دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

من واقعن باید برم دنبال خانواده واقعیم کسی هست بیاد کمکم ؟واقعن به کمکتون نیاز دارم . دیشب داشتم با گودزیلامون(4 سالشه) کشتی میگرفتیم میگه خاله بگیر که اومد محکم با سر زد تو بینیم بینی مام غرق در خون میگم ای ای مامان مردممممممممم میگه ای انشاءا.. بینیتو اسفالت کنن ببین سر بچمو خورد کردی سرش هنوز سفت نشده با دماغ دسته بیلیت میزنی توش .من ک دارم وسایلمو جم میکنم برم شمام خواستین بیاید با هم بریم

با هر بانگ اذان حس می کنم بازهم خدایم را کم صدا زده ام و بار دیگر دلتنگ صدایم است!
برای خودمه

هرچه قدر بیشتر میخواهمت دورتر میشوی!
برگرد...........
قول میدهم دیگر دوستت نداشته باشم!

هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید...
اول ، آنچه نیستید
دوم ، همه ی آنچه هستید

بلاخره انتقام گرفتم
مادر بهم گفت وقتی شما داماد شدین رفتین سر خونه زندگیتون من خونه کدومتون باید باشم؟
منم گفتم خونه سالمندان
الان مادرم رفته دنبال بچه ها اصلیش میگرده
نمیدونم چرا 2 روزه باهام قهره

ﺧﺪﺍﻳﺎ ...
ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺑﮕﻢ شکرﺕ ﺑﺎﺑﺖ ﺍﻳﻦ ﺯﻧﺪﮔﻲ !؟
میترسم ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻲ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻬﺖ ﺗﻴﻜﻪ ﻣﻴﻨﺪﺍﺯﻡ..........

اعتراف میکنم بهترین لحظه ی زندگیم وقتی بود که.
.
.
.
ی شلوارمو بعد دو هفته پوشیدم دیدم تو جیبش 10هزار تومن پوله

از ديگران بخواهيد برايتان دعا كنند
چرا كه شما با زبان انها گناه نكرده ايد
"قران كريم"

قدیم تر ها چقدر بهانه برای “ملاقات” و “محبت” زیاد بود !

چشمه ی آب ، کوزه ی سنگین ، راه طولانی !

آب را که لوله کشی کرده اند همه چیز خراب شده !

ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﻢ ،
ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﯽ :” ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ؟ ”
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﻢ: ” ﺧــــُـــﺪﺍﯾﺎ ؟ ”
ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﯽ : ” ﺟﺎﻥِ ﺩﻟﻢ…؟
می شود ؟؟؟

بوی دود می آید...!
به گمانم جماعتی پای دنیای مجــازی می سوزانند عمـــــر خویش را...!!!

یه داداش گودزیلا دارم
بهش میگم امیر کدوم ماشینو دوس داری
گودزیلا امیرمیگه گوباتی
من میگم جانم؟؟
گودزیلا امیر دوباره با اعتماده به نفس میگه گ و ب ا تی اخه تو نفهمی ندیدی من چجوری بهت بفهمونم اه برو اونور اعصاب ندارم
هی خدا ما همسن اینا بودیم نمیدونستیم اعصاب یعنی چی

اغا ديروز با گودزيلامون داشتيم مي رفتيم خونه مامان بزرگم گودزيلامون(داداشم) تازه مي ره كلاس اول معلمشون تازه حرف ب رو به اينا ياد داده بود همين جور كه تو راه بوديم داشتم باهاش درس كار مي كردم حلا اين جا رو داشته باش
من:خوب امير ب مثل بابا ب مثل بستني ٠٠٠
حالا تو يه كلمه با به بگو
امير:به مثل گلابي
شترق خوابوندم تو گوشش امير :بي شعور چرا مي زني
من:اخه امل اول گلابي ب داره
اون : بابا گلابي كه با بستني فرقي نداره همون بستنيه خودمونه
اخه خداي من كجاي گلابي شبيه بستنيه نه شما بگين اگه فهميدين به مام بگين
خداي منو از دست اين نجات بده همگي يك صدا با هم آمين

نه امپراتورم ...
و نه ستاره ای درمشت دارم...
اما خودم را با کسی که خیلی خوشبخت است اشتباه گرفته ام...
به جای او نفس میکشم، راه میروم، غذا میخورم، میخوابم و...
چه اشتباه دل انگیزی...

اخه این مادره من دارم نه این فامیل من دارم ؟
مادرم مادرای قدیم حداقل بچه هاشون رو دوس داشتن
به مامانم میگم این چند روز خیلی بینیم خون میشه میگه درووووغ میگم نه راست
بعد میپره بالا پایین میگه یه مفت خور کم تر میگم چرا میگه چون یه مفت خور داره کم میشه میگم مامان حالت خوبه میگه من اره ولی تو ایدز داری ناراحت نباش سر خاکت میام فاتحه میخونم
ای خدااااا همه مامان دارن ماهم مامان داریم هییییییییییییی