!!!!!!
دی:
خخخخخخخ

عاغا من یه داداش گودزیلایی دارم که نگو کل فامیل از دستش شاکین
چند ماه مونده بود به کنکور من درگیر و دار کنکور ودرس واینا تو خونه بودم مامانمم گیر داده بود که درس بخون دیگه به این حرفش عادت کرده بودم و ملکه ذهنم بود هنوز که هنوزه دانشگاهم فک میکنم الاناست که بیاد بگه درس بخون عاغا این گودزیلای ما داشت با سر وصدا بازی میکرد که من بهش گفتم یکم یواش تر بازی کن صدات تا کجا داره میره من دارم درس میخونم چشمتون روز بد نبینه برگشت پیش بابا و مامانم بهم گف پدر سگ تو برو درستو بخون!!!!!!!!!!!!
من در افق.....
گودزیلا(0_0)
مامان و بابا در حال جویدن وسایل خونه
لازم به ذکر است که این گودزیلای ما آن موقع دوسال ونیم بیشتر نداشتن
دی:

اقا 2روزه شبکه ی خبر از ایستگاه خراب شده, بابام افسردگی مضمن گرفته...اصن با هیچ کدوممو ن حرف نمیزنه!!!!!
به همین گیگیلیه چسبیده به زیر میز کامپیوتر قسم :/
اصن ی وعضیه!!!:/
بابای معتاده اخباره من دارم؟!!!!
لایک= بابای ماام معتاده اخباره^_^

عاغا یکی از سوتی های خودمو میگم در حد تیم ملی:
دی:
یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم داشتم فک میکردم که امروز چیکار باید بکنم یادم افتاد تلفنمون خراب شده باید ببرم درس تش کنم از کنار یه پیر مردی رد میشد یکی از همسایه هامون بود تو همین فکر بودم که به جای اینکه به پیر مرد بگم سلام گفتم الو عاغا منو میگی تا خود خونه داشتم از سوتی خودم زمینو گاز میزدم که یه دفعه دیدم کنار برخی از همین دوستان که سوتی میدن در افق در حال سیر کردنیم این کیس و کیبورد بامیز کامپیوتر تو حلقم اگه دروغ بگم!!!!!!!!!!
دی:

روشن ترین ستاره شب در چشمان توست "وقتی که میخندی"...........................زندگی ات بی غروب باد تولدت ستاره باران

همیشه در حال فراموش کردنیم!!!!!!!!!!!!!! از خودمان گرفته تا "خدا".....................