دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

‏انشالله با کودتا شدن تو عربستان و نابودی شهر ریاض ، کتاب ریاضی هم از مدارس جمع بشه..

درسته ربطی نداره،ولی همینه که گفتم:-):-)

  241178 | جوک جدید

تو سفارت یارو پرسید چیزی هم از سوئد میدونی که ویزاشو میخوای؟
گفتم ۲۰تا شناشو بزنم حله؟ با لگد انداختنم بیرون.

پرسپولیس قهرمان شده تبریک میگیم...
حقیقت تلخه که کل رسانه های خارجی از استقلال حرف میزنن

  241176 | جوک جدید

دیگه از فردا شب زود می‌خوابم، که صبح سرحال بیدار شم.
[نشدنی‌ها. جلد دوم، صفحه‌ی ۲۶۸]

دیگه با این شرایط عمرا بتونم برم تو پارک مرکزی نیویورک بلال بفروشم، یک از فانتزی‌هام رو باید خط بزنم.

  241174 | جوک جدید

‏رفتم لباس بخرم به فروشنده گفتم حالا میرم یه دور میزنم بر میگردم گفت:

شاه هم رفت یه دوری بزنه برگرده ولی برنگشت تو هم بر نمی گردی!

یعنی بعضی از این فروشنده ها تا یه چیزی به آدم نندازن ول کن نیستن!

‏زنگ زدم به رفیقم گفتم ساعت 5 حاضر باش
ساعت 5 زنگ زده میگه حاضرم چرا نیومدی؟
گفتم من فقط بهت گفتم حاضر باش نگفتم بریم بیرون
نمیدونم چرا بلاکم کرده از همه جا.

خدايا انقدر مرغ و گوشت گرون شده که دیگه امسال خجالت می‌کشيم ماه رمضون بياييم مهمونى تو!
خودمون صبحونه و نهار يه چيزی درست ميکنيم ميخوريم. دستت درد نکنه ديگه مزاحم شما نميشيم

‏بیرانوند گفته میخوام برم لیورپول؟ بنظرم الان باید سردار ازمون یه استوری بزاره بگه: تیم ما بیشتر از این جا نداره

#ﻧﯿﺖ ﺷﻬﺎﺩﺕ...

ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ص:ﺑﺴﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ "ﺟﻨﮓ ﺍﻓﺰﺍﺭ" ﮐﺸﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﺍﻣﺎ "ﻧﻪ ﺷﻬﯿﺪ" ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ "ﻧﻪ ﻣﻤﺪﻭﺡ" ﻭ ﺑﺴﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ "ﻣﺮﮒ ﻃﺒﯿﻌﯽ" ﺑﻤﯿﺮﻧﺪ،ﺍﻣﺎ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺻﺪﯾﻖ ﻭ ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﺁﯾﻨﺪ.

  241168 | جوک جدید

بابام اومد خونه گفت : بزن اخبار ببینیم!



گفتم : چی میخوای ببینی؟
اخبار منم!
اخبار این زنه که داره تو این خونه زحمت میکشه!



بقیه شو دیگه خوردم به دیوار نتونستم بگم

  241167 | جوک جدید

مامانم ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺁﺗﺶ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻗﺎ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺧﻮﻧﻪ
ﯼ ﻣﺎ ﯾﻪ ﻣﺎﺭ ﻫﺴﺖ .
ﻣﻦ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ
ﻫﯿﭽﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﺪﺑﺨﺘﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻮ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻥ
ﻭﺳﺎﯾﻠﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻫﯿﭽﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ....
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ مامان ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ﻣﺎﺭ ﺩﯾﺪﯼ ؟
ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ مامان ﺟﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺭﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﻢ
ﺩﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻡ
ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ

  241166 | جوک جدید

هیجده سالم بود لب پنجره اتاقم سیگار میکشیدم بابام اومد گفت داری چیکار میکنی؟ گفتم سیگار میکشم

اومد دستشو گذاشت رو شونم گفت مرسی که بهم دروغ نگفتی، بعد هولم داد افتادم رو تراس طبقه پایینیD:

فکر کنم در دستشویی مدیر 4جوک رو از پشت بستن هر چی هم میگه چرا در باز نمیشه میگن:(بیشتر تلاش کن) وگرنه دلیلی نداره سایت این همه وقت به روز نشه

آقا من از تو آینه بغل دارم ‌ماه رمضون رو میبینم.......