دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

without special sign
من 30 نفر از بچه های مدرسمونو تو فورجوک از روی پستاشون شناسایی کردم.
ینی فورجوک عااااااااااشششششققققققتتتتتتتتتتتمممممممممممممممم از فردا با امتیاز منفیام به دوستام پز میدم! :))))))

دیشب تو خیابون دعا کردم خدا از عمرم برداره بذاره رو شانسم یهو برگشتم دیدم ی اتوبوس با چه سرعتی داره میاد به سمتم گفتم نخواستیم خدایا بذار با همین بدشانسی به زندگیم ادامه بدم!!! ایا اگه ی کیلو طلا میخواستم به همین زودی براورده میشد عایااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد ...
(( پائولوکوئیلو ))

لب تو واکن منو دل خوش کن
آتیش دل و بیا خاموش کن
کجا رفتی ای یوسف لیلا
حرف بزن اکبر برای بابا
تو دلم دارم،یه غم دائم
رو تن گل نیست یه جای سالم

آن که در عشق تو شد سخت گرفتار منم
وانکه گردیده به دور تو چو پرگار منم
آن که بر ضد ستم کار خروشید تویی
وانکه مردانه تو را گشت هوادار منم

قبرهای ما ساخته شد و ما توبه نکردیم
ای کاش توبه می کردیم...قبل از اینکه ساخته شود!!!

رسول خدا(ص):روزقیامت پیش از آنکه بنده قدمی بردارد چهار چیز از او سوال می شود:
1- از عمر که چگونه سپری شده است
2- از جوانی که در چه راهی صرف شده است
3- از مال که از چه راهی به دست آورده و در چه راهی خرج کرده است
4- از محبت ما اهل بیت

تازه برگشته بودم خونه که رفیقم زنگ زد که بیا فلان جا جشنه ) منم که پایه ( گفتم اومدم !
اختتامیه جشنواره زمستانی همدان بود خیلی شلوغ ) بزور رفتم داخل( آخرش پشت صندلیهای
ردیف آخر یه جا گیرمون اومد !
کلی اذیت کردیم تا نوبت به یه گروه برای نمایش رقص محلی ) کردی ( رسید !
یه نگاه به دوستم کردم و گفتم رقصم میاد !
یه دستمال از جیبش درآورد داد به من که شروع کن !
منم دستشو گرفتم دوتایی سرو انداختیم پایین و شروع کردیم توی اون یه ذره جا رقصیدن ) البته محلی (...
یهو بغل دستیم زد بهم که اینجا رو نگاه کن !
وای همه ملت برگشته بودن سمت ما کف و سوت !!!
مامور حراست بدو بدو طرف ما !
يني عمرا بتونيد بقيشو حدس بزنين!

در فصل بهار از ترس اينكه گياه روي گونه ام نرويد اشك نمي ريزم

بچه ها توشهر ما همه ی بخاری وشوفاز و...ایناروشنه ولی شما دارین ازکولر حرف میزنین توشهر های شما باباتون کولرو خاموش میکنه توشهرای ما هم باباهامون بخاری و خاموش میکنن
اخه این چه زندگی هااااااااا؟

آقا این آهنگ نارفیق مهدی احمدوند اولا که اومده بود رو من خععععلی تاثیر گذاشته بود
حالا تصور کنید هیشکی خونمون نیست این آهنگو باز کردم تا ته صداشو زیاد کردم پنجره ها میلرزن !! با صدای بلند و با بغض دارم میخونم. . .
ژست خواننده هارم گرفته بودم!!
نا رفیق بودی برام آهای رفیق بوووووق. . .
همینجوری که داشتم همخوانی میکردم یه دفه صدای سرفه شنیدم برگشتم دیدم بابام تو چهارچوب در اتاق واستاده با پوزخند نگام میکنه. . .!!!!
ینی تا حالا تا این حد ضایع نشده بودما اصن بد وضیییییی. . .
گفتم الاناست که به قول داداش کامران لنگ راستشو تا زانو بکنه تو حلقم!!
ولی فقط گفت:
نمیتونی آروم گوش بدی ؟؟؟؟؟؟
خدا نصیب هیچکدومتون نکنه!!
. . .
من -_-
بابام O_o
عرق شرم من :((

عاغا مهندسا خونه ما رو جوری ساختن که بوی غذا از آشپزخونه مستقیم میاد توی اتاق من تجمع میکنه!!! منم حوله حمومم همیشه روی چوب لباسیه! حاااااالااااااا حوله ما بوی اخرین غذای پخته شده رو میده:-) همییییشه
الانم که دارم با بوی کوکو سبزی پست میذارم و بوی مطبوعی فضااااااااااای استودیو رو پر کرده...
مامانم: خیر سرت حموم کردی تمیز شدی!
من: 0-0

دختر هم اتاقیم یه کلیپس میزنه اندازه ی هندونه بعد وقتی می خواست از تختش (طبقه ی بالاست)بیاد پایین کلیپس به لبه ی تخت گیر میکنه و چشمتون روز بد نبینه چنان جیغی زد ...
من که طاقت دیدن اون لحظه ی وحشتناک رو نداشتم از صحنه ی حادثه فرار کردم ولی بعد از یه ساعت که برگشتم دیدم نصف موهاش کنده شدم به همین تبلت که از جونم عزیزتره اگه دروغ بگم
نکته ی اخلاقی:دختر خانم هایی که تختتون طبقه ی بالاست لطفا در انتخاب کلیپس دقت بیشتری بفرمایید

تکیه اش بر درخت نگاهش غمگین لب هایش پر از زمزمه در اعماق وجودش غوغا بود افکارش پریشان شاید فکر خود کشی هم به سرش میزد.....
دخملی که در عروسی شام گیرش نیامده بود !

بايد از بهترين دوست ترسيد...
چون هيچ كس روح تو را انقدر عريان نديده كه جاي دقيق زخم ها را بداند...