از مرگ می ترسم......
.
.
.
فقط به خاطر گریه های مادرم................
میلیونها نمیدونم شایدم میلیاردها ادم تو دنیا ادعای خوب بودن میکنن. چرا؟چرا اینکارو میکنن در حالی که میدونن خوبای دنیا حتی 313 نفر هم نیستن ؟چون اگه بودن، میومد اون که باید بیاد.
تولد انسان همانند روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن
بنگر در این فاصله چه کردی
گرما بخشیدی ؟
یا سوزاندی . . . ؟
خاکستر سیگار :
امروز من خود را میسوزانم به خاطر تو
فردا تو خواهی سوخت به خاطر من . . .
اگر دستام به اندازه رنگین کمان باز بشه بهت نشون میدم چقد دلم برات تنگ شده.......
پاییز است و هوا پر شده از دوستت دارم هایی که به بادها سپرده ام کاش پنجره ات باز باشد....
شنیدن درد دل یک مرد . " مــــــــــــــــــــــــــرد " می خواهد . باور کنید !!!
چه فرقی می کند...
در سیرک یا خانه!؟ خنده ات که تلخ باشد، دلت که خون باشد، تو هم دلقکی...
مرســـــــــــــی که ترکم کردی !!!!
فضایی خالی به جا گذاشتی برای کسی که لیاقت آنجا بودن را داشته باشد !!!!
آن قدر تفکراتم برایم ارزش دارد که هر بی ارزشی در آن نمی گنجد . باور کن عزیزم !!!!
غضنفر ميره خواستگاري،پدر دختره ميپرسه خونه داري؟ ميگه نه.ماشين داري؟ ميگه نه.کار داري؟ نه.پدر دختر شاکي ميشه ميگه پس چي داري؟ غضنفر ميگه: پشت مو رو داشته باش!!!
نه شعر دارم و نه اس ام اس رومانتیک و عاشقانه فقط میتونم بگم بزن لایکو به سلامتی عشقت ...
هروقت بابام روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه، پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد و بابا کل مطلب رو گم میکرد.کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر سفیهی به من میکرد و چند تا بدوبيراه ميگفت وحرص میخورد. اما كتكم نميزد و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روزپدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. كتك مفصلي كه اون روز خوردم باعث شد 5 روز تو شوک بمونم!!
الان خوشحالي كه ادب شدم آره؟!
نزدیکای صبح بودکه تلفن زنگ زد. من خواب بودم و داشتم خواب تعقیب و گریز و پرتگاه و... می دیدم. همسرم پا شد رفت تلفن رو جواب بده. من هم که از خواب پریده بودم و طبق معمول هنوز لود نشده بودم، فکر کردم همسرم داره می ره به سمت خطر (مثلا پرتگاه و اینا!). از جام پریدم و با سرعت تمام دویدم دنبالش. رسیدم بین در دو تا اتاق. با همون سرعت خواستم دور بزنم برم تو اون یکی اتاق که یه دفعه لیز خوردم و تق! محکم خوردم زمین. فوری بلند شدم با همون سرعت دویدم سمت تخت و گرفتم خوابیدم. حالا همسرم که گوشی تلفن دستش، نمی دونست بترسه، بخنده،چی کار کنه!
یه دوست معمولی یه دوست واقعی
یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده
یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه ..
یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت رو حل کنه ...
یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی می شه دوستی رو تموم شده می دونه
یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم بهت زنگ می زنه..
یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره
یه دوست واقعی می خواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی
و بالاخره
یه دوست معمولی این حرف های منو می خونه و فراموش می کنه
یه دوست واقعی اونو واسه همه و دوباره واسه خودم می فرسته
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25700
کل بازدید: 535582900










