یکی از فانتزیام اینه که ۱۰ سال بعد که ۲۸ سالم شد و یواش یواش دارم ترشیده ی واقعی میشم و میخوام ازدواج کنم; وقتی خواستگاره ازم پرسید تاحالا با کسی دوست بودی یا نه؟ بگم آره از ۱۴ تا ۲۸ سالگیم جمعا ۴۲ مخاطب خاص داشتم یعنی هرسال ۳تا. خیلی کنجکاوم عکس العمل طرفو ببینم.به هرحال یکی از این ۴حالت اتفاق می افته: ۱) باورش میشه،عصبانی میشه و میره و دیگه برنمیگرده. ۲) باورش نمیشه،میخنده و به بقیه ی سؤالاش ادامه میده. ۳) باورش میشه، از ازدواج منصرف میشه،میخنده و پیشنهاد دوستی میده. ۴) باورش میشه، بی تفاوته، میخنده و میخواد باهام ازدواج کنه. [ من دوتای آخری رو خفه میکنم.]
●●
خطرناک ترین دوست ما عزیز ترین دوست ماست....!!
زیرا راز های ما با اوست...!!
●●
توکل یعنی..
اجازه دادن به خداوند که خودش تصمیم بگیرد.
نو فقط بخواه و آرزو کن
باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم
کوله ام غرق غم است ، آدم خوب کم است
عده ای بی خبرند ، عده ای کور و کرند
اندکی هم پکرند و میان رفقا ، عده ای همچو شما تاج سرند!
به مامانم میگم بزن شبکه نمایش فیلمه میگه نه
میخوام خاموش کنم بخوابم
بعد میزنه اخبار
منم بهش گفتم مامان خاموش کن میخوام بخوابم
اونم نه گزاشت نه برداشت گفت
مگه تو تا سحر پای کامپیوتری من بهت حرفی زدم
تا حالا اینطوری قانع نشده بودم
از این به بعد سر ساعت 11 که میشه میاد مودمو برمیداره
میگه بگیر بخواب میخوام بخوابم :-)))
فانتزى من اينه كه يه دفعه ،فقط يه دفعه اين دوست هاى اسگول داداشم كه زنگ ميزنن خونمون وقتى ميپرسم شما نگن دوستشم!
ده خوب لا مصبا ميدونم با اين صداى شبيه خروستون دوستشين.كدوم دوست احمقشين؟؟!!!
O_O
مادرم:پاكي قدومش،صفاي وجودش،سنگيني سكوتش،نجابت غرورش،بازمزمه كلامش در جذبه محراب ،گستره وسيع جنت بودو من فقط مادر ميخواندمش.
خسته ام ...
مثل مادری مدت هاست منتظر برگشتن پسرش نیست...
گویا پسرش رفت تا ما بمانیم .
عجب دارم
از آنکه به هوای خود
به خانه او رود
و زیارت کند...
چرا قدم بر هوای خود ننهد
تا بدو رسد
و به او دیدار کند.....؟
خوشبحال من که میدونم همتون منو میخوایـــــــــــــــــــــن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اکلی مثلا من شارژم:|
حرف راستو بچه میگه!
بچه: بابا! “مرد” یعنی چی؟
پدر: خـــــــــب! مرد به کسی میکن که به خانواده اش عشق می ورزه
و با تمام وجود از اونها دفاع میکنه. دلسوز خانواده اشه
و هیچکس و هیچ چیزو به اون ها ترجیح نمیده.
تمام تلاشش رو برای خوشبختی اونا انجام می ده
و از هیچ فداکاری دریغ نمیکنه و همه جوره خانوادش رو حمایت میکنه.
بچه: چه باحال! پس من هم میخوام ” مرد” بشم ….درست مثل مامان!
من در گُداز و در سوز...،
.
.
.
.
.
.
.
.
تو زِرت و زِرت هی بگوز....
باور کنید شعر عاشقانه بود ولی فن بیانم داغونه!!!
درد میدونی بعنی چی؟
یعنی وقتی کنار خیابون ایستادی و نگاهت میفته به یه مـــــــرد
که میره داحل گوشت فروشی بعد از چند لحظه دست خالی میاد بیرون
بعدش میره میوه فروشی بازم دست خالی میاد بیزون
خدایا میدونم که میبینی اما هواشونو بیشتر داشته باش
هوای مارو هم داشته باش...
آمین
گــــفته باشــــم !.!.!
مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛
تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !
سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی
گرفتن دستانش آرزویم بود....
اما از بخت بدم مچش را گرفتم!!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 29987
کل بازدید: 533253624










