دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

رو مخ تر از اونی که تا میبینتت میگه جوش زدی
.
.
.
.
.
اونیه که میگه چقد چاق شدی :(

پسرعموم اینا اومده بودن خونمون،
گودزیلاشون تفنگ به دست اومده تو اشپزخونه پیشم، تفنگو گرفته سمتم میگه:
دستا بالا شورتا پایین اجیلا کوجاس؟ عیدیم میخوامO_o

قاعدتا نباید اینجور میشدااا!!! :|

یه خواهش لطفا این دید و بازدید عید رو زود تموم کنین و موقع بلند شدن هی موضوع جدید یادتون نیاد و دوباره بشینین
.
.
.




.
من خالم اینا سه ماه پیش رفتن خونه خودشون و دید و بازدیدشون تموم شد

تا آستین به قصد تو بالا زدیم شد

شمشیرهای تشنه به خون از کمر برون

باید امید هر چه فرج را به گور برد

بیهوده می‌بری دل ما را ستون ستون...


#مرتضی_آخرتی
#سهم_شما_1_صلوات

  240403 | جوک جدید

دوستان! بیایید با شروع سال جدید، کدورت‌های گذشته رو فراموش کنیم و کدورت جدید درست کنیم … D:

بابا همون سرزده بیاید بهتره تا از یه روز قبل استرس داشته باشیم که فردا قراره بیاید, سرزده بیاید اقا سرزده بیاید

  240401 | جوک جدید

درستش این بود که طرح زوج و فرد اینجوری باشه:
روزای فرد فقط آدمای تنها بیان تو خیابون که آدمای جفت رو نبیبنن و غصه نخورن و روزای زوج فقط دونفره‌ها بیان بیرون که نگاه حسرت‌بار آدمای تنها اذیتشون نکنه :|

  240400 | جوک جدید

با ۲۸ سال سن نوشته
"اگه دوباره به دنیا بیام بازم دی ماهی بودن رو انتخاب میکنم"

آبجی مثکه هنوز در جریان فرآیند تولد و تولید مثل و این داستانا نیستی!

  240398 | جوک جدید

عاقا ناموسا تو دید و بازدید عید حواستون باشه موقع روبوسی با طرف مقابل هماهنگ کنین از کدوم طرف روبوسی کنین
.
.
.
من دو سه بار اشتباهی بجا روبوسی از فکو فامیل لب گرفتم :-)

حمایت از کالای ایرانی





فقط قورمه سبزی :)

ﺯﻥ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﯿﺴﺖ!
ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﮔﺸﺖ، ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺯﻝ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻓﮑﺮﯼ ﻋﻤﯿﻖ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺷﮏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻧﯽ ﻗﻬﻮﻩ ﻣﯽﻧﻮﺷﯿﺪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ...
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ میشد ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﯽ؟ !
ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﯿﭽﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﺎﺭﻡ، ۲۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﯾﺎﺩﺗﻪ...؟!
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ﯾﺎﺩﻣﻪ...
ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ: ﯾﺎﺩﺗﻪ ﭘﺪﺭﺕ ﻣﺎ ﺩﻭﺗﺎ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﭘﺎﺭﮎ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﮐﺮﺩ؟
ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﯽﻧﺸﺴﺖ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ ﯾﺎﺩﻣﻪ، ﺍﻧﮕﺎﺭ همین ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﻮﺩ..
ﻣﺮﺩ ﺑﻐﻀﺶ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﯾﺎﺩﺗﻪ ﭘﺪﺭﺕ ﺗﻔﻨﮓ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻦ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﯾﺎ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﺎ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﻤﺖ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺏ ﺧﻨﮏ ﺑﺨﻮﺭﯼ ؟ﺯﻥ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﯾﺎﺩﻣﻪ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻣﺤﻀﺮ ﻭ...
ﻣﺮﺩ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺯﺍﺩ میشدم
پیشاپیش روز مرد مبارک باد

#sara_:)
_________________
آقـآ مـآ پشتِ کـآمپیوتر کِـ میشینیم:0
یه سری سـآیتـآ رو همیشه بـآز میکنیم:}
کِـ 4جوک همیشه جزئشون بوده هست و خوآهـد بـود:]
همیشـه 4 جوک صفحه ای بود کِـ وقتی بـآبـآ یـآ مـآمـآن میومدن اتـآق
زودی پنجره ی 4جوک رو بآز میکردم کـِ بِـ مشکل برنخـورم:|
بعد برمیگشتم بهشـون یه لبخند هم میزدم:)
ولـی الـآن وضعیت جوری شده بـآیـد یه پنجره دیگه هم بِـ سـآیتـآی همیشگیم اضـآفه کنم:/
کِـ اگه 4جوک بودم و مـآمـآن اینـآ اومدن اونو بـآز کنم(B
_________________
#فورجوک_رآ_بچه_مثبت_نگه_دآریم_;)
#خهخهخه_:))))

جوری عاشقتم
که تمام دنیا و حتی دل خودم هم در کارم مانده است
آن چشمانت چی دارند که مرا دیوانه کرده اند؟؟؟؟

- همکارم فامیلیش شمشیر سازه تو اداره بهش میگم استاد موپالمو خخخخخخخخخ
+ اتفاقا منم یه رفیق دارم فامیلیش آهن سازه بهش میگم کاوه آهنگر
- دهننتتت سرویس مرد خخخخخخخهههه هاوووو

(شوخی های شوهر عمه ای در جمع خانوادگی)

‏ماه فروردین شروع شد!
‏هنوز کسی با متولدین فروردین مزه نریخته؟ آغاز حکومت و فلان و اینا؟