دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

من انقد بدبخت بودم تو بچگیمم که خاله بازی میکردیم شوهر نداشتم همینجوری بدون شوهر با بچه هام میرفتم خونه ی دختر همسایمون مهمونی⁦

  260830 | جوک جدید

پسره به باباش میگه چرا من تک فرزندم؟

میگه : چون همیشه بیداری

خب از اونجا که سایت دو ماه عقبه از همین الان یلدا رو بهتون تبریک میگم دوستان عزیز

99.7.25

سلام دوستان.
من فکر می کنم اگر همین فردا به ما مردم ایران بگن یارانه به جای ۴۵ هزار تومن میشه ۴۵۰ هزار تومن ، نه اصلا میشه ۴۵ میلیون تومن ... قطع به یقین همین مردم بعد نهایتا شش ماه باز شروع می کنن به غر زدن و ایراد گرفتن . می خوام بگم ما ملت همیشه طلبکار و نا سپاسیم ، به همین خاطر هم هیچ وقت شرایطمون بهتر نمیشه مثل بچه ای که همیشه تو خونه غر بزنه ، خب معلومه بعد یه مدت دیگه کسی دلش برای این بچه نمی سوزه . ما باید خودمون درست بشیم و از خدا سپاسگزار باشیم و گرنه وضع همینه که هست. بد ترم میشه.

چرا این فیله از صفحه فورجوک محو نمیشه؟
مگه تو غذا نمیخوری؟
مگه تو اب نمینوشی؟
مگه تو شاش نداری بعد یک دهه؟
اصلا تو چرا پیر نمیشی؟چرا نمیمیری؟
ها؟ با توام فیله قرمساق
عععععععه!برو دیگه واساده ور و ور منو نیگاه میکنه
توف تو خرطومت

همه انسانها و حیوانات موذی بازی دارند!

به هیچکس اعتماد نکنید!

  260824 | جوک جدید

‏آخر قیامت میشه اسرافیل شیپور رو میزنه مردم بازم فرار میکنن شمال

یکی پیدا بشه
که بلدمون باشه
بلدمون بودن خیلی بهتر از
عاشقمون بودن و دوستمون داشتنه...

‏وقت قرض گرفتن
بیست و چهار ساعته آنلاین و با بوق اول جواب تلفن میده

وقت پس دادن
مشترک مورد نظر اصلا وجود خارجی نداره،
لطفا بیخیال طلب خود بشید :/

  260820 | جوک جدید

هرموقع تو سینما صدای زیپ اومد بدون آخرای فیلمه



امروز تو بازار دختر بچه ای رو دیدم نگاش به گوجه سبز بود،
دلم براش سوخت رفتم براش یه پلاستیک پر کردم،
بهش گفتم :
بیا عمو نوش جونت، یهو با چشای اخم کرده گفت : گدا خودتی
بذا بابام بیاد بهش بگم منو چی فرض کردی
آب دهنمو قورت دادم و اصن وانستادما.. در رفتم !!!

‏با اعلام اعمال محدودیت رفت‌وآمد در ۵ شهر از ساعت ۱۲ امشب، برخی از عصر امروز مسافرت خود را شروع کردند تا پیش از آغاز محدودیت از شهر خارج شوند
.۷/ ۲۴
.
.
خیلی بی شعورید...خودتون به جهنم..بقیه رو مریض می کنید

جهنم خالی شده
و تمام شیاطین اینجا هستن





دابی



My hero academia


امروز توی پارک در حالی که من و دوستم داشتیم خندان و شادان به سمت تاب و سرسره ها میرفتیم که تو خلوتی پارک سوار شیم و لذت ببریم

همسنای خودمونو دیدیم ک کنار هم دست تو دست هم دارن لاو میترکونن

اونجا بود که فهمیدم من چرا انقد سینگلم :((

من مطمئنم هربار نیمه گمشده ام من و پیدا کرده دیده روی تابای کوچیک پارک بزور خودمو جا کردم و دارم با ذوق تاب میخورم...
بعد خودشو زده به اون راه که منو نمیشناسه و سریع محل رو ترک کرده...

والا، بنظر شما این حجم از سینگلی من دلیل دیگع ای میتونه داشته باشه؟؟؟

اعتراف می کنم من همون بچه ای هستم که از صدای گ*وز خودم می ترسیدم و در می رفتم:/