دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

K : E @@@@@
امرو داشتیم غذا کوفت میکردیم داداشم گف : بابا به نظرت شما و مامان بیشتر همو میشناسید یا کامران و الهام؟
بابام : گه نخور گوساله , میام لنگ راستمو میکنم تو دماغتا
من : اوفففف از این جواب دندون شکن
مامان : وااا معلوم ما بیشتر رو هم شناخت داریم تا این جوجه عاشقا ^_^
داداشم : خب پس بابا و کامران برن بیرون من چندتا سوال از مامان و الهام میپرسم بعد کامران و بابا بیان داخل
من : ای تو روح عمت گوساله ^_^ منو بابالی رفتیم بیرون
بابام : کامران بابا میدونی که اگر من باختم باید یه هفته تو جوب بخوابی ؟؟
آب دهنمو قورت دادم : اوره بابالی
بابام : آورین آورین
داداشم : کامران بابا بیاید داخل
داداشم : خب سوال اول غذای مورد علاقه ؟؟ من : تخم مرغ سیب زمینی الهام ^_^ , بابام: کوبیده ی اصغر آقا ^_^
داداشم : تفریح مورد علاقه ؟ من : بازی کامپیوتری , بابام : حل جدول
مامان به بابام : چشماتو از کاسه در میارم , حالا دیگه قرمه سبزی منو دوس نداری کوبیده اصغر آقارو دوس داری ؟ کامران ن ن ن حالا تخم مرغ سیب زمینی دوس داری ؟؟؟
بابام : کامران میکشمت ت ت ت ت
من : چرا خو بابالی ؟
بابام : مامانت زورش به من میرسه منم زورم به تو میرسه
حامد داداش شرمنده امشب هم باید خونه شما بخوابم

K : E @@@@@
طرف باباش مرد به غضنفر گفتن برو یه جوری بهش بگو که سکته نکنه
غضنفر : یه شتری هست که در خونه همه میخوابه ؟؟
فلانی : آره
غضنفر :شتره دیشب رو بابای تو خوابید ^_^

دختره 4000تا دوست تو صفحه فیس بوکش داره که 3990 تاش پسرن..
( مدلاي مختلف کچل کوتوله چاق لاغر يه وري)
بعد تو پروفايلش نوشته:
من ان گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي ولي با خفت و خاري پي شبنم نميگردم
.... فکر کنم فقط پي "شبنم" نميگرده..لامصب

شیعیان از امام رضا(علیه السلام)، چنین نقل شده است:

«وقتی محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان دیده نمی‌شد، حزن و اندوه تا پایان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.»

باشگاه میرفتم یه خانم چاقی میومد که مثلا می خواست وزن کم کنه
یهو اون وسط غیبش میزد، می رفتیم میدیدیم یه گوشه نشسته داره کافی میکس می خوره با کیک!!!!!
می خوای نیای باشگاه؟؟
می خوای لاغر نشی؟؟
می خوای ضعف نکنی؟؟

شماها یادتون نمیاد...
علوم کلاس چهارم دبستان یک ازمایش داشت برای حساش چشایی..
میومدن میوه ها رو تیکه مکردن چشامونو میبستن .
میوه رو که می خوردیم درست حدس می زدیم احساس می کردم بیل گیتس شاگردمون بوده...
من حیف شدم ^_^

ﺑﻪ ﻗﻮﻟﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻧﻮﺷﻪ :
ﻫﻮﺱ ﻣﺜﻞ ﺁﻧﺘﻦ ﺁﻧﺎﻟﻮﮔﻪ ،ﻫﻤﻮﻥ ﺁﻧﺘﻨِﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭ ﭘﺸﺖ ﺑﻮﻡ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﺎﻧﺎﻻﺭﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ
ﺿﻌﯿﻒ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ،ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﻮﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ..... .
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺁﻧﺘﻦ ﺑﺪﻧﺖ ( ﻗﻠﺒﺖ ) ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ
ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﺩ، ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻪ ﻫﻮﺳﻪ .
ﻭﻟﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﺜﻞ ﺁﻧﺘﻦ ﺩﯾﺠﯿﺘﺎﻝِ ،ﯾﺎ ﻣﯿﮕﺮﻩ ﯾﺎ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ . ﺿﻌﯿﻒُ ﻗﻮﯼ
ﻧﺪﺍﺭﻩ .
ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺍﻭﻧﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ . ﯾﺎ ﺍﻭﻥ ﯾﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ .

شبیه موی بلندت که شانه میخواهد
دلم برای گریه بهانه میخواهد
تمام حرف من این است قسم به لبخندت
که خاک پای تو هم آشیانه میخواهد

K : E @@@@@
دختر خالم پنج سالشه , امرو با مامانش دعواش شد , دستاشو گزاشته بود پشت سرش راه میرفت و عربده میکشید ارث منو بدید , این خونه دیگه جای من نیست ^_^
میگم مریم گلی چی شده ؟؟؟
برگشته میگه گه نخور , جای این مریم گلی مریم گلی گفتنات پاشو چمدون من رو بیار ^_^
اون وقت من هم سن این بودم با مامانم دعوام شد سه دونه قند برداشتم برا توشه راهم ^_^ از خونه زدم بیرون رفتم سر کوچه دیدم قندام گم شدن , سریع برگشتم به آغوش گرم خانواده برگشتم ^_^
فیلم فرار از زندان :@_@
حامد:^_^
شروار کردی صورتی بابا بزرگمo‎_‎0‎ ‎
دکمه اینتر : @@

قـــــا ســـلامــــ بــرغـزل اشـکـــ مــاتــمـت
بـر مـسـجـد و حـسـیـنـیـه و روضـه و دمـت
چـنـدی گـذشـت در غـم هـجـران اشـک تـو
پـرمـی کـشـیـد دل بــه هــوای مــحــرّمــت

بی‌سروسامان توام یا حسین!
دست به دامان توام یا حسین!
جان علی سلسله بندم مکن
گردم و از خاک بلندم مکن.
عاقبت این عشق هلاکم کند
در گذر کوی تو خاکم کند.
مشعر حق! عزم منا کرده‌ای
کعبه شش گوشه بنا کرده‌ای

چــنـد وقـتـه دارم بـا خـودم فـکر مـیـکـنـم
اگه چـیـن و هــنــد با هم مــتــحــد بشن
و بــخـوان به یه کــشـور حــمــله کنـن
اصـن لـازم نـیـسـت حـمـلـه نظـامـی بکنند
نـفـری یـه تـــــف بـنـدازن تو اون کشور سـیــل راه میفته
بـه هـمـیـن راحـتـی . . .

عزیز فاطمه امیدوارم
که سر بر روی بالینت گذارم
خدا داند که اکنون شاد گشتم
در این عالم دگر آزاد گشتم
کن حلالم من غلامت هستم ای مولا
در ره تو جان نثارت هستم ای مولا

  124981 | جوک جدید

امروز با مخاطب خاصم ساعت 5بعدازظهر قرار داشتم.سر ساعت پنجم اونجا بودم ولی دیدم اون نیس.بهش زنگ زدم گفت توراهم.منم برای اینکه خجالت نکشه گفتم منم تو راهم.
نزدیک نیم ساعت منتظر موندم بازم نیومد.خواستم بهش زنگ بزنم دیدم شارژ ندارم.رفتم از مغازه شارژ بگیرم وقتی برگشتم دیدم با قیافه عصبانی وایستاده......
رفتم جل. گفتم سلام.......
با پررویی تمام گفت:چه سلامی.نیم ساعته منو اینجا کاشتی.فکر کردی من وقتمو از سر راه اوردم.من دوست بد قولی مثل تو نمی خوام.کاشکی با ارسلان به هم نمی زدم.برو گمشو با اون قیافت.دیگه نمی خوام ببینمت.تو لیاقت منو نداری.........
من:)(@@@@@

اگر ره بر تو و زینب ببستم
اگر قلب تو را مولا شکستم
ولی شرمنده ام از کرده ی خویش
مران این بنده را از درگه خویش
بده اذنم که گردم جان نثارت
تسلائی که هستم شرمسارت