دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

راستییییییی!!!
نتیجه اون تحقیقاتی که درباره ماهیت درهم تنیدگی کوانتوم داشتیم چی شد؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الکی مثلا اینجا محیط علمیه هممونم الاف نیستیم

لایک=
.
.
.
لایکم من باید بگم معنیش چیه؟
تا الان همین جوری ده بیست سی چلی لایک میکردی؟

❣ஜ❣
ﺩﺧﺘﺮﻩ 30 ﺗﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺩﺍﺭﻩ 20 ﺗﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻭﯾﮋﻩ ,
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻫﻨﻮ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﺍﺵ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ !!!!!!
ﺧﻮﺏ آخه كم عقل!...ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ , ﺗﻮ ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﮑﺎﺭ
ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ !!!.........ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘﺮﺱ!

  192713 | جوک جدید

دریا اولین عشق مرا بردی
.
.
.
.
.
.
.
دمت گرم بازم از این کارا بکن

◆↓↑◆4جوک اعــــــتیاد نـمیاره که..◆↓↑◆
وابـــــستگی میــــاره ، به آدمـــــایــــی که نـــمیــشناســیشــون✖
✖ ولـــی خـــیلـی بـا معـــرفـتن ➣➣
+ ✘✘ سلامتی همه بچه های بامعرفت 4جوک✘✘
+ ✘✘خیلی دوسِتون دارم.حالم خیلی بهترشده فقط واس خاطربچه های باحال فورجوک✘✘

اگه مردم تا ثانیه بعد از زدن دکمه ی پایان تماس صدای طرف مقابل رو میشنیدن الان هیچ کدوم از ما،هیچ دوستی نداشتیم

ﺣﯿﻒ ﻛﻪ ﺛﺮﻭﺗﻰ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...
ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﺸﺘﻤﻮ ﻣﯿﻜﻮﺑﯿﺪﻡ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ و ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ :
ﺣﺎﺿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﻯ ﺛﺮﻭﺗﻢ ﺭﻭ ﺑﺪﻡ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺍٓﺭﺍﻣﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﮐﻼﺳﻪ لامصب !

تو سریال سال های ابری اون سرگرده میگفت:سورتیج،بهت نگفتم وقتی همه چی آرومه تو شک کن!
.
.
.
.
.
یه مدته احساس خوشبختی میکنم;نکنه بلایی سرم بیاد!!!!

اعتراف میکنم ...
بچه که بودم به توپ میگفتم " بیخی "
به رب میگفتم " خبیب "
دانشمندا هنوز ارتباط شونو کشف نکردن!!!

  192702 | جوک جدید

بچه که بودم وقتی بابام باده معدش رو با نهایت اعتماد بنفس بیرون میداد
( البته ازنوع با صدای بدون بو و )

ومن و برادرم بد از نیگا کردن به هم دیگه به بابا جان عزیز زل میزدیم


بابا جان با همان نهایت اعتماد بنفس می گفــت :

تیلی ویزیون بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وما چست و چابک و نرم و نازک قانع میشدیم.

تو حموم مخصوصا نصف شبا وقتی داری شامپوی سرت رو آب میکشی و چشات بسته اس ، یه جن سم دار قد کوتاه
میاد سمت راستت می ایسته ونگات میکنه .راوی میگه گاهی تو همین حال سنگ پا رو هم میزنه به زمین وصداشو در میاره

  192699 | جوک جدید

تو خونه شمام خمیر دندونو تا ته تهش مصرف میکنن جوری ک اشک خمیر دندونو در میارن ، مایع دستشوییتون چی ؟تموم میشه توش آب میریزید؟؟؟؟
خونه ما ک اینجوریه.....!!!!
والا دیگه تهرانم با این بربریاش

اخیرا چند ماهه(6) بدون دوس دختر سر میکنیم... :دی تیپ سولو گرفتیم فعلا.
دیروز رفته بودم پست تا ی بسته ای رو ارسال کنم.
دو فقره دختر(بنظر پیش دانشگاهی میومدن) همراهشون باهم وارد شدیم.
یکیشون از نگاه اولش فهمیدم مخه...
عاغا ی پاکت پستی درشت گرفتم واسه ارسال قطعه،اومدم اون قسمتای آدرس،کد پستی و شماره رو پر کنم همشو درست نوشتم جز شماره ک اونم شماره بابامو نوشتم و گذاشتم تو نوبت،تا بسته و شماره تماس ارسال کننده روشو رو دید(شماره براحتی خونده میشد) چشاش برق زد و یواشکی یادداشتش کرد.
ظهر ک داشتیم نهار میخوردیم با خینواده...جلو مادرجان ب بابام گفتم دختره بهت زنگید؟معلوم بود بهش زنگیده بود تا اینو شنید رنگش سرخ شد و کپ کرد... و مامان من لینچان...!!! بقیشو خودتو حدس بزنید.
الانم وایسادم رو تیر برق ب وای-فای خونمون وصل شدم و اینو برای شما مینویسم(الکی مثلا فای فای دارم) و پدر گرام هم پایین کمین کرده واسمون.
انا لله و انا الیه راجعون...

مورد داشتیم مرتاض هندی رفته خوزستان 24 ساعت رو نک یه نیزه به صورت عمودی ویساده,
الان شده مجسمه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یه روز اومدی . . . . . . . . یه روزم رفتی . . . . . . . . بعضی رفتن ها کاش آمدن نداشت. . . . . . . . الکی مثلأ زن من رفته خونه باباش.

سفره دلتون از این یه بار مصرف پنجاه متریاست که پیش همه بازش میکنید؟؟!!