دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

کلا تو زندگیم طوری رفتار کردم که هیچکس باهام درد و دل نمیکنه
یه بار یکی از رفیقام گفت داییم فوت کرده
خیلی حالم بده میخوام خودکشی کنم!!!
گفتم بیخیال بابات بمیره میخوای چیکار کنی؟؟؟
رفت و دیگه ندیدمش :)

من مطمئنم مامانم یه دوره فوق تخصصی ...

"چگونه در کمتر از 10 ثانیه به فرزند خود برینیم " رو در یکی از کشورهای اروپایی گذرونده

  260334 | جوک جدید

سر کلاس اندیشه اسلامی بودیم، استاد میخواست بگه " بعضی هام هستن که زندگیو جدی نمی گیرن"

زبونش گرفت "ز" و "ج" رو جابه جا گفت |:

توی زندگی باید یه جنگجوی کم نظیر و زبده بود!
خوش به سعادت کسی که نفس اماره رو ذلیل کرده!

این نفس شنیع و وقیح! خفیف و ذلیل و ضعیف!

هیچ جو گرفتنی بدتر از جوی ک موقع رقصیدن ادمو میگیره نیست.
اولش همچی اوکیه ولی یهو گرم ک میشی چند دقیقه ای تو خودت نیستی و اون لحظه ای به خودت میای ک کونتو امین حیایی طور دادی عقب، دستاتو مث آخوندک گرفتی جلوتو داری بر خلاف جهت عقربه های ساعت کل هیکلتو میچرخونی :)))

یه بار همه فامیل جمع شده بودیم واسه ناهار خونه مامان بزرگم اینا
بابا بزرگم یادش رفته بود ترشی بخره، مام داداشمو ( ۹ سالشه ) فرستادیم ترشی بگیره
مامانم بهش گفته بود یه شیشه شور بگیر ( یه شیشه ترشی شور ) اگه نداشت لیته بگیر . خلاصه داداشمم رفت و برگشت ماهم دیدیم یه شیشه پاک کن گرفته ????????????????????????????????????????
مامانم بعد از کلی خنده و غش و ریسه رفتن گفت بابا برو بگو لیته بده
باز رفت و برگشت دیدیم همون ترشی شور آورده
حالا دارم قیافه مغازه دار رو تصور میکنه که بعد از اینکه گفته لیته بده داستانو گرفته و همون شورو داده
????????????????????????????

‏واقعاً دوست دارم بدونم زندگی کردن تو جایی که ثبات اقتصادی هست چه شکلیه؟ یعنی مثلا چه حسی داره که یکسال کار کنی پول جمع کنی و در نهایت بتونی یک چیزی به زندگیت اضافه کنی

  260329 | جوک جدید

‏- نه من در کل گفتم

(وقتی فهمیدی حرفت هیچ ربطی به موضوع نداشت و ریدی و الان سعی داری جمعش کنی)

دیروز پدر کرونایی ام داشت خفه میشد نیاز شدید به اکسیژن داشت چهل دقیقه پشت دسته عزاداری موند اگه عزاداری تون این هست خدا بزنه به سرتون...
من نه از این تبار هستم نه حساسم
من فقط به عاشق کوه وفا عباسم...
مدیر تایید نمیکنی؟؟؟فدا سرت

یکی از فانتزیام اینه که اسم بچم رو بزارم فشار و از بالا ساختمون بندازمش پایین داد بزنم وای فشارم افتاد !




بی مزه تنها :)


امروز بد ترین روز زندگی بنده بود چون 1 عدد کلید گم کردم به همراه کارت بانکی

2 ناخن شست پام خورد به گوشه مبل تا خورد

3 بعد از کلی حاضر شدن فهمیدم کفشام مونده تو ندوق ماشین که بعد مجبور شدم با کتونی بابام برم بیرون

4 داشتم به زندگی و عالم و ادم فحش میدام (در حال رفتن به اتاق) که لباسجدیدم گیر کرد دستگیره در جر خورد

من:#(سرویس شدن دهن)

لباسم:(

روزگار:))))))))

یادش ب خیر سر کلاس شیشم که بودیم خیلی کرم میریختیم جوری بود که یکی از معلمامون که پیر بود سر کلاس امپرش چسبید به سقف چشمش چَپ شد (فشار چشم داشت) بعد داد میزد به ما فوحش میداد که همش تقصیر شماست ماهم زیر میز از خنده عین دژ بُر موزایکارو میکندیم

هرکی رو میبینی میگه خوش بحال حوا شوهرش ادم بود ،اون اگه ادم بود اون سیبه رو نمیخورد مارو بدبخت کنه

تا حالا دقت کردین لذتی که در یاد دادن فحش به بچه های کوچیک هست ، در آموزش کامپیوتر و زبان و مسائل تاریخی نیست.. انقده حال میده

ما برای زندگی کردن حق انتخابی نداشتیم؟
بله» لا جبر و لا تفویض بل امر بین الأمرین
نه جبر کامل نه اختيار کامل...

هر انسان سالم راغب و مایل به زندگیه!
طالب و شایق به زندگی کردنه!
اختیار نسبی و جبر نسبی!