دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

دفت کردین بعضی ها مشکلات زندگیشون اینقدر زیاده که نمی تونن مثل من و شما جوک بخونن و بخندن مشکلات مالی ، مریضی و ....

خدایا خودت تمام مشکلات مردم رو حل کن تا همه بتونن بخندن آمین.

  215425 | جوک جدید

یعنی اینقده که من موقعی که می خوام ببینم پستام تایید شده یا نه استرس دارم
.
.
.
کاندیدا های مجلس موقع خوندن تایید صلاحیت ها استرس ندارن .
.
.
.
شورای نگهبانیه این مدیر سایت واسه خودشا
.
.
لایک= فدائیان شورای نگهبانمون

دستتـش را در جـيبش كرد
چشم هايش پر شـد.!
رو به دخـتركش كرد و گفـت
بستـني هايشان تاريخ انقضايش
تمام شده قول مـيدهم فردا برايت بخرم
دخترك كه متوجه چشـم هاي پر پدر شد
گفت بابا من از بستني متنفرم... ���

ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻥ ما ﺟﻮﺭﯾﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﻣﯽ
ﮐﻨﻪ
















ﻣﺎﻝ ﻣﺎ ﻋﻮﺽ ﻣﯽ ﺷﻪ

  215422 | جوک جدید

۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞۩


امروز یه دهه نودی دیدم که یه کیف کوچیک هم دستش بود که شونصد نوع لوازم ارایشی توش بود .


حالا زمان ما یه بازحانده رژ دویست قرن پیشو پیدا میکردیم .بعد که مامانمون میدید رنگ لبمون عادی نیست .به هزار نوع و شیوه تنبیهمون میکردن .




اقا من اعتراض دارم .
تبعیض تا کجا.~(@^_^@)~

پیتزا اگه یاد بگیره یواشتر سیر کنه غذای خوبی میشه...

داشتم با دوستام راه میرفتم یه چند تا لات هم کنار دیوار زنجیر به دست وایستاده بودن یهو یکی از بچه ها جو گرفتش داد زد نفس کش اون پنج تا هم پاشدن اومدن براش عین خر زدنش من دوستم بزور نجاتش دادیم تازه جالبش اینه که هی به من و دوستم میگفت ولم کنین حسابشونو برسم ما هم نامردی نکردیم ولش کردیم اونقد زدنش دیگه جا برای زدن نبود تا اون باشه و از این غلطا نکنه.
نتیجه اخلاقی:به هم کلاسی های خود اعتماد نکنید

میگم
.
.
اگه وقت کردین محض تست تاچ گوشیتونم که شده ی لایکی بزنید! بخاطرخودتون میگم…!!!
میترسم ی وقت گوشیتون جلبک ببنده!

من نمیگم دست نکنید دماغتون!





من میگم میارید بیرون نگاش نکنید!
قرار نیست از تو دماغتون اورانیوم غنی شده بیاد بیرون که!!
هر سری همونه!
والا

ﺁﺭﺍﻣــــــــﺶ یعنی:
.
.
ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺍﺿــــــــﺎﻓﻪ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺣــــــــﺬﻑ ﮐﻨﯽ
.
.
.
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧــــــﯽ
.
ﮐﻪ ﻣﻨﻢ
ساکت شو
بگو چشم

  215416 | جوک جدید

لآمصــــــب تو فیــــلم کیمیا بچــــه اندآزه خر شد امآ هیچ کدوم از

اعضای خآنواده یه تغییــــــر نیم مثقآلی توی صورتشون ندآشتن!

همــــه از خآکیم اینآ از بتـــــــن^ـ^


وطـــــنم پآره ي تنم *_*

عمم دربیمارستان پوست بستری بود من هم همراه مانده بودم بغل دست عمم یک زن چاق بستری بود بیماری پمفیگوس داشت شب پرستارگفت چراغها روخاموش کنیدبخوابید ماهم شش همراه بودیم تویک اتاق وشش مریض شب ماهم خسته خواییدیم یک دفعه دیدیم چنان صدای ترکیدن امد ازترس سکته کردیم .بله زن چاق توخواب ازتختش افتاده بود داشت میخندید
هیچی دیگه همه پاشدن ونشستن .
قیافه ی ما:(((((((
زنه:))))))
فک وفامیل داریم؟

کوچیک که بودم بابام بهم می گفت : دخترم،با مامانی صحبت کن که منو دوست داشته باشه
منم فکر می کردم اگه من بگم مامانم بابامو دوست خواهد داشت
با یه حالت داش مشتی(قلدری) و با زبون امری به مامانم میگفتم:
مامانی، بابایی رو دوس داشته باش
هروقت هم که با بابام دعوا می گرفتم بهش می گفتم
دیگه به من نگو که با مامان صحبت کنم...
تا اینکه بعد از چندین سال گیر آوردن من یبار که به بابام گفتم دیگه به من نگو
شروع کردن به خندیدن
منم متعجب... بابام گفت فکر میکنی تو هروقت میگی مامانی منو دوس داشته باشه اون دوسم داره هروقتم که میگی دوسم نداشته باشه دوسم نداره؟!!
و اینگونه بود که اون موقع من تازه فهمیدم که به حرف من نبوده!
الان ازش به عنوان خاطرات بچگی یاد میشه...
البته هنوزم بابام بهم میگه ها ... ولی دیگه من می دونم که به حرف من نیستش!!!!!

هر کجا یاد خدا بود، تو را یادم
هست

؛

هر کجایی که خدا بود، مرا یاد
آور

...

حافظ کجای کاری ،فالت غلط درامد !

گفتی که غم سرآید !!

این عمر بود سرآمد ...