عجیبترین و انسانیترین کمکی که در زندگیم یادم هست، مادری بود که بچهی شیرخوارهش را گذاشت تهران و رفت بم به نوزادهای بیمادر شیر داد.
مردم دنبال عزیزانشون زیر آوار هستند …
این کوتاهترین و ظالمانهترین قصهی دنیاست
پاييز تر از
اين شبِ دلگير مگر هست؟
کرمانشاه تسلیت
ساختمونايي كه توي زلزله دوام ميارن، بيشتر از هر ستاد بحران و گروه امدادي دارن جون آدما رو نجات ميدن! قدر مهندس هاي باشرافت رو بايد دونست
تسلیت کرمانشاه
تسلیت ایران
فرزندم خداحافظی بوفون را دیدی؟
زین پس تمام فوتبال ها تکراریست :(
قانون دنیا اینه …
مسکن مهر به جای اینکه بر سر سازندگانش آوار بشه روی سر مردم ضعیفی که ماوایی جز این خونهها نداشتن خراب میشه
عصر پاییز رو بايد با دوستى كه هميشه حالت باهاش خوبه بزنى بيرون ، برى تئاتر يا سينما ، بعدشم رو به روش توو يه كافه بشينى ، حرف بزنى ، ازون حرفايى كه با هيچ كس نميشه زد.. ♡
یه بار زنگ زدم خونه ی دوستم گفتم سارا هست؟ مامانش گفت با پریسا بیرونه. گفتم پریساکه منم. گفت مگه پیشت نیست؟ گفتم اها آره اینجاست:|
کوتاه ترین داستان غمگين دنیا یک بیت از سعدی است:
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون صبح شد او بمُرد و بیمار بِزیست...
زمین لرزید و دل لرزیده تر شد
هزاران عالم از عالم بِدَر شد
پدرها بی "کَچ" و "کَچ" بی پدر شد
پسر بی "دا" و "دا" هم بی پسر شد
کَچ:دختر
دا:مادر
به شوهر خالم گفتم این عکسای خاکبرسری چیه تو اینستاگرام لایک کردی, میگه یا خدا مگه جایی ثبت میشه؟
الان داره تند تند عکسای پیادهروی اربعین لایک میکنه...
فقط خداست که میماند:
"ز" مثل زلزله
سلام زلزله
دیشب که آمدی
من ولیلا و حمید را در خواب بردی
نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آوار پیدا می کنند یا نه
تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم
راستی بقیه آدم ها هم ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟
دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر ساکت شد
ساکتِ ساکت ، برای همیشه
همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود ،
پیکرهای کوچک مان را در هم کوبید و ...
حمید نگران ترس لیلا از تاریکی بود و می گفت نترس آبجی من هستم
ولی بعد از مدتی ، دیگر نه حمید بود و نه لیلا و نه من
می دانی زلزله ، ما که رفتیم
ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند
هم آنهایی که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودیم شان
لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا
ولی ما دیگه نبودیم ،
اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک ... بگذریم
لودر که می دانی چیست
همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه
از آن استفاده می کنند
ودر روستا ها ، برای برداشتن آوار از سر مردم
مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهند
و دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع باشد
همان وامی که به دلیل نبودن ضامن برای پدر
برای دادن نصف آن نیز ، هرگز موافقت نکردند
کاش قبل از آمدن تو ، وام را داده بودند
تا پدر خانه بهتری برایمان بسازد
تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند
وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی ، این آوار را
نمی دانم زلزله
شاید برای دادن وام پدر ، به پادرمیانی تو احتیاج داشتند
می دانی زلزله
با آمدن تو ، روستای ما را شناختند
می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست
ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ، ثواب ندارد؟
راستی چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به ۷/۳ ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟
می دانی زلزله به چه فکر می کنم
به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی
و به زنده های لودر و همدلی ندیده
به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،
آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند
تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند
دلم برای لیلا و حمید و مریم های روستاهای بعدی می سوزد
می دانی زلزله
ما که رفتیم
ولی خدا کند روزی بنویسند :
" ز" مثل " زندگی"
یه بار تو خیابون بودم خیلی ماشین بودو خیابونم خیلی شلوغ بود یه اقایی بهم گفت اقا ماشین من راه نمیره هر کاری میکنم بیا ببین چشه...
من نشستم جلو اونم نشست پشت فرمون!!
گفت ببین این دنده یک
بعد کلاجو ول کرد ماشین راه نیوفتاد
بعد داد ب دو برگشت گفت دیدی راه نمیره؟؟
منم خونسرد نگاش میکردم
گفتم خب روشن کن اول
گفت عه؟؟ مگه روشن نیس؟؟
اقا این پارکاهم دیگ مسخره شده.
یادش بخیر قبلنا سرسره بود با دویست متر ارتفاع و شیب نود درجه(از جنس اهن نه این پلاستیکیا) با کلی دعوا کردن و کتک کاری تو صف میرفتیم بالا. موقعی هم که میخواستیم سر بخوریم یکی حلمون میداد نصف مسیر رو هوا بودیم. مامان باباهم اخر اونجا وایمیستادن با یه دوربین هی به ما میگفتن بخند. تازه اخرشم اینجوری نبود که وایسیم ک با همون سرعت با سر میرفتیم تو شن و ماسه و از ترس اینکه نریم خونه جرعت اشک ریختنم نداشتیم.
خدایی یادتونه موقع تاب بازی پسرای شاخ پارک(مثل خودم) همیشه تاب را دوسه نفری سوار میشدن تابشم از این ایمنیای چرت نبود ک قشنگ یه جوری بود یکم محکم حل میدادی یه دور 180درجه میزدی.
الاکلنگ بود که وقتی طرف مقابلت یکم سنگین تر از تو بود تو ارتفاع ده متری زمین قرار میگرفتی و اگه طرف نامردی میکرد و یه دفه بلند میشد با چنان ضربی میخوردی رو زمین که ستون فقراتت از تو دهنت میزد بیرون
یادش بخیر واقعا
♛♛♛♛♛♛♛♛
◀مـݩ بہ چشماۍ خۅدم شڪ دارم▶
◀ایـــــݩ هـمـہ مـڴہ مـیــشہ زیـــبـایــــــۍ▶
♪♪♪♪♪♪♪♪
◀مثل ټـۅ ۅقټے ټۅ خۅابا هم نیســـــټ▶
◀نــمـــیـــــشہ حـــــټـۍ بـــڴــم رۅیــایۍ▶
۞۞۞۞۞۞۞۞
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534051440










