دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

قورباغه توی کلاس ورجه وورجه میکرد...
آقای عباسي گفت: علي!این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون.
علي گفت: آقا اجازه؟ما از قورباغه میترسیم.
آقای عباسي گفت: رضا!تو این قورباغه را بینداز بیرون.
رضا گفت: آقا اجازه؟ما هم میترسیم.
آقای عباسي گفت: بچه ها! کی از قورباغه نمیترسد؟
من گفتم: آقا اجازه؟ما نمیترسیم.
آقای عباسي گفت: کیف و کتابت را بردار و زود از کلاس برو بیرون!!!
گمان میکنم که سعيد مرا لو داده باشد...
وگرنه آقای عباسي از کجا میدانست که من قورباغه را به کلاس آوردم؟!!!

به جان خودم تا سن 18سالگی نمیدونستم عشق چیه عاشق کیه یعنی اصلا این مقوله توی مخیّلم کاملا تعریف نشده بود.
جالب اینجاست:
دیشب رفتم خونه دوستم، اون یه بچه دهه هشتادی داره،
بچهه اومده دیده زیر آینه ماشینم چنتا قلب آویزونه، رفته در گوش باباش میگه: بابا فکر کنم طرف عاشق شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی پی بردم که متولد دهه 80 همون هیولا در ظاهر آدمه...
والاب‍‍‍‍خ‍‍داااااااااااااا

یادش بخیر ...
قدیما بهشون می‌گفتن سیا‌سوخته ، لاغر مردنی.!
حالا علم پیش‌رفت کرده ...
بهشون می‌گن داف :|

من تازه عضو 4جک شده ام
نمیدونم چطوره از روزی که عضو 4جک شده ام همه دارن سوتی میدن!!!!!
این یکی دیگه آخرشه!!!!!
آغا صبح رفته بودم بانک میرم به متصدی میگم ببخشید من شماره حساب ندارم با شماره کارت میتونم پول به حساب بریزم میگه اره
بهد یه ساعت تو صف وایسادن نوبنم میشه بهش میگم این پول رو به این شماره کارت بریز
در اومده میگه باید کارت داشته باشی کارت به کارت کنی
خب لامصب اگه کارت داشتم که یه ساعت تو صف واینمیستادم
از عابر بانک استفاده میکردم
متصدی بانکه ما داریم!!!!!!!!!!!!!!!!

ممنون از این که موجبات خنده و شادی ما را حتی در نیمه شب فراهم نمودید

اینقد فیسبوک رو ملت تاثیر گذاشته که پسره کارنامه‌ش رو به باباش نشون می‌ده می‌گه اکه نکته شو گرفتی بکوب چَک رو :))

داداشم(دهه هشتاديه) امروز اومده بهم ميگه مگه ساعت بابرق كار نميكنه؟منم عاقلانه نگاش كردم گفتم نه!گفت باتري با انرژي الكتريسيته كارميكنه ديگه!الكتريسيته هم برقه!!
منم همچنان نگاش ميكردم!خدايي من همسن اين بودم فقط بلد بودم لامپ خاموش روشن كنم!!

به انتظار ديدنت دوباره برگ ميشوم
و با عبور شبنمي غريق اشك ميشوم
مرا رها مكن مگر به روز مرگ و رفتنم
بدان فقط به ياد تو درون قبر ميشوم

چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟
چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟
چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟
چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟

آقا پسراى گل يادتونه تو دوران مدرسه با يكى دعواتون ميشد ميگفتين :
مردى زنگ آخر واستا ... :)
ولى جداً ثواى مشت و لگدايى كه خورديم و زديم چه روزايى بود

بابا تو دیگه کی هستی کنار من نشستی
هی میزنی یه دستی خود گودزیلا هستی
امیر 21 و sheytoonak همه و همه از دستت آســـــــی
کلمه میگی خیلی سنگین خودمو میگیرم به دیوار دو دستی
ضایع میکنی مارو بد جور دهه هشـــــتــــادی هستی

بچه که بودم وقتي ميرفتيم مدرسه يکي در مدرسه وايميستاد و جيب و کيفمون رو رو ميگشتن که لواشک و تنقلات و تخمه و ... توش نباشه. کلا اين موقع ها عاشق زمستون ميشدم آخه يه کاپشن داشتم که جيب داخلي داشت منم پرش ميکردم از تخمه و تنقلات با خيال راحت ميرفتم داخل مدرسه.قاچاقي بود واسه خودش

ی روز بارونی داشتم میرفتم دانشگاه رفتم تو دانشگاه که یهو ماشینم رفت تو یه چاله هرچی اب بود پرت شد طرف یه دختر اقا دختره خیس خیس شد رفتم پایین ازش معذرت خواهی کنم ی دفعه حول شداون گفت ببخشی منم جلو خندمو گرفتم گفتم عیب نداره دفعه دیگه حواست باشه نیای تو خیابون تا اینجور خیس نشی
از اون موقعه به بعد وقتی منو میبینه همین جور رنگ عوض میکنه

داستان ديو و دلبرو شنيدي؟ دلبر وقتي عاشق ديو شد تا بهش گفت دوسش داره طلسم ديو شكست و به ادم تبديل شد... حالا داستان منو گوش كن زماني عاشق يه ادم شدم تا بهش گفتم دوستش دارم به يه ديو سنگ دل تبديل شد اما من هنوز اون ديوو دوست دارم حتي اگه دلبرش من نباشم...!!!

مامانم يه سوتي داد در سطح فينال جام جهاني... چيه؟؟ نكنه ميخواي بگم؟!! چه معني داره به مامان من بخندي هااان؟؟ اصلا سلامتي هرچي مامان سوتي بدس!!!! به قران يه دونن قدر بدونيد.