انسان همان میشود ، که اغلب به آن فکر میکند!
« کوروش کبیر »
حــریم یــک اســفنـدی ...
حــریم سلــطـان نیــست کــه حــرم ســرا بــاشد ...
وارد شــدن بــه آن لیــاقت می خــواهد ...
از من نخواه که سیگارم را خاموش کنم ...این تنها نقطه روشن من در زندگیست....
هیچکس بیکس نیست...اما موفق کسیست که با هرکس نیست!
سلام
اعتراف میکنم چن وقت پیش یه پست فرستادم زده بودبرام تکراری...
بعدیه هفته دیدم یکی دیگه دقیقا همون پست رو فرستاده تایید شد(ینی درعرض یک هفته ازحالت تکراری دراومده)کلی هم لایک خورده بود...
منم ازبس که حرصم اومد نمیدونستم سرمو به کدوم دیواربکوبم که لایکو کوبیدم(اره لایکش کردم حرفیه؟؟)
پس انتظارچی داشتی؟؟؟؟
زنداييم رفته بود مسافرت
اين پسرداييه ما كه دوم دبستانه دل درد گرفته بوده ميره دكتر!
يه خانومه رو تو درمانگاه پيدا ميكنه ميگه دلم درد ميكنه مامانم نيس ميشه بياي با من بريم پيش دكتر؟
خانومه هم قبول ميكنه!!
دكتره بهش گفته بادِ فتخ دارى اين داروها رو بايد بخورى اگر خوب نشدى بايد برى عمل!
اين پسر داييه ما با خانومه ميرن داروهاشو ميگيرن و پسرداييم مياد خونه
بعد چند روز داييم ميبينه اين بچه فرت و فرت داره قرص ميخوره!
ميگه بابا چى شده؟
ميگه بابايى بادِ فتخ دارم اگه قرصا جواب نده بايد برم عمل!!!!
مامانم از اون روز چپ چپ نگام ميكنه
اخه با اين سنم با مامانم ميرم دكتر هنوز!!!
این منصفانه نیست
من پیر شده باشم
و تو در خیالم
درست مثل روزی که ترکم کردی
زیبا و جوان
همین شده که هیچ کس
باور نمی کند
معشوق من بوده باشی
تو دیگر چه جور معشوقی هستی ؟
نه دستم به تو می رسد
نه می توانم از شوق دیدنت
بال در آورم
تو
دست و بال مرا بسته ای
می گویند قلب هر کس به اندازه مشت بسته اوست
اما من قلبهایی را دیده ام که به اندازه دنیایی از محبت عمیق اند
دلهای بزرگی که هیچوقت در مشتهای بسته جای نمی گیرند
مثل غنچه ای با هر طپش شکفته می شوند
دلهای بزرگی که مانند کویر نامحدودند
و تشنه اند , تا اینکه ابر محبت ببارد
در عوض دلهایی هم هستند
که حتی از یک مشت بسته کوچک هم , کوچکترند
وتو می خواهی بدانی قلبت چقدر بزرگ است ؟
به دستت نگاه کن ...!
وقتی که عشق و مهربانی را به دیگران تعارف میکنی
سلام
عموم بزرگه25ساله ازدواج کرده بچه دار نمیشه....تااینکه اون یکی عموم بهشون یه دخترخیلی نازوخوشکلی داد{خداخیرش بده}
حالاهفته پیش عموم مریض شد رفت بیمارستان...پرستاره اومده بهش گفته پدر میشه یکم برید اون ور.
عموی ما باعصبانیت برگشته گفته پدردیگه چه صیغه اییه من دخترم هنوز 4 ماهشه!!!!
پرستاره گفت خب ببخشیدداداش گلم میشه بری اون ور!!!
خوآخه یکی نیس بگه عمو جون تواگه 4سال بعدازدواجت بچه دارمیشدی الان دخترت همسن پرستاره بود!!!!
:دی ی ی
آقا
مامانم امروز زنگ زده بود از دكتر وقت بگيره
فاميليه دكتره ميرشكار بود!
مامانم زنگ زده ميگه:سلام،مطب دكتر شكارچى؟
عاااشقشم به خدا
من كه از خنده منفجر شدم مامانمم نتونست صحبت كنه ديگه!!
مشرف گشت سلمان بر حضور حضرت زهرا
که ای خیرالنسا در دل مرا رازیست پرمعنا
ندانم از چه بیتاب حسین است این دل شیدا
ولایش در دل زارم،حسین را دوست میدارم
به سلمان فاطمه فرمود که ای سردار ایرانی
بدان دردی که تو داری ندارد هیچ درمانی
مرا هم اینچنین رازی بود در سینه پنهانی
به عشق او گرفتارم،حسین را دوست میدارم
غرض زهرا وسلمان برحضور مرتضی رفتند
محبان مشکل خود را به آن مشکل گشا گفتند
به جای چاره سازی از علی این جمله بشنفتند
منی که فخر ابرارم،حسین را دوست میدارم
کلید حل این مشکل به دست مصطفی باشد
سه عاشق آمدند آنجا که طاها را سرا باشد
رسول الله فرمود عشق من بیش از شما باشد
حسین منی اذکارم،حسین را دوست میدارم
چو حل این معما بر پیمبر نیزمشکل شد
امین وحی با این زمزمه از عرش نازل شد
که یا احمد خدا گویدحدیث عشق کامل شد
قسم بر چرخ دوارم،حسین را دوست میدارم...(فک میکنم شعراز آقای معینی کاشانی باشه و از یکی از مجلات تله تکست گرفتم)
لایک:منم دوستش دارم...***ببینم چندتا لایک داره هااااا***
یعنننننننی عمرا اگه کسی شانسش مسل من انقـــــــــــد توپ باشه :$
میپرسید چرا؟؟ الان عرض میکنم...
عارضم به خدمتتون دو هفته پشت هم یونی نرفتم :) از اول ترم غیبت نداشتم.
هر هفته ام همه ی استادا میومدنو درس دادن.
هالا ... بعد دو هفته ک میخواستم برم ی روز قبلش از یونی اس ام اس اومد برام [بله یونیم خـــارجیه :)] خلاصه اس اومد ک کلاس دومی تشکیل نمیشه :$
کلا اون روز 3تا کلاس داشتم. گفتم عب نداره. دوتا کلاس قبل و بعدشو میرم. رفتم یونی کلاس اول ک گذشت...کلاس دومم ک تشکیل نشد از ساعت 2 تا 6 کلاس آخرم تشکیل میشد بیکار بودیم. واسه کلاس اخریم برگشتیم یونی(با دوستم رفته بودیم بیرون) ییهو هراستمون گفت:
اِهِـــــــــــــــــــــــــــم برید خونه این کلاستونم تشکیل نمیشه. استادتون تصادف کرده :$ بله متوجه شدین دیگه. یعنی شانسم تو نای و مِریه همه
کلا از دماغم درومد اون دوهفته
ضایعم خودتونید :(
دیشب بابام اومد گفت مجید ... پسرم عزیزم .. بیا جلو ...
گفتم جونم بابا .. جووونم ...
همچین خابوند زیر گوشم . که تا یه هفته به دیوار سلام میدادم ..
بعد میگم واسه چی میزنی ..؟؟ میگه میخام مرد بشی .. سوسول بار نیای
اینم باباس من دارم ؟؟؟؟
مشک برداشت که سیراب کند دریا را.....رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را
آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب.....ماه می خواست که مهتاب کند دریا را
تشنه می خواست ببیند لب او را دریا.....پس ننوشید که سیراب کند دریا را
کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید.....ماه افتاد که محراب کند دریا را
دیوانه ی علمدار حسینم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 20595
کل بازدید: 535543492










