دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

سری که درد میکنه رو باید بذاری
رو شونه های عشقت :))...

من از الان منتظر دلایل قانع کننده بعضیا واسه گند زدن به کنکور و امتحاناشون هستم :|

میگند تو بهشت انقدر آزادی هست




شهرام شبپره روزها هم میتونه بپره

‏محو موزیک بودم یکی اومدباهام حرف بزنه فکر کردم آدرس پرسیده،نشنیده گفتم بلدنیستم،هندزفری ر از گوشم درآورد گفت چی میگی واسه خودت،میگم وسط خیابون راه نرو میری زیرماشین

به نظر من باید به کاندیداهای ریاست جمهوری یکی یه هندزفری بدن گره اشو باز کنن.
کسی که بتونه اونو باز کنه, حتما گره های کشورم میتونه باز کنه...

یکی از فانتزیام اینه که روزی لباس سرتاسر سیاه بپوشم و تو جمع اگه یکی ازم پرسید که کی مرده?
یه نگاه به کل افراد اونجا بکنم و جواب بدم:
هنوز تصمیم نگرفتم.

**************m.k14**************
پیامبر اکرم(ص)

همانا من مبعوث شدم تا مکارم اخلاقی را تمام کنم (بحارالانوار)

‏يكـــي از تفريحاتمــــون اينـــه دوسـت دختـــــرمون رو شكــــل زن حاملــــه ها كنيــــــم بريـــم پارك چيتگـــــــــــر،









بشينيم مجاور اينايـــــــي كه جـــــُـوج ميزنن، دو سيــــــــــخ مفــــت بزنيـــــــــــــــم!!;)

‏خواهرزاده م ۹ سالشه ازش پرسیدم دیروز چرا مدرسه نرفتی دایی ؟ گفت دایی دیروز حوصله مدرسه رو نداشتم
این دیگه خیلی دایورته ، حقیقتا حسودیم شد :)

  230431 | جوک جدید

رفتم تونل وحشت شهربازی قسمت آخرش یه اتفاقی افتاد چنان جیغی زدم که
اسکلته اومد گفت
داداچ به خدا من الکی ام. کاری نمیتونم بکنم. دست بزن بهم ببین

مادره مادر بزرگم خدارحمتش کنه میگف با خواهرم قدیما رفتیم خونه ی یکی از دوستامون خونه هاشون گلی بود بعد خونه های ما که کپر بودن وقتی خونه های اونا رو دیدیم گفتیم واایی خدایا یعنی میشه ماهم یه روز تو همچین خونه ای زندگی کنیم ....
الان خواهره مادر بزرگم تو خارج تو بهترین حالت و تو بهترین خونه ها داره زندگی میکنه... ... خدایا بزرگیتو شکر

سر خیابونمون سه تا سوپرگوشت باز کردن یعنی جوری آدم تو رودروایسی میمونه که یه بار رفتم نسیه از هرسه هاشون گوشت خریدم الان احضاریه اومده فردا باید برم دادگاه...

این روزا بیشتر از کودکی خودم



دلم برای جوونی پدر و مادرم تنگ شده :(

#تلنگر

من خیلی کلاه قرمزی دوست دارم و بعضی از حرفاشون
تکیه کلامم شده .

یه بار سر کلاس حواسم پرت شده بود که یک دفعه معلم
یه سوال ازم پرسید من هول (حول) شدم گفتم ( چچی
میچی شده ، پستونک) هیچی دیگه معلم و بچه ها در ودیوار کلاس رو جا خوردند از خنده تا یه هفته معلم پستونک صدام می‌کرد.

روزگارت_بخیر عزیزم !
شاید نباشم ....
تو اما هر روز صبح
پنجره ی قلبت را باز کن
و "دوستت دارم " ها را
و "صبحت بخیر " ها را
و" مراقب خودت باش" ها را ...
نفس بکش ...
سپرده ام به آسمان ،
سپرده ام به صبح ...