دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

انسان های ضعیف انتقام می گیرند
انسان های قوی می بخشند
انسان های باهوش نادیده می گیرند.
انیشتن

  192630 | جوک جدید

مرغابی ها تا آخر عمر با جفت خود میمانند و اورا رها نمیکنند.
.
.
.
.
.
.
..
.
من تصميمم رو گرفتم.
.
.
.
.
زن مرغابی میشم.
.
.
.
.
ساکت حرف نباشه وگرنه با پر شوهرم میزنم تو دهنت.... والا... بحث اعتماده، شوخی نیس که.... ^_^

وقتی اسم کسایی ک جوک فرستادن رو میخونم و خلاقیت بسیاری ک تو اسماشون بکار رفته رو میبینم از زندگی نا امید میشم.واقعا چ خلاقیتی دارن بچه های مردم حالا اسم منو نگاه کنید.
(طرز نوشتنم تو حلق پوتین)

یبار خواستم مثله تو فیلما سر یه موضوعی با دوستم درد و دل کنم

من: حق با تو بود، قضیه همونطوری شد که تو گفتی :(
دوستم: غلط کردی، من کی حرفی زدم؟ من غلط بکنم چیزی بگم :|
^_^

آخه خدایا تو دوستم شانس نیاوردم؟! :||

  192624 | جوک جدید

بــــدبـــختم
.
.
.
.
.
درست مثل شبکه 4 صدا سیما
ینی در این حـــــــــد!

تو
میبینی
میشنوی
راه میری
حرف میزنی
.
.
.
پس بگو "خدایا شکرت"

من برا کار شوهرخواهرم رفتم یکی از بانکهای شهرمون و قرار بود یه سری از کارا رو انجام دم که وقتی شوهرخواهرم امد فقط امضا کنه و ...رفتم پیش معاون بانک و کارمو گفتم و مدارکو دادم و ... بعد چند دقیقه و کلی سوال پرسیدن از من پرسید با این فرد چه نسبتی دارید؟ که من باصدای کاملا واضحگفتم خواهر خانمشون هستم و عاقا 5دقیقه نشده بود که پرسید آقا مجرد هستن؟
قیافه من وصف شدنیo_o نبود
مونده بودم بهش چی بگم تنها کاری که تو اون شرایط کردم ب تاکید بیشتر گفتم خواهر همسرشون هستم.
بعداز چند دقیقه بربر نگاه کردن من
گفتند: آهان من فکر کردم گفتی خواهرشم؟سوتیش اونجا بود قبلش فامیلی من رو پرسیده بود ( فامیلیمون بافامیلی شوهرخواهرم فرق داره)شده بود سوتی یکی اساتید که به دو نفر با نام مشترک با نام خانوادگی متفاوت میگفت دوقلواید؟]
این با این هوش و استعدادش میخواست رئیس بانک بشه سابقه نداشت نذاشتنش تازه شاکی هم بود..*_*

در روایات امده است که روزی از روزگاران( ادبیاتم بصورت مورب تو حلق هم اتاقی هام که بعضی هاشون عضو فورجکند) غضنفر(اشتباه نکنید سعدی از غضنفر تقلید کرده) علیه الرحمه (عربیم هم تو حلقشون) در خیابانی بس پر از حوریان بهشتی به شغل شریف ابیاری ویا به عبارت دیگر چراندن چشم مشغول بودندی همی وبسسسسسسسسسسسسسسی که دران هنگام زن ایشان تشریف فرما بنمودی وبسیار غضبناک بگشتی وگفتی :(بخاطر لحن سخن معذرت خواستندی فقط خوواستم رعایت حق تالیف باشندی)توله سگ چه چیز قهوه ای میل میفرمایی غضنفر جواب دادندی که دارم در صورت این چریان عطمت خدا را بینندی که دران هنگام زن ایشان کف گرگی نثارش بنمودی که خدا وندگر سلام برساند وفرمود:ای همانی که زنت فرمود(فرزند حیوان وفادار)........ خوردی منو با زنت درننداز که من هم توان قانع کردن زن جماعت را ندارم .

روزی شیخی به میان مریدان رفتندی و گفتندی:
آیا می خواهید احکامی به شما بیاموزمدی تا در دنیا وآخرت سعادتمند شوندی
مریدان یک صدا گفتندی:نه
شیخ ضایع شدندی وداستان ما به فنا رفتندی

يك چشم زدن غافل از آن شاه نباشيم

شايد كه نگاهى كند آگاه نباشيم

اللهم عجل لوليك الفرج
التماس دعا...

به بعضيا بايد گفت

كه وقتي آبادي براي سرزمينا مياد كه با همسايت خوب باشي


نه اينكه از ساعت 3 صبح پاشي با دريل بيفتي به جون ديوار

خـــــــــــارچ
.
.
خـــــــــــارچ
.
.
خـــــــــــارچ
.
.
خـــــــــــارچ
.
.
خـــــــــــارچ
.
.
خـــــــــــارچ
.
.
زااااااااااااارت
.
.
زااااااااااااارت
.
.
زااااااااااااارت
.
.
زااااااااااااارت
.
.
.
.
.
.
.
.
الکی مثلاً ❤✿✘محمد موحدی✘✿❤ ام که داره خیار میخوره و ...

مورد داشتیم استاد اخرین دقایق سرکلاس از شاگرداش پرسید دوستان سوالی ندارین؟دختره از ته کلاس گفت استاد این رنگ لباس به صورتم میاد ؟ هیچی دیگه میگن استاد چهار گوشه کلاس رو لیسیده و طبق شواهد استاد الان تو مترو دستفروشی میکند .مقصراست ایا.....؟؟؟؟؟؟

به دختره گفتم خانوم ببخشید ساعت چنده؟
یهو برگشت اشک تو چشماش جمع شد و ساعتشو در اورد گفت عزیزم قابل تو رو نداره فدات شم!
تو فقط منو بگیر!
.
.
.
.
.
.
.
.
منم مثل پلنگ مازندران با نهایت سرعت فرار کردم!!!!!!
امنیت اجتماعی پسرا کم شده ناموسن

اعتراف میکنم یه بارتو کتاب خونه دانشگاه بودیم بادوستام حوصلمون سررفت یه دفه زد به سرمون بریم پشت بوم کتاب خونه...
اغا ما باهزااار زورو زحمت درقفل شده رو بازکردیم و رفتیم بالا.یه دوساعتی اونجا چرخیدیمو ملتو سوژه کردیم که یه دفه دیدیم ای دادبیداد..مامور حراست داره میاد اینوری حالا قیافه ما 0-0
بدو بدو اومدیم پایین و رفتیم مث بچه ادم نشستیم به درس خوندن
فرداش که اومدیم تو کتاب خونه دیدیم صدای جیغ بنفش دخترا میاد رفتیم ببینیم چی شده
دیدیم مستخدم بایه جارو تودستش داره میدوه میگه من نمیدونم این گربه از کجا اومده اخه؟؟{مدیونین فک کنین برا این بوده که ما در پشت بومو نبستیم}
خلاصه ازتو کتاب خونه رفت کافی نت و دوباره جیییییغ بنفش دخترا
یکی از شیرمردان دانشگاه پاشد رفت دنبال گربه
گربه هم این پنجولاشو می کشید رو شیشه
قیافه ملت ....
و دریک حرکت انتحاری دم گربه رو گرفت انداختش بیرون
همه ملت دس جیغ سوت غوغایی بودا
مستخدمم هنوز داشت فوش میداد
وهمچنان منو دوستام^__^