دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

-برو صبر ایوب رو درخواست کن
+اگه اجرا نکرد چی؟
-بگو آقای ربیعی خواسته.

  239095 | جوک جدید

ديدين هميشه دختراي زشت گير پسراي خوشگل مي افتن، پسراي زشتم گير دختراي خوشگل....!

بیریخت من کجاست؟!!!!!

#sara_:)
_________________
گفت اسم گفتم بگو بهم بیدآر ترین:0
گفت سن گفتم با اجآزه سی ام دقیق:|
گفت جرم گفتم تو دیوآرآ کوتآه ترین:/
گفت شغل گفتم هنرمه میگم سریع:}
من خوندم چشم شهرم وآشه:D
بآ یه قلم و شعر:]
کآری کردم که ببینه چی چی سر رآهشه:)
_________________
#حصین
#عرفآن

‏یه بارم بابام اومد خونه دید شیر آب حموم خراب شده هیچی به ذهنش نرسید








گفت حالا حتما لازمه همتون حموم کنید؟ یه نفر تمیز باشه تو این خونه کافیه


آدما چیزی رو یادشون نمیره ،
فقط سعی میکنن کمتر در موردش حرف بزنن............
همین

  239091 | جوک جدید

مامان یه چیزی میگم نگران نشو، چیز خاصی نیست

( رابطه ها، وقتی چیز خاص سه ماهشه )
:|

فک کن چقدر وضع خرابه که همه از این که آدم بده کتاب باشن خوششون میاد:/

بیشتر از سنتون بفهمین؛
اما جلوتر از سنتون زندگی نکنید...

ی روز حسرت کودکی،
نوجوانی و جوانیِ زندگی‌ِ
نکرده‌تون رو می‌خورید...!

یه نیم ساعت واسه تربیت بچه هاتون وقت بذارید خدایی! الان از دختره ۳ ساله پرسیدم دستت رو کی اوف کرده؟ صاف صاف گفت خانم دکترِ پدرسگ :)))

#sorna_bad_girl:)

از من میپرسه ولنتاین چه روزیه
من تنها ارتباطم با جنس مخالف حرف زدن با پاسخگوی شماره ۲۵ بود که از‌ قضا خانوم بود

من باور نمیکنم
کسی برای کسی تمام شود....
خاطره یک چیز ماندگار است...

روزی که میخواستم‌ برم سربازی
بابام منو رسوند ترمینال
بعد دست گذاشت رو شونه م گفت

پول مول که داری؟
گفتم اره بابا نگران نباش

گفت خب بده من دستم خالیه یه بنزین بزنم....

یه بسته سیگارت بخرید از روزی 1 دونه شروع کنید بندازید تو خونه



اهل منزل رو واسه چهارشنبه سوری آماده کنید :))

کلاس فورجوک:

مدیر فورجوک: «بچه‌ها کدوم‌تون بلده یه خاطره‌ی خنده‌دارِ جدید تعریف کنه؟»
از گوشه‌ی کلاس، محمد موحدی و پریسا74 همزمان دستشونو بالا می‌گیرن.
مدیر فورجوک: «اول پریسا خانم تعریف کنه.»
پریسا74: «من تنها باری که برام کادو گرفتن، توی صف مدرسه بوده، اونم بصورت خودجوش و جهت کم نیاوردن جلوی بچه‌های ممتاز، فک می‌کنین کادوم چی بود؟ زودپز!
بچه‌ها: :)))))
مدیر فورجوک: «خب آقای موحدی، نوبت شماست.»
محمد موحدی: «آقا باور کنین منم همین خاطره‌ی پریسا خانم تو ذهنم بود. جفتمون همزمان اختراعش کردیم! :(((»

من که هیچم حافظ از دست تو رسوا میشود
شرح زیبا بودنت کی در غزل جا میشود
من تعجب میکنم از اینکه شاعر نیستی
درتمام خانه ها آیینه پیدا میشود

عرفان پاکزاد