آقا بچه بودم یه شب تابستونی که مدرسه تعطیل بود آخر شب رفتم تو کوچه یکم بازی کنم
وسایل بازیم: یه بسته کبریت :O، یه دفتر باطله
همسایمون یه خونه داشت هنوز کاملش نکرده بود پنجره های زیرزمینش تو کوچه بودن شیشه هم نداشتن بچه ها هم هرکی هرچی دستش اومده بود انداخته بود اون پایین
منم یه کاغذ آتیش میزدم مینداختم پایین کاغذ بعدی ... کاغد بعدی ... تا دفتره تموم شد بعدشم رفتم خونه که بخوابیم که دیدیم تو کوچه داد ه هوار
آب بیارییییییییییییییییییییید خاموشش کنیییییییییییییییییید خاک بریزییییییییییییییییید
تا همین چندسال پیش هم کسی تو خونه نمیدونست کار منه
آتیشایی سوزوندم که اگه بگم ادمین از اینجا بیرونم میکنه
منتظر بعدیا باشید ...
نوشته هاي روي شن مهمان اولین موج دریا هستند،اماحكاكیهاي روي سنگ مهمان همیشگی تاریخند،و دوستان خوب حك شدگان روي قلبندو ماندگارانی ابدي.
آقا دختره اومده دفترم میگه یه مشکل برام پیش اومده
میگم چی؟
میگه گوشیم آهنگ پیشوازو تا آخر پخش نمیکنه!!!!:O
ما تو چه فکرایی هشتیم اینا تو چه فکرایی!!!
هنوزم بالا سرم وایساده از لجش همین الان نوشتمش
مهرباني تا كي؟؟
بگذار سخت باشم و سرد!
باران كه باريد ...چتر بگيرم و چكمه!
خورشيد كه تابيد...پنجره ببندم و تاريك!
اشك كه آمد...دستمالي بردارم و خشك!
و نيشخندي بزنم و سوت...
بچگی هام اینو تعریف می کردم بعدم خودم و اطرافیان از خنده غش می کردیم !!!
یه روز یه الاغه خط چشم می کشه از تو جنگل که رد می شده حیوونا نگاش می کردن برمی گرده بهشون می گه چیه آهو ندیدید
من به این می خندیدم بچه بودم بزرگترا به چی این می خندیدن؟
با سلام برو بچه های 4جوک. من خودم یه داداش دهه هشتادی دارم خیلی هم ازش راضی بودم. اصلا هم حرف های شما هارو در مورد این دهه هشتادیا تا دیروز قبول نداشتم :| ولی وقتی امروز داداشمو با دوس دخترش که داشتن باهم میومدن رو دیدم واقعا حرفاتونو باور میکنم :| جالبیه کار اینجاست که اسم بچه هاشون هم انتخاب کردن!!! دوستان دیوارو ولش کنین. من شخصا زدم تو کار وارد کردن اسلحه. هرکی خواست در خدمتش هستیم. :|
مخوای؟
نمی خوای؟
میشه؟
نمیشه؟
بخوای.نخوای.بشه.نشه دوستت دارم
داداشم اومده میگه سعید داداش میدونی تو زندگی منی؟
بهش میگم نوکرتم داداش میخوامت
سرشو میندازه پایین و میگه ای توف تو روت زندگی.
.
...
.
من جواب این پدرسگو چی بدم الان :|
آدم ها به دو گروه تقسیم می شوند :
1. اونایی که میگن : آقا دو نفر حساب کنید.
2. اونایی که میگن : حساب کنم...؟!
ما که به هر دری زدیم نتونستیم از طریق علم یا هنرپیشگی مشهور بشیم! من تصمیم گرفتم خلافکار بشم حداقل اسممو بزنن تو روزنامه ها و تو درشهر باهام مصاحبه کنن کلی کیف میده :D
امکانات نبود اینجوری شدما...!
این بابا مامانای گـُـل و نازنین و عزیز چرا اینجورین آخه؟
هرچی رو که به نفع خودشون باشه و به ضرر ما روزی صد بار تکرار میکنن!
مثلاً :
دیدی پسر فلانی هر روز میره نونوایی؟
دیدی دختر فلانی کجا قبول شده ؟ خاک تو سرت :|
شنیدم پسر فلانی روز مادر واسه مامانش سرویس طلا خریده
فلانی کم غذا میخوره ، فلانی صداش در نمیاد و......
حالا اگه مثلاً همون فلانی باباش براش تبلت یا ماشین بخره ، پدر و مادر به روی مبارکشونم نمیارن!
فلانی هم نشدیم :|
خدایا منو ببخش :'(
یه بار تو مترو بودم خیلی شلوغ بود و منم گرمم بود عرق از سر و صورتم میریخت پایین ، همون موقع یه قطره عرق اومده بود رو دماغم و قلقلکم میداد! موقعی که قطار وایساد و مردم مشغول سوار و پیاده شدن بودن منم نامردی نکردم و صورتمو مالیدم به لباس یکی از مسافرا که پشتش به من بود!!!
از همین تریبون میخوام ندامت خویش را بیان نمایم!
داداش حالم کن من بودم :)))))
امروز به خاطر اینکه عشقم مثلا داشت ازم جدا میشد سر مامانم داد کشیدم:(
از من به شما هیچکی ارزش اینو نداره به خاطرش مامان و باباتونو ناراحت کنین
همه این عشقای دروغی یه روز تموم میشن
اونایی که همیشه واست میمونن پدر و مادرن (الهی فدای جفتشون)
بچه بودم مدادم رو گذاشتم تو دهنم جلو بابام مثل سیگار کشیدن ادا در اوردم
بابام گفت چه غلطی کردی؟ یکی خوابوند پس گردنم مداده تا ششم رفتو اومد :|
خوب پدر من این چه طرز برخورده اخه ریه ام سولاخ شد :|
بابام رفته بیرون با ماشین
زده ماشینو لوله کرده پکوندش اومده خونه میگم سلام
میگه سلام و درد بی درمون
پسره احمق
100 بار گفتم این اهنگ های پر سرو صدا رو تو ماشین نذار ادم تند میره
:|
بابای جوگیره داریم؟
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 20595
کل بازدید: 535549907










