دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

راحتی انسان فقط در پول دار بودن نیست ، گاهی با یک گوز آدم راحت میشه
نوشته ویکتور گوزو

ﻣﻦ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺧﺘﻢ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺑﺮﺩ

احساس هایی که همچون طلایند،از آرامش ،از ماندن زنگ نمی زنند.

اگر کسی از من کمکی بخواهد یعنی اینکه هنوز روی زمین ارزشی دارم.

عشق ،جنون است و جنون چیزی جز خرابی وپریشانی (اندیشیدن )و (فهمیدن ) نیست.

بیخودی صدای گاو درنیار!!!!
من و تو خیلی وقته دیگه "ما" نیستیم..

طرف میگه میمیرم برات بعد که میگی password فیس بوکتو بده میگه نمیشه, چیز شخصیه, چیزی که شخصیه مسواک نه فیس بوک
خر خودتی!!;)

يه روز صب غرق در خواب بودم ساعتم يازده بود واسم پيام اومد منم گيج گيج اصلا بي هوش به زحمت ورداشتم ديدم خواهرمه نوشته شارژندارم يه زنگ بزن(خواهرم دانشگاه بود) منم گفتم خوابم ميپره ولش كن
پنج ديقه ديگه دوباره تك زد هي تك زد هي تك زد
بالاخره با هزار كوه كندن از حالت بي هوشي در اومدم گوشي برداشتم زنگ بزنم اقا چشمتون روز بد نبينه هرچي زنگ زدم بر نداشت
منم نگران اول دلشوره بعد عذاب وجدان كه چرا زودترزنگ نزدم ازنگراني داشتم ميمردم كه يه پيام داد
كار واجبي نداشتم منم فقط منتظر بودم بيادحسابشوبرسم اقا اومد اصلا انگار نه انگار كلن يادش رفته بود منم پيگير پرسيدم چي شده بود ؟؟؟
ميگه اهان صب؟هيچي تو يه موقعيت بودم خواستم با يكي حرف بزنم كه مثلا خيلي سرم شلوغه
منم ديگه هيچي نگفتم فقط يه امي گشيدمو از خداوند براي همه مريضا طلب شفا كردم

به سلامتی پدرا،پدرایی که غرورشون، افتخارشون،بچه هاشه_قابل توجه پدرایی که میگن، از بچه همسایه یاد بگیر

بچه کنکوریم تق وتق ازمونارو گند میزنم!
به پشتیبانم اس دادم:"نمیدونم چرا هروقت کلید موفقیتو پیدا میکنم یه نفر قفلو عوض کرده!"
اس داده:پس حتما باز کردن قفلو با سنجاق یاد بگیر!!!
پشتیبانم:)))))))
من:///////////
کاظم قلم چی:)))))))
ای راهکار اساسی میدن...
پشتیبان دلسوزه دارمااااااااا

ارزوهای من از ابتدا تا کنون:
3 سالگی: ارزو داشتم بادکنک فروشی داشته باشم.
7 سالگی: ارزو داشتم معلم باشم. اما بد دیدم دانش اموزا معلما رو اذیت میکنن.
10 سالگی: ارزو داشتم خلبان بشم. اما تو فیلما دیدم هواپیما ها سقوط می کنن.
15 سالگی: ارزو داشتم دکتر بشم. اما بد دیدم همه دکترن که!
19 سالگی: دوست داشتم به جای استیو جابز(بنیانگذار اپل) باشم. که دیدم اونم فوت کرد.
الان به این ارزو ها می خندم و فقط می خام پولدار باشم. هرچند وقتی که بمیرم تو اون دنیا به این ارزومم می خندم.
اه حالم بهم خورد چقدر افسردم من. اخه نیست خیلی شادین شماها گفتم یه مطلبه فلسفی غمناک باهاتون کار کنم .

یک پلک زدن غافل ازآن ماه نباشیم/شایدنظری کندآگاه نباشیم/اللهم عجل الولیک الفرج‏*‏

ادم همیشه دربرابر عشق اش سکوت میکنه و نمی تونه جوابشو بده و از خودش دفاع کنه!!!!!!!
درصورتیکه تو ی این ناراحتی بوجود اومده اونم مقصره اما این تویی که باید کوتاه بیای و آخرش هم بگی:
ببخشید عشششششقم...
چرا آآآآآآآخه؟!!!!!!!!!!!!!!!

اقا ما دیشب خونه پدر بزرگم بودیم(پدر بزرگ پدری) بابام یه خیار پوست کند منم ازش گرفتم و خوردم. بابامم نارحت میشه و میگه ما هم سن شماها بودیم جرات نمیکردیم پامونو جلو بزرگترمون دراز کنیم. همینو که گفت پدربزرگم زد پس کله بابام. گفت پس کی بود همیشه اززیر کار در میرفت کی بود تو کفش مامانش سوسک می نداخت؟ بعد رو به من گفت: سینا جان بابات تا 10 سالگی جاشو خیس می کرد. بابام از خجالت سرخ شده بود. ما هم که حسابی کیف کردیم.
کلا بچه ها به پدر بزرگ مادر بزرگاتون زیاد سر بزنین. اینا عاشق نوه هاشونن

مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟
من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن