دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

چند ماه پیش عازم کربلا بودیم،(خدا قسمت کنه)
روز قبل حرکت تو مدرسه با رفیقم واستاده بیدیم که یک عدد حیف نان که خیلی به من کرم می ریخت (لامصب از صبر من خیلی سو استفاده می کرد -_-) از کنارمون رد شد و اوقاتم رو تلخ نمود :/
رفیقم: ولش کن حرص نخور تو فردا پرواز خارجی داری دیگه ایران نیستی :)))
من °_°
رفیقم ^-^
فرودگاه @_@
برگای آژانس های مسافربری T-T
ادمین :|
شما :/

دوستان میخواستم تاکید کنم اینجا یه سایت طنزه،ما میاییم که خوشحال باشیم و بخندیم.اگه چند وقت پیش با یه کاربر شوخی کردیم،چون خیلی داشت فخر فروشی میکرد،کسی توهین نکرد،بی احترامی نکرد،فقط با زبون طنز خواستیم بهش بگیم دست از فخرفروشیش برداره.اگه از این سن کم بخواد مغرور بشه،بزرگ بشه میشه مثل خیلی از دکتر مهندسا که با بقیه مثل حیوون زیردست رفتار میکنن.نه جواب سلام میدن،نه ارزش قائلن و...که هممون دیدیم دوروبرمون.اگه ایشون جنبه شنیدن دوتا طنز نداشت همون بهتر که بره.اون کاربری هم که به ماها گفت بیشعور،اگه خودش شعور داشت متوجه منظور ما میشد
#با جنبه باشیم
#توهین نکنیم
ممنون میشم اگه این پست تایید بشه

  255482 | جوک جدید

یکی به روحانی بگه نت وصل شده فردا شاکی نشه

بخشیدن بعضی‌ها مثل یک گلوله دادن بهشونه که اون تیری رو که خطا به سمتت شلیک کرده رو جبران کنه!
✔️Scarface✔️
#دهدشت
#اُمید

✔ پدربزرگم چایی در حال جوش براش میاوردی با یه هورت مینداخت بالا بعد میگفت چاییتونم که سرده .
خدابیامرز مسیر مِری تا معده رو ایزوگام کرده بود .
هیچ درکی از سوختگی نداشت

دخترایی که داداش ندارن میدونن چی میگم ما که داداش نداریم همیشه عقده اش باهامونه
ما کلا سه تا دختریم اولی پردیس دومی سارا ته تغاریم که منم*-*
منو مامانم داشتیم صحبت میکردیم بحث رف سر اینکه چرا من داداش ندارم؟ بعد مامان یهو گف : اصن ای کاش پردیس پسر میشد فرزند ارشد خانوادس:) من گفتم: نخیرممم سارا باید پسر میشد چون ویژگی هاشونو دارع کلا خیلی نمکدونه همش به همه تیکه میندازه از همه مهمتر رابطش با تو خوبه و مامانیه و پایه کلکلای منم هس*-*
مامانم گف اره بعد یهو نمیدونم چیشد گف: نه که فردا تعداد دوس دختراش از دستش در بره هی رنگ به رنگ دوس دختر عوض کنه؟ یهو بغض کرد که هی دخترا عاشقش شن اونم دلشونو بشکنه بعد نفرینش کنن؟؟ اصن من پسر نمیخوام! اصن سارا غلط کرده پسر شه و در همین لحظه سارا از کلاس زبان برمیگرده و مامان خیلی شیک و مجلسی در حالیکه به ارش کمانگیر گفته زکی مگس کش معروف فیروزه ایشو پرتاب میکنه سمت سارا : چطور دلت اومد با احساسات دخترا بازی کنی هان؟ اصن منکه میدونم تقصیر رفیقایه نابابه نه اصن بخاتر اینه که خوشتیپی هی دخترا میچسبن بهت اصن تو غلط کردی پسر شی :/
سارای بدبختم دهنش باز مونده بود)بعد از تیراندازی مامان دستش نابود شد^-^(
منکه ترکیدمممممم
مامانمو دیوونه کردیم. نه خداوکیلی مامانه من دارم؟؟؟ قراره تو مسابقه بهترین تیرانداز پشع کشی شرکتش بدم*-*
ملت دنبال نیمه گمشدشونن من دنبال داداشم:|

  255478 | جوک جدید

حسن جان بنزین رو بکن هزار تومن
ما ماهی پنجاه تومن میریزیم به حسابت

پست اول

صبح با بابام دعوام شد
بعد عصر آماده شدیم بریم مهمونی به مامانم گفتم این کت اسپورته بهتره یا اون کت آبیه؟

گفت آفتابه طلا هم باشه جاش تو توالته :/

ازشهرراز مینویسم...
شهری که دروازه قرآنش تاجِ تک تک مسافرانی ست که خود را در آغوش آن سپرده و عکس یادگاری میگیرند:)
به بهشت فردوس و باغهایش که فکر میکنم ،گلهای رنگارنگ قصر دشت را تصور میکنم
به جریان زندگی فکر میکنم،زمزمه های غزلیات حافظ از زبان مردمِ کنار آرامگاهش گوشم را پُر میکند(مورد داشتیم طرف شعرای حافظو تو آرامگاه سعدی میخونده! اصلانم خودم نبودمااا)
دلم را مملو از عشق به میهن میکنم، ارگ کریمخانی و تندیس وکیل الرعایا و عشق او به مردمش به خاطرم می آید♡
به طعم زندگی فکر میکنم،ناخودآگاه مزه ی پیوند کلم پلو با سالاد شیرازی و "سیب عروس" زیر زبانم حس میشود
به غرور وافتخار می اندیشم، دست پدرم کوروش را بر شانه ام میبینم
مفهوم زیبایی را که جست و جو میکنم، رنگهای مسجد صورتیِ نصیرالملک مقابلم میرقصند=))
به پیامبرم فکر میکنم،به سوی فرزندشان حضرت شاهچراغ میروم و سلامی میکنم
آری اینجا ❤شــــــیراز❤است....
تقدیم به کاربر افسانه لاو محمد!

 امام على عليه السلام :

اگر بردبار نيستى خود را بردبار جلوه ده، زيرا كمتر كسى است كه خود را شبيه گروهى كند و بزودى يكى از آنان نشود.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 506 ، حكمت 207

#یه ذره به فکر تغییر خودمون باشیم...(:

دیروز داشتم سرکلاس چت میکردم یه لبخنده خیلی عمیقو ژکوندم رولبم بود یهو دیدم استادم هی داره سرکشی میکنه که ببینه دارم چیکار میکنم منم خیلی راحت داشتم به چت کردن ادامه میدادم با همون لبخنده ملیح رو خودمم نیاوردم بعد که دیگه کلاس تموم شد به دوستم جریانو گفتم دوستمم گفت حتما استاد فکر میکرده داشتی کتاب الکترونیک میخوندی
برگشتم بهش گفتم اخه اسکل کی به کتاب الکترونیکش لبخند میزنه
بعد بهم میگه اره راست میگیاا خدایا چیکار کنم از دست این دوستاا

  255473 | جوک جدید

دیگه بجایی رسیدیم که تو سال 2019 آرزو مون داشتن اینترنت اونم بزور برامون وصل کردن

سلام من رشتیم در جواب اون دوستی که گفت ذوق زده میشم اگه همشهریم اینجا باشه

غروب پادگان
طلوعه غم هاست...

مامانم داشت ناهار درس میکرد بعد اومد پیشم گف میخوام برم بیرون رو گاز سیب زمینی دارم چشت به سیب زمینیا باشع ^-^ منم رفتم پای گاز : چشم بهتونه ! لعنتیای خوشمزههه...
--------
مامان: میشه بپرسم چرا جای سیب زمینی ذغال تو ماهیتابس؟؟؟
من: باید میگفتی منظورت از چشت بهشون باشع فقط نگاه نیست :(

مامان: :/
سیب زمینیای ذغالی: o_O
من: [=
موش سر اشپز: :|