دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

چاوەڕوانی هەموو جێیەکی گرتۆتەوە،،
من دڵنیام هەمیشە کەسێک چاوەڕێی کەسێکی دیکەیە،
جا لە بیابانێکدا بێت یاخوود لە دڵی شارێکی مەزندا

معنی:

چشم انتظاری همه جارو فرا گرفته
من مطمئنم همیشه یکی هست که چشم انتظاری
و منتظر یک نفر دیگه است
چه تو بیابون باشه چه توی یه شهر پر سروصدا و عظیم

در کلاس عاشقی عباس غوغا میکند
در دل هر عاشقی عباس مأوا میکند
هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند

  124481 | جوک جدید

دیروز از دانشگاه که برگشتم خونه به مامانم گفتم مامان هوس قورمه سبزی کردم واسم درست میکنی گفت مگه نمیبینی قیمه داریم !
هیچی دیگه با کلی غم و غصه اومدم نت گردی بعد نیم ساعت دیدم گودزیلامون (شیش سالشه ) با یه کاسه پر اب و سبزی تو دستش اومد کنارم گفت بیا داداش اینم قورمه سبزی ! هیچی دیگه اشک تو چشام جمع شد و کلی قربون صدقه اش رفتم ..

فدای هرچی گودزیلای بامعرفته ..

تاحالاشده دستتو بزاری تودسته یه بچه شیش ماهه؟
دیدی چطوری دستتو میگیره؟؟
الهی که شیش ماهه حسین"ع" دستتو بگیره...

تصمیم گرفتم دیگه گوشیمو تا ابد الدهر سایلنت بذارم!!!
ای چه وضعیه هروقت صدای اسمس اومد بازش کردم ایرانسل بود
خدایی چه سرگرمی داره واسشون اینقد تو ذوق ما جوونای منتظر اسمس بزنن!:((((((
لایک=سوسک بیفته تو شلوارشون

بعضی وقت ها فکر میکنم ای کاش هیچ وقت این ترکیب های مسخره ی:
"دوست دختر (جی اف) ، دوست پسر (بی اف)، جاست فرند، رفیق فاب،سوشال فرند،دوست مشترک،دوست معمولی....تو زندگی هامون نمیاومد
و به جاش پسرامون یکم غیرت داشتن و مانکن پرست نبودن...! و دخترامون به هم جنسشون خیانت نمیکردن و آهن پرست نبودن...!!!

اعتراف میکنم با این سنم هنوز نمیتونم ساعت کوک کنم و از خواب بیدا بشم... حتما باید بهم فحش بدن تا بیدار بشم :D:D

مورد داشتیم همین دختر عموم دو هفته س میره دانشگاه یه کلیپس میزنه دوبرابرخودش یه مانتو یک سوم خودش چکمش نصف خودشه به من میگه چندمی عزیزم میگم سوم راهنمایی میگه اخیییییی هنوز کوچولویی تو
یکی نیس بهش بگه والامنم اون کلیپس تورو بزنم بزرگ میشم
دخترعمو کلیپس به موس دارم

پسرعمه ام میره دانشگاه مثلن میخواد بگه من خیلی از تو بزرگترم اومدم پارچ ابو ببرم میگه بده من عمو(دقت کنید عمو)تو زورت نمی رسه
خوینی چی اینکارا مگه دانشگاه ادمو بزرگ میکنه

اعتراف میکنم کلاس سوم ابتدایی بودم،خالم صبحا بچه اشو ک 1 سالش بود بعضی وقتا میاورد پیش مامانم چون خودش میرفت سرکار...
آقا ی روز مامان من باید یکم زودتر میرفت مدرسشون(تو روستا بود)،خالم هم نیم ساعت بعدش میومد،واسه همین منم چون تایم ظهر بودم و البته فوق العاده مسئولیت پذیر!!!!!!بچه رو ب من سپرد تا خالم بیاد..
تو همون نیم ساعت،دختر خاله وقت نشناس من پی پی کرد...
منم خعلی شیک و مجلسی اونو تو سینک ظرفشویی(دقت کنین:تو سینک ظرفشویی!!!!!!!!!!!!)شستم....تازه چون قدم ب سینک نمیرسید،ی صندلی هم گذاشتم زیر پام!!!!!!!!!!!خخخخخخخخخخخخ

در زندگی به هیچکس خیانت نکردم جز خودم!
امید با تو بودن،خیانت به روحم بود..

اعتراف میکنم وقتی ک 5 سالم بود،مادربزرگم ب من و دخترخالم ک 1سال از من بزگتره،گفت هروقت نان خشکی اومد این نون خشکا و ی پلاستیک پر از قوطی خالی ریکا و اینجور چیزا ک جمع شده بود رو بهش بدیم و پولشو بگیریم برا خودمون....
منم ک همیشه مغز اقتصادیم فعال!ب دخترخالم گفتم بیا یکم خاک بریزیم تو این قوطی ریکا تا یکم سنگین تر بشه،پول بیشتری بگیریم!!!اونم گفت باشه...آقا خاک توشون ریختیم ک دخترخالم طمع کرد گفت چرا همشو پر نکنیم؟؟اینجوری ک بهتره!!!
من احمق هم عقلمو دادم دست احمق تر از خودم و گفتم باشه..حالا تصور کنین ک مثلا ی قوطی ریکا ک مثلا خالیه،وزنش شده بود 2 کیلو...کلی هم ذوق نبوغ خودمونو میکردیم.
نون خشکیه اومد،نونارو ک دادیم بهش،هیچ...آقا این پلاستیکارو ک دادیم بهش گفت مگه چی توشه؟؟؟گفتیم فقط قوطیای پلاستیکی..اونم تا در یکیشونو باز کرد،فهمید!!!!!!کلی دعوامون کرد.
بعد هم اومد زنگ خونه رو زد ب مامان بزرگم گفت اونم مارو دعوا کرد ولی ب مامانامون چیزی نگفت...
بعد ک اومدیم تو خونه،مامان بزرگم گفت خوب چرا از این کارا میکنین؟؟اگه پول میخواین ب خودم میگفتین...و ما هیچوقت نفهمیدیم ک چرا؟؟؟
ولی من از اونموقع تصمیم جدی گرفتم ک با دخترخالم هیچوقت نریم دزدی!!!نامرد ب کم قانع نیست....
فقط وای ب حال بچه های من...اونا دیگه چی میخوان بشن؟؟

همه میدونن که من عاشق لازانیاهستم....
موقع ناهار به مامانم میگم گشنمه!میگه لوبیاپلومیخوای؟
میگم آره بده بخورم
یک ساعت بعد موضوع پیش اومده که من دروغ میگم یانه؟
به مامانم میگم من دروغ میگم؟میگه آره!
میگم مثلا کی دروغ گفتم؟
میگه مثلا امروزتوگفتی لوبیاپلومیخوای ولی من میدونم که دلت لازانیا می خواست....!!!!!
اینم مامانه داریم؟؟؟؟!!!!!1

اعتراف میکنم این چیزهایی که تو4jokاعتراف کردم اگه تو خونه اعتراف می کردم الان باید با کاردک از رو زمین جمم می کردن

خلاصه و لب اخلاق دو کلمه است:
مــــــــــــــــــــرنج و مــــــــــــــــــــرنجان