دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

هيچ وقت واسه فراموش كردن يه آدم،آدم ديگه اي رو بازيچه ي احساسات گذراتون نكنيد.

من فكر ميكردم خيلى بى سوادين كه آقا رو عاغا مينويسين،قرآنو غرعان مينويسين! واقعا معذرت. خدا منو بكشه كه بشين 6999999! حداقل ننگ نداشته باشيد!آدم مثه من كمتر افتخار ايرانى بيشتر...


 
كربلا يعنى كرامت داشتن ،
رفتن و با خون خود گل كاشتن ، كربلا ديباچه فرزانگى ،
يك زن و هفت آسمان مردانگى ، كربلا يعني زدل ياهو زدن ،
بر سر نعش جوان زانو زدن ،
كربلا يك دشت ياس و اطلسى ، كربلا يعنى حسين و بي كسى ، كربلا از پشت
خنجر مي زند ، تير
بر بال كبوتر مي زند ،
كربلا يعنى هجوم داس ها ،
برحسين و اكبر و عباس ها 
فرا رسيدن ايام سوگواري و ماتم آقا اباعبدالله الحسين(ع) برشما تسليت باد .


زينب جان! شرمنده ايم كه بهاي حسيني شدن ما "بي حسين" شدن تو بود وشرمنده تر آنكه تو بي حسين شدي وما حسيني نشديم.
السلام عليك يا اباعبدالله الحسين (ع)

ماجراي امام حسين(ع) نجاتبخشي يك ملت نبود، نجاتبخشي يك امت نبود،نجاتبخشي يك تاريخ بود.

كم كم سياهى علمت ديده مي شود
آثار خيمه هاي غمت ديده مي شود
افتاده سينه ام به تپش هاي انتظار
ازروى تل دل، حرمت ديده مي شود.حلول ماه محرم رابه خدام الحسين تسليت عرض مي كنم

عباس چو جام از بادہ گرفت/آزادگي از امام آزادہ گرفت......افتاد دو بازوي رشيدش اما/با دست فتادہ دست افتادہ گرفت.

ﺩﻳﺸﺐ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻤﻢ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﻋﻤﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﺮﺳﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﻜﻢ ﺧﻮﺑﻴﻦ ﺷﻤﺎ? ﻛﻪ ﺳﻮﺗﻲ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﻛﻔﺘﻢ ﺷﻮﺑﻴﻦ ﺧﻤﺎ?:( ﻫﻴﺠﻲ ﺩﻳﻜﻪ ﺍﺭﻭﻡ ﺳﺮﻣﻮ ﺟﺮﺧﻮﻧﺪﻡ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﻤﺎﺷﺎﻱ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﺷﺪﻡ
ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﺩﻳﻜﻪ ﺩﺧﺘﺮﺷﻮ ﺑﻬﻢ ﻧﺪﻩ :((

مايه اصل ونصب درگردش دوران زر است،دائمأخون ميخوردتيغي كه صاحب جوهراست،دود اگربالا نشيندكسرشأن شعله نيست،جاي چشم ابرو نگيردگرچه او بالاتر است،شصت وشاهد هر دو دعواي بزرگي ميكنندپس چراانگشت كوچك لايق انگشتراست،آهن وفولادازيك كوره ميايندبرون 
آن يكي شمشيرگرددديگري نعل خراست،گرببيني ناكسان بالانشينندصبركن 
روي درياكف نشيند قعردرياگوهراست.

انسان بزرگ نيست جزبه وسيله فكرش.،
شريف نيست جز به واسطه ي احساساتش،
،وقابل احترام نيست جزبه سبب اعمال نيكش،


نفست باران است...
دل من تشنه باريدن آب...
دل بي چتر مرا مهمان كن...‎

اگر قرار بر آن باشد كه خارج از وجود خود كسي را ستايش كنيد، آنهايي را بستاييد كه براي سلامت و آسايش و امنيت زندگي شما مي كوشند.

بعضـی وقتـا آدمـا یـه كـاری میكنـن
كـه دیگـه نمیتـونـی دوسشـون داشتـه بـاشی
ولــی عجیـب دلــت واسـه دوسـت داشتنشــون تـنـگ میشــه !!

فکر کنم ایستگاه طالقانی سوار شده بودم میخواستم سعدی پیاده شم، مترو هم خیلی شلوع بود. کم کم با موج جمعیت رفتم به ته یه واگن چسبیدم. مترو که رسید به ایستگاه، اومدم برم دیدم کوهی از جمعیت جلومه. هی از این ور هی از اونور سعی کردم خودمو برسونم به در که یهو یه موج دیگه اومد رفتم سر جای اولم، قطار حرکت کرد.
بغلدستیم گفت میخواستی پیاده شی؟
گفتم آره، نشد دیگه، ایستگاه بعد.
خندید گفت اینجوری نمیشه، منم ایستگاه بعد پیاده میشم. نگاه کنو دنبالم بیا.
رسیدیم به استگاه، شروع کرد: داداش، حاجی، آقا برو کناااااااااااااااار، دارم بالا میااااااااااااااارم، اوووووووووووق اوووووق...
یه لحظه تجلی حضرت موسی و عصاش رو دیدم، جمعیت از ترس به اینور اونور پرت میشدند و جاده ای نورانی باز شده بود به بیرون...
من :|
اون: حال کردی؟
دمش گرم :دی

رفتیم خرید یارو شلوار آورده مامانم میگه نه اینو داشتم یارو میگه این مارکش ی چی دیگسا؟!؟!!مامانم میگه مگه آزارا(زارا) نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ی لحظه فک مردم اومدیم ماشین بخریم!؟!!