گفتم: از اون همه گناه هایی که کردم کدامش رو میبخشی؟؟!
گفت::ان الله یغفر الذنوب جمیعا!!!
قـدیـمـا یـه چـنـد نـفـری پـیـدا مـی شـدن كـه الـکـی بـهـت بـگـن:»حـالـتـو مـی فـهـمـم...
«الان دیـگـه هـیـشـکـی الـکـی هـم نـمـیگـه
عملیات طوری شد که بدون خاکریز، ادامه ی نبرد غیر ممکن بود. لودرها آمدند جلوتر از نیروها شروع به کار کردند؛ فاصله شان باتانک های دشمن شاید به 100 متر هم نمی رسید. باد شدید هم می وزید که گرد و غبار بلندی ایجاد کرده بود.
پشت فرمان یکی از لودرها خسرو صبوری نشسته بود. بدون هیچ واهمه ای در مقابل توپ مستقیم تانک ها داشت خاکریز می زد که بعد از دقایقی گلوله مستقیم تانک، لودر او را نشانه رفت و به لودر اصابت و همزمان ترکشی، لوله هیدرولیک بازوهای لودر را پاره کرد و روغن داغ با حرارت مرگبار روی لودر ریخت. لودر شد یک پارچه آتش.
خسرو صبوری هم پشت فرمان لودر؛ تا بچه ها رسیدند خسرو دیگر پشت فرمان نبود. فقط پاهای خسرو بود که روی پدالها قرار داشت.همان پاها را آوردند در امام زاده عقیل (علیه السلام) اسلامشهر کنار برادرِ شهیدش دفن کردند.
خداجون !!!
خوش به حالت که همه جا هستی!
ما که هر کجا هستیم دلمون واسه یه جای دیگه تنگ میشه...!!!
اعتراف میکنم هر وقت میخوام یه بازی کامپیوتری یا بازی موبایل رو انجام بدم هیچ وقت نمیرم دستورالعمل بازی رو بخونم ببینم چه جوری باید بازی کرد انقدر دکمه ها رو میزنم و وَر میرم تا آخر بفهمم قانون بازی چیه !
خدایا!
یابرگردون عقب یا بزن بره جلو!
اینجای زندگی خیلی دلم گرفته........
آهوی خوش شانس!! بخونید:
روز پنج شنبه باخواهرم شرط بستیم که اگر تا دوروز دیگه هوا ابری بشه اون منو بزنه اگه نشد من اونو! آخه یه جورایی مطمئن بودم نمیشه چون چند روز پشت سرهم آفتابی بود. آقا جمعه شد یه چند تا تیکه ابرکوچولو پیداشد! خواس بزنه که بش گفتم قبول نیس باید کامل ابری بشه آقا چشمتون روز بدنبینه شنبه شد هر چی ابرتیره بود جمع شد توآسمون تازه بارونم زد!!!
من درحال فرار===>>>
به نظرشما چرا کائنات بامن لجن؟
اینم آب وهوای ضایع کنه ماداریم؟؟؟؟؟
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله ، یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است ، این زن صدایش آشناست ، ای وای بر من زینب است..!
"السلام و عليك يا ابا عبدالله الحسين"
باز باران با ترانه ﻣیخوﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩﮐﺮﺑﻼﺭﺍ، ﺩﺷﺖ پر ﺷﻮﺭ ﻭ ﺑﻼ ﺭﺍ
قصه ﯾﮏ ﻇﻬﺮﻏﻤﮕﯿﻦ، ﮔﺮﻡ ﻭﺧﻮﻧﯿﻦ، ﻟﺮﺯﺵ ﻃﻔﻼﻥ ﻧﺎﻻﻥ، ﺯﯾﺮ ﺗﯿﻎ ﻭﻧﯿﺰﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮيه ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﻧﺪﺭﯾﻦ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ، میدود ﻃﻔﻠﯽ ﺳﻪ ساله...
ﺁﺥ "ﺑﺎﺭﺍﻥ... ﺁﺥ "ﺑﺎﺭﺍﻥ...
"السلام و عليك يا ابا عبدالله الحسين"
ای آن که غمت مسئله آموز من است
شور غم تو در دل پرسوز من است
روزی که حسین! بر تو من گریه کنم
سوگند به تو که بهترین روز من است...
"السلام و عليك يا ابا عبدالله الحسين"
برای بالارفتن ازبعضی پــــلـــه ها بایدتاوان داد.پس مواظب باش اون چیزی که واسش قراره تاوان بدی ارزششوداشته باشه
مواظب باش دیگرانونردبون بالارفتنت نکنی
دیگر خونی برایش نمانده بود …
پسری که عاشق پرستار پایگاه اهدای خون شده بود..!!!
اگه دروغگو دشمن خدا باشه"چه سپاه عظیمی جلوی خدا صف کشیدن... !!
مامان بزرگم فوت کرده بود خواهرم داشت شدید گریه میکرد زن همسایه به خواهرم گفت خدا مادر بزرگتو رحمت کنه خواهرم زودب برگشت گفت خدا پدر شمارم لعنت کنه...تو اون لحظه نمی دونستیم بخندیم گریه کنیم فقط موفق شدیم زمینو گاز بزنیم.
اولین پستمه بزن لایکو
امروز جو گرفتم به مامانم گفتم مامان...این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟!
مامانم خیلی جدی گفت:والا مامان جان ماشاال... لیست ادمایی که شما میشناسی اینقدر زیادن که دیگه از دست من خارجه من دیگه حسین رو نمیشناسم!
هیچی دیگه تا سه ساعت مثل خلسه هایه افلاطون داشتم ابعاد این تیکه سنگین رو اندازه میگرفتم!
مامان خفن تیکه بندازه ما داریم؟!!!!نه واقعا؟!!!!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 46868
کل بازدید: 535535213










