دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک
  194887 | جوک جدید

ديگه زير بارون که هيچي.
.
.
.

.
.زير فشار مستقيم شلنگ آتش نشاني هم ياد کسي نمي افتم....

من ، تو : ما
یادت هست ؟
ولی تمام شد
حالا چی ؟ تو ، او : شما
من هم به سلامت

به سلامتی پدری که هر سال موقع خرید لباس عید به زن بچه ش پول می ده و می گه شما هر چی خواستیدخرید کنید من برای خودم بعد آخر همه لباس می خرم ولی اون" بعد" هیچوقت نمی رسه!

اعتراف میکنم که من تا همین چند وقت پیش فک می کردم که خاورمیانه یه شرکت ساخت تن ماهیه!!!!!!!!!!!!
....
....
خیالتون تخت الان دیگه می دونم چیه^________^

درختي كه از ريشه مشكل داشته باشه رو هيچ كاريش نميشه كرد مثه بعضي ها كه هر جور باهاشون تا ميكني اخر بهت زخم ميزنند هرچند ظاهرشون خوبه

دیگر آن خنده زیبا به لب مولا نیست...
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست...
قطره ی اشک علی تابه ته چاه رسید...
چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست...

وقتی طرف مقابل ت یه آذر ماهی یه سعی کن هیچ اشتباهی نکنی

چون اگه این کارو بکنی فقط و فقط احتمال دو واکنش وجود داره

یا اونقدر دوست داره و براش عزیزی که از اشتباهت میگذره و میبخشت ت که یعنی خوش بخت ترین ادم دنیایی

اما حالت دوم

با خودت و اشتباهت باهم میگذره حد وسطم نداره ...

به سلامتی همه ی آذر ماهی هاااا....

تراژدیِ بزرگی‌ می‌شود زنده‌گی

وقتی نهنگِ اقیانوس

عاشقِ ماهیِ برکه شود...!

هوا بارانی بود و وقتی برگشتم خانه کاملا خیس شده بودم...
خواهرم نالان گفت: چرا چتر نبردی..؟!!
برادرم گفت:صبر میکردی باران بند بیاید...
پدرم به تندی گفت:تقصیر خودت است؛یک دفعه که سرما بخوری حواست را جمع میکنی
اما مادرم درحالی که موی مرا خشک میکرد گفت
باران احمق..
واین یعنی ♥مادر♥

غریبه از مسافر پرسید:
خانه تو کجاست؟
مرد نگاهی به همسرش انداخت و گفت؛
هر کجا که او باشد...

بعضیا عادت دارن مشت بسته که ببینن، به هزار ترفند دلشون میخواد براشون بازش کنی.

بعضی با گفتن حرفهای خودشون، و انتظار اینکه تو هم شروع کنی به گفتن، بعضیام با اخم و گلایه، و بعضی هام...

ولی وقتی باز میکنی، یا باور نمیکنن، یا درک!

فقط حس میکنی هدرش دادی.

یه چیزایی هست که تا ابد باید تو مشت خودت بمونه و واسه هیچکس بازش نکنی...


تو خونه بی کار بودم یهو بابام اومد گرفت منو زیر کتک
گفتم چرا میزنی آخـــه؟؟
.
.
.
.
گفت :الکی مثلا من شیشه کشیدم میخوام بکشمت

فـانـتزی مـن ایـنـه کـه بـدونم مـوقـع تـحویـل سـال کـی یـاد مـن مـیـوفـتـه؟
آخـه از خانواده و دوستا و اشناهام دورم و اومـدم یه شهر غریـب...:((
*لـایـک اخـتـیـاری*

یکبار هم بدون آنکه منتظرت باشم بیا...بگذار خیالم غافل گیر شود...

آقا به مناسبت دهه فجر مدرسمون برنامه داشت یکی از دوستان که مجری بود خیلی خودشو گرفت که سخنرانی کنه حالا فرماندار و شهردار و مدیر و معلما و از همه بدتر 300 تا دانش آموز داشتن نگاش میکردن اومد بگه انقلاب نقطه عطفی در تاریخ بود گفت انقلاب نطفه عطفی در تاریخ ایران بود آقا ما رو میگی از بس سرمونو کوبوندیم به زمین زلزله اومد......
حالا هر کی میبینش بش میگه چطوری نطفه.... کلا آبروش رفت خدا نصیب شغالای بیابون هم نکنه.....