دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

یه بار داشتم با مخاطب خاصم میحرفیدم و از روی اشتباه رفتم تو اتاقی که رفیقامم اونجا بودن همون موقع یکیشون صدای گاو در میاره یکیشون صدای بز :D
هیچی دیگه مخاطبم باهام به هم زد که تو چرا تو طویله (تویله) بودی مگه تو بابات تاجر نیست (بابامم تاجر نیست اما خوب اون دیگه تاجر دوست داشت )
لایک = عجب مخاطب بی جنبه ای داری
لایک = به اینا میگن دوست

وقتى پدرى با بچه ش درد و دل ميكنه ينى خيلى به كم آوردن نزدیک شده..........

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
گفت آنچه یافت مینشود آنم آرزوست
مولوی

گاهی آنکه سراغی از تو نمیگیره دلتنگترین برای دیدنت است.....
همیشه آنکه
نمی بینی نامهربان نیست!

  127834 | جوک جدید

اگه یه روز صبح از خواب بیدار شدی دیدی همه با لبخند نگات میکنن
بدون که تو خواب حسابی ویالن زدی!!!

فقط فقط یه مرد ایرانیه که
.
.
.
.
.
نیمه اول زندگیش واسه پیدا کردن زن مورد
!!... علاقش سپری میشه
و نیمه دوم زندگیش واسه پیچوندن همون زن
مورد علاقش. :|

وقتی فکر اینده خود نباشیم و بی هدف زندگی کنیم چگونه انتظار داریم اینده و هدف دیگری باشیم؟

رفیقمون به قشلاق وییلاق میگه شیلاق وقیلاق بعدانتظارداره پزشکی هم بیاره لامصب قبولم نمیکنه اشتباه میگه

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :
“غم تمام می شود”
“غصه نخور”
“مشکلات حل می شود ”
و …
دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!

خدا شاهد اگر فقط یک .دوم جوکی برای چهار جوک می فرستم را برای مخاطب خاصم فرستاده بودم زنش که هیچ مادر بچه هاش بودم.

داشتم ازپله ها میومدم پایین تاریک بود پیش خودم گفتم نکنه جن بیاد:به همین سوی چراغ یه ندای ازدرونم اومد که گنده بک اصن جن هم بیاد با چه رویی میخاد تورو بترسونه بااین هیکلت واللا بوخودا

ناهار دانشگاه مرغ بود
بعد یه قسمتاییش یه جورایی سفت بود که
انگاری مرغه یه بار تصادف کرده بود ، واسش پلاتین گذاشته بودن !

آغا از اون جایی که من سر کلاس خیلی شلوووووق میکنم هر دبیری که میاد یا منو میندازه بیرون یا میگه بیام جلو بشینم
ی روز سر کلاس فیزیک بودمو طبق معمول گرفته بودم خابیده بودم که یدفه دبیر سر من داد زد که نا خداگاه صدایی دلنشین ازش خارج شد نمیدونم چرا بعدش منو انداخت بیرون.
ولی خدایی خیلی خندیدیم.

توجمع نشسته بودیم بعد عموم بهم گفت: ایشا.. چه رشته ای قبول میشی؟
دایی نامردم برگشته میگه: اگه یه خرده دیگه تلاش کنه آبیاری گیاهان دریایی قبول میشه.
من :-/
فامیل :-))))))))))
گیاهان دریایی ~~~~~~~~
دخترخالم با کلیپسش €:-))
ناموسا این داییه ک ماداریم؟؟؟؟

اعدامـی لحظه ای مکث کرد و بـوسه ای بر طنــاب دار زد .. !
دادسـتان گفت : صبر کنید , آقــای زنـدانـی این چــــه کـــاریست !؟
زنــدانی خـــنده ای کــرد
و گفت : بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،
ولی آدم ها . . . ! بدجـــور زمــینــم زدن