یکی از بهترین لذتهای دنیا
.
.
داشتن دوست تنبل تر از خودته.....
اقا ما چند شب پیش بیمارستان شیفت بودیم(داشنجوی سال6 پزشکیم بعله اینطوریاس)یه گودزیلا که چه عرض کنم یه توله دایناسور آوردن گذاشتن جلوی ما گفتن سرما خورده.
حالا من موقعه ماینه هی میگم عمو دهنتو باز کن عمو لباستو بده بالا عمو...با لبخند.اومد نسخه بنویسم یهو گودزیلا گفت:هوی آمپول ننویسی ها.
من:0_o
تو دلم گفتم به من میگی هوی یه پدر ازت دربیارم وایسا.دوتا پینیسیلین واسش نوشتم یه آمپول تقویتی روغنی(از اینا که بزنی به بروسلی هم قووووداااش در میاد)نوشتم براش و سپردم تقویتی و یکی از پینیسیلینا رو همین الان باش بزنن.
به زور بردنش تو اتاق و اون تو هی عر زد و داد و هوار وقتی اومد بیرون یه چشمک بهش زدم یهو گفت:عوضی از این بیمارستان میای بیرون دیگه...میبینمت:(
من:0_Oیا ابلفضل
هیچی دیگه هنوز تو بیمارستانم میترسم برم بیرون:||
این سوال سال هاست ذهنم رو مشغول کرده :|
چرا آتش نشان ها همون طبقه اول نمی شینن که موقع ماموریت مجبور نشن از او میله سر بخورن پایین؟? ://
.میگما این حامدهمایون بااین اوضاع اهنگاش نصف عمرشو درمسیرفرستادن پیک امیدبه یارش طی می کنه:||||
داداش قربون دستت، شما عکس پشت فرمونم نذاری ایراد نداره؛
همون توو بیو بنویس (با وسیله) کفایت میکنه...
عــــــــاشــــــقــــــــتـــــــــم
عــــــاشــــقــــتـــــم
مـثـل عـطـر دعـا
مـثـل رنـگ خــدا
مثل من
که نفس
به نفس
با توام
همه جـــــا همه جـــــا
عاشقتم:(اهنگ رضا صادقی)
اگــــــر قطر برای برگزاری جام جهـــــــانی دچارمشکل شد
ماحاضریم بازیکــــــنان تیم ملی برزیل را در سرزمین مادریِ شان "آبادان"اسکان دهیــــم :)
والا ابودان برزیلــته
والاازذوق اینک هروز گل هدیه بگیرم نامزدکردم
حالابدهفت ماه عقد!به زورواسرارودعواوجیغ وگریه
وسط بازار!!درملاعام...
یه شاخه گل هزاررررررتومنی برام گرف
نخندکه دلم خونه...تازه خشکشم کردم نگهش داشتم
هربارم میگم یه هدیه میخام میگه گلتونگاکن کافیته :)))
♡ اعټقاد ♡
✓ یعنۍ یقیڹ درۅنۍ
♥ایماݩ ♥
✔ یعنۍ عمل بیرۅنۍ
⇐ اڴر
عزم ۅ ازادہ خــ★ـــۅد را بہ زباݩ بیاۅرید ټشۅیق خۅاهید شد
⇐ ۅلۍ
احساس مسئۅلیټ خۅاهید ڪرد
✍ جاݩ ماڪسۅِݪ
کودکی مدیر ۴ جوک
او در خانواده ای پر جمعیت در ایران متولد شد به شدت عقده ای و زود رنجبه گفته شاهدان عینی اون در همون سنین طفولیت زیاد علاقه ای به درس نداشت و هی معلمان بهش میگفتن پسرم بیشتر تلاش کن شاید یه چیزی شدی. (راوی از درس تائید نشدن یه حقایقی رو هم نادیده گرفته)
بعد که دید تو مدرسه به جایی نمیرسه شروع کرد به کار کردن پدرش هی سرش داد میزد پسرم بیشتر کار کن به درد پیریت میخوره اونم هی می گفت: محتواهای تکراری.
اون بعد تصمیم گرفت یه سایت درست کنه اما به علت دوستان ناباب زود سایتش به سمت +۱۸ سوق پیدا کرد. در حالی هر روز تعداد بازدید کنندگانش زیاد شد متوجه شد سایتش فیلتر شده و به روش با علامت قرمز نوشتن به علت قوانین و مقررات این تارنما موجود نمی باشد یا باید با فیلتر شکن رفت یا خود به خود به یه تارنمای دیگر که شامل مباحث اخلاقی و خانواده یا ... بود هدایت میشد.
مدیر دیگر تصمیم گرفت به سمت دنیای مجازی نره و ۲ سال سخت کار کرد تا عاشق یه دختر شد اما خوشکی شانس دختره یه دختر از خانواده مرفه های بی درد بود و مدیر ۴ جوک زود تو سنین جوانی طعم بد شکست عشقی رو خورد( به علت همینه اگه نوشتاتون یکم فضای عشقی داشته باشه اون یاد خاطراتش می افته و میگه غم و غصه زیاد)
اون در حالی که هر روز افسرده تر میشد و اهنگ های مجید خراطها گوش میداد و کلا از زندگی بریده بود دوباره عاشق شد (به به مدیر ۴ جوک هم زود به زود عاشق میشه) اون هم عاشق یه سایت شد بله اون عاشق سایت ۴ جوک شد و تونست به یکی از موفق ترین مدیرهای جهان تبدیل بشه اما هنوز خیلیا اونو بهترین مدیر جهان میدونن از جمله بنده که بیوگرافی مدیرو براتون نوشتم.
قرآن
به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش خدا را که آنچه در آسمانها و زمین است برای اوست و ستایش در آخرت برای اوست و اوست حکیم خبیر (سبأ)
مجنون شدم ، کــه راهــی صحرا کنی مرا
گاهی غــــــبار جــــاده ى لیلا ، کنــی مرا
کوچک ، همیشه دور ز لطف بـــزرگ نیست
قــــطره شدم ، کـــــه راهی دریــا کنی مرا
پیش طبیب آمـــــدهام ، درد مـــی کشــــــم
شــــایــــد قــرار نیست ، مــــداوا کنی مرا
من آمدم ، که این گره ها وا شود ، همین
اصلا بـــــنا نبود ، ز ســـر وا کنــــــی مرا
حــــالا ، کـــه فکــــر آخــــرتم را نمی کنم
حـــق می دهم ، کـــه بنده ىِ دنیا کنی مرا
من ، سال هاست میوه یِ خـــوبی ندادهام
وقتــــش نیـــــامده ، کــــه شکوفا کنی مرا
آقــــا ، برای تو نه ، برای خودم بـد است
هــــر هفته در گـــــناه ، تــماشــا کنی مرا
مــن ، گم شدم ، تو آینه ای گم نمی شوی
وقتـــــش شــــده بـــیائی و ، پیدا کنی مرا
ایـــن بـــــار ، بــا نــــگاه کریمانه ات ببین
شــــایــــد ، غلام خانه زهـــــرا ، کنی مرا
بابام یه دوستی داشت خیلی میمود خونمون.یه مدت بود گم وگور شده بود.
از بابام پرسیدم فلانی نیستش جریان چیه؟
یه اه عمیقی کشید و گفت:به ایزد منان فرو رفت:(
به ایزد منان چی شد؟:|
بابام:فرو رفت:(
من:||
ایزد منان:///
فرو رفتن:0
بابام همچنان:(
خو مگه مجبوری پدر من.اینجور نگو خوب....اصن بگو طرف ترکید
الان خو من جواب ایزد منان رو چی بدم؟
مورد داشتیم دختره چون اصلاح درد داشته نرم کننده زده به سیبیلاش بریزه!
به جان خودم سیبیلام انقد بوره من خودم نمیبینمش اونوقت مامانم درومده بهم میگه سیبیلو!
تضعیف روحیه به این میگن!
من:)))):
امضا:Dr.MHY.YQB82
دانشمندان پس از مدت ها توانستند خواندن و نوشتن به یک خرگوش یاد بدهند
خرگوش در اولین جمله خود روی کاغذ نوشت؛
شما اسکولا کارو زندگی ندارین :/
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 81356
کل بازدید: 534647994










