دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک
  238015 | جوک جدید

رفته بودم پارتی مختلط شبانه
با آستینای بالا زده از دستشویی اومدم بیرون از صابخونه پرسیدم قبله کدوم طرفه؟
پشماش ریخته بود

آقایون
اگه دیدین یه خانمی ارایش کرده ولی ریمل نزده بدون نقشه کشیده بره جایی گریه کنه و کارش راه بیفته
اینا همش درس زندگیه ها

  238013 | جوک جدید

توی آوار برداری زلزله هر کاری میکردن طرفو از زیر آوار در بیارن نمیذاشت ...
هی داد میزد به خدا من کاری نکردم ، فقط سیفونو کشیدم ... :|

دیوونه برگرد
رفتنت قلب منو دیوونه تر کرد
خواستمت دستات ولی راحت ولم کرد
دیگه بریدم
اول قصه ته جاده رسیدم
خوب بودم اما ازت خوبی ندیدم
نیستی گزشته اب از سرم
من هنوزم وابستتم
رفتی ندیدی تنهاییمو
شانسم همینه یامن بدم
شانسم همینه یا من بدم

  238011 | جوک جدید

*-*ɑʁιɑиɑє
مامانم اومده توی اتاق میگه نون پنیر یا تخم مرغ ؟؟؟!
خودمو لوس کردم گفتم هیچی مرسی ^_^
رفت خوابید :/
از اون موقع دیگه اون ادم سابق نشدم

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست»
شما ی لحظه تصور کن سی تا دختر بچه نه،ده ساله ریختن تو سالن خونتون
همه دارن قر میدن
و با آهنگ فریاد میزنن
خدا قسمت کنه این داااااافه واسم جور شهههههه

اینقد با نیت خالص ندیده بودم دیگه

مامانم داشت نماز میخوند.
تلوزیون هم جومونگ داشت نشون میداد.
اومد بره سجده،یهو جومونگ عربده زد:زنده باد گوگوریووووو.
مامانم سرشو گذاشت رو مهر میخواست ذکر بگه،یهو بلند داد زد:زنده باد گوگولیوووو....

من:〇_o

جومونگ:(◍•ᴗ•◍)❤

مامانم:(^_-)

خدا: :|

لطفا بدتون نیاد
ولی پسرا واقعا اسکولن
تا وقتی محلشون نمیزاری خودشونو میکشن برات
همینکه وابسته میشی و بهشون اهمیت میدی
م*یرینن بت

  238007 | جوک جدید

زدم شبکه چهار کسی نبود :|
مجریه از پشت دوربین اومد گفت این همون نیست که صبح تا شب نسیم میبینه؟
پشمام ریخت خاموش کردم تلویزیونو یه پتو‌هم انداختم روش. مگه قبلا ما اونارو نمیدیدیم فقط :|

  238006 | جوک جدید

هارد لبتابم سوخته بود دادم درستش کردن
یه هارد جدید نصب کردن
الان که اومد دستم احساس میکنم بچم تصادف کرده حافضشو از دست داده دارم خاطرات رو به یادش میارم
دونه دونه فایل های مهم رو دانلود میکنم
خلاصه سرتونو درد نیارم امشب باید بسته نامحدود بگیرم 500گیگ دانلود کنم

بدون هیچ پیش زمینه‌ای مسیج داده: سلام، تقویم.
دو ساعته فکر می‌کنم تقویم منظورش چیه؟ نگو مثلا داره معرفی می‌کنه منظورش اینه تقوی‌ام :|

عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم

تقویمها گفتند و ما باور نکردیم

دل در تب لبیک تاول زد ولی ما

لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم .

سهم شما 5 صلوات

همیشه یک راز باش ...
آن هم رازی کلافه کننده !
آدم ها به محض اینکه از تو همه چیز بدانند ،
يا ترکت می کنند !
و يا خيانت ...

‏دو هفته‌س تو خونه با شلوار گرمکن و لباس گرم میگردم. الان سرما خوردم شدید و استیصال و کلافگی رو تو چشای بابام میبینم که نمیتونه بیاد بهم بگه بس که لخت‌لخت راه رفتی تو خونه تو این سرما.

انفولانزا گرفته بودم روز اول به بابام گفتم بابا این موس کامپیوتر خراب شده اگه میشه یه موس بخر برام گفت باشه گفتم بابا تو راه داری میای یه شارژ 5 تومنی ایرانسل هم بخر یکم چپ چپ نگاه کرد گفت باشه آقا خلاصه خرید اورد روز دوم گفتم بابا صد تومن میشه بدی یه کفش دیدم واسه سالن بخرم دوباره چپ چپ نگاه کرد و گفت تو میمردی خرجت کمتر میشدا و با نگاه نافذش رفت :|
محبت موج میزنه تو خونه ما اصلا -__-