دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

باتشکر از پست شماره (56499)، ظاهرا مراقب ی امتحانی بودن و به بچه ها تو ی درس سخت تو تقلب رسانی کمک کردن،دمشون گرم... ایشالا ازین نوع مراقبا بیشتر شه( همه بلند بگین آمییییییییییییییییییییییییییین) ... منو یاد یخاطری تلخ انداخت روزی که ریاضی مهندسی امتحان داشتیم لامصب انگاری حجم مراقبا 2برابر شده بود هیچ، انگاری سوگند خوردن کسی سرشو بالا نکنه،راه به را همه رو تهدید میکردن که سرتون تو برگه باشه،خوب بود حالا90 درصد بچه ها حذفکرده بودن اون درسو کسی تو سالن نبود...
هر لایک = 1آمین
(روشی خبیثانه برای دریافت لایک)

سنی تانیمادان اول بیر دوستوم واریدی ، سنی تانیدیم اوندان آیریلدیم . اگر بیر گون سن منی ترك ایله سن ، او ، دوستوما قایداجاغام
اونون آدی ... تنهالیق دیر!!!
معنی فارسی
قبل اینکه تورو بشناشم یه دوست داشتم،وقتی باهات آشنا شدم ازش جدا شدم،اگه یه روزی ترکم کنی اون دوباره برمیگرده
اسم اون
.
.
.
تنهایی هست!!!!!!!!!!!!!!!

چقدرعجیبه که حرفای سایت هاوروزنامه هاومجلات مختلف ومردم دیگرروبراحتی باورمیکنیم ولی...سخنان خداوند تو قرآن رو به سختی....؟!

اقا من یه سوال دیگه پیش اومده واسم.....
اینایی که میرن با سه نفر دوس میشن و قربون صدقشون میرن و هانی هانی میکنن,
یعنی جا نیمه گم شده, سه چهارمشون گم شده بوده؟

اعتراف میکنم یه بار وقتی تاکسی دنده عقب اومد سوار شدم راننده گفت آقا میخوام پارک کنم مسافر کش نیستم برو پایین داشتم از خجالت میمردم

از آدمها "بت "نسازید;
این خیانت است;
هم به " خودتان "
هم به "خودشان"

"خدااين رسمش حالا / بشم مثه سابق تنها/ گرفتن عشقمو ساده/با حرفاى كه ميدونم چه تحقير بدى داره/ حالا موندم تو اين بازى/گاهى غصه گاهى شادى/با خاطراتى كه ازاون، مونده توى دلم باقى"

دیگر شد ام دچار وسواس بیا»»
بد جور به عصر جمعه حساس بیا»»
گفتی به عموی خو ارادت داری
اینبار قسم به دست عباس بیا»»

مسئله اینجاس که اگه قرار بود حکایت
«از دل برود هر که از دیده برفت…» واقعیت داشته باشه
اونوقت نصف مشکلات بشریت حل می شد

انسان نقطه ایست بین دو بینهایت,
بینهایت لجن
و
بینهایت فرشته
بنگر به کدام طرف میروی
دکتر شریعتی

یکی از فانتزیای خیلی از 4جوکیا اینه که همایش 4جوک برگزار بشه. حالا تصور کنید:
همه دعوتیم. توی یه سالن خیییییلی بزرگ... صدای جمعیت... خنده... شلوغ پلوغی...
یهو چراغای سالن خاموش میشه و فقط یکی دو تا از چراغای سن روشنه. صدای موسیقی آرومی میاد و سالن غرق سکوته... یه دفعه یه نفر از پشت پرده از توی دود و مه، میکروفون به دست و قدم زنان میاد به سمت جلو...بچه ها که با دیدن دود و مه یاد خاطرات افق افتادن یه هورا میکشن و دوباره سالن ساکت میشه. اون آدم که حالا کاملا مشخصه که یه آقاست با کت و شلوار تیره و بلوز روشن شروع میکنه به خوندن:

یه روزیییییییی دنباااال یک دووووسسست، نه پیِ فریییب و بااازیییییی/ یه کلیک مااارو کشوندِش، سوی دنیاااای مجااازییییییی

انقده اینجا و اونجا، دنبال سایتا دویدیم
تا که خوش شانسی آوردیم، صفحه ی 4جوکو دیدیم

(همه با شنیدن اسم 4جوک هورا میکشن و کف میزنن..).
خواننده با لبخند ادامه میده:

پُره از متن قشنگو پیامای رنگارنگه
حرفشو میزنه هر کی، که دلش گرفته تنگه

جمله های عاشقانش،خونه کرد توی دلامون
خاطرات خنده دارش، خنده آورد رو لبامون

حالا دیگه کسی از ما، تک و تنها نمیمونه
یه جورایی سایت 4جوک، خونه ی دوممونه (تکرار بیت)

بیا این اسم قشنگو، روی ابرا بنِگاریم
بیا هر کجا که میریم، اسم 4جوکو بیاریم

همه ی سالن همصدا با خواننده:
بیا هر کجا که میییرییییم، اسم 4جوکووو بیاااااریییییییییییییییم

همزمان با تموم شدن موزیک چراغا روشن میشه. صدای کف و سوت. مجری میکروفون به دست: از آقای «سید مصطفی» بخاطر اجرای خوبشون ممنونیم... دست و هوراااا...خانمِ آقا سید مصطفی داره اشک شوق میریزه، بچه شون هم دستشو از دماغش میاره بیرون به باباش بای بای میکنه...
مجری ادامه میده: از آهنگساز؟؟؟ نوازنده؟؟؟ و ترانه سرا «دختر شمالی» هم تشکر میکنیم. بعد خانم صادقی میاد صحبت میکنه. ازمون بخاطر پستای خوبمون تشکر میکنه و میگه میخوان به بهترینها جایزه بدن.
کاندیداهای دریافت بهترین فانتزی ... و ... و ...
کاندیداهای دریافت بهترین پست عاشقانه...
بهترین خاطره ی خنده دار
و ...
انتخابات برگزار میشه. تا آرا شمرده بشه موقع بهترین قسمت برنامه یعنی پذیراییه. (هر کی هر چی دوست داره سفارش بده. مگر چیزای غیرمجازی مثل قلیون)
آخر برنامه جوایز اهدا میشه. جایزه ی ویژه هم یه پرایده با دو تا گونی پسته تو صندوق عقبش. رو هر پسته هم آرم 4جوک داره. جایزه ی ویژه رو که معلومه کی میبره. هر چی باشه زحمت کشیدم فانتزی نوشتم. ولی اون پسته ها رو از اونجایی که آدم نیکوکاری هستم دم در خروجی سالن می ایستم و یکی یه دونه به همه تعارف میکنم.( سلام از ماست. مرسی که تا آخرش خوندی. سال نو هم مبارک)

********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
من بچه بودم مث شما بچه پولدارا لاک پشت و توله سگ نداشتم که...،یه قورباغۀ بی پدر و مادر تو کوچه پیدا کرده بودم وبراش پدری کردم...
خدا بیامرزتش اسمش تیمور بود...
بد نیس این شب عیدی یادی هم از قورباغه من کنید...

********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
یکی از فانتزیای معکوسم اینه امشب یه نارنجک از جیب شلوار کردیم در بیارم بندازم کوچه شیشه های کل همسایه بیاد پایین بخندم!!!
حیف که بعدش می زنن صدای سگ میدم دهنم آسفالت میشه,حیف!!!
لایک= عباس جان تورو به چه این حرفا عاخه؟ برو فشفشه روشن کن تو

اعتراف ميکنم 15 سال پيش برا اولين باري که کشتي کج ديدم، از بالا رخته خواب پريدم رو داداش کوچيکه و بيچاره دو تا دنده و دماغش شکست. هنوزم مشکل تنفسي داره

بابام 3 شب اومده تو اتاقم میگه سینا داری با کی صحبت میکنی؟ چرا بالشتت خیسه؟ تــــــــــــــو داری با بالشتت صحبتــــــــــ میکنی؟ تو ... تـــــو داری به بالشتت اب می دی بخوره؟
منم به خودم اومدم. دیدم بلـــــــــــــه .... داشتم با بالشتم صحبت می کردم و یک لیوان اب واسه بالشتم اورده بودم که بخوره.
به بابام گفتم بابا همش تقصیره D$D$D هستش.
بابام: چرا تقصیر اون؟؟؟
من: اخه یکی از عاشقانه هاشو خونده بودم (37397) بابام: چه ربطی داره؟ من: اخـــــــــهِ ... اخهِ تو عاشقانش گفته بود دوست داره اروم کنارش خوابیده باشه و عشقش با چشمای بسته بگه اب اونم واسش اب تگری بیاره.... منم جو گرفتم و این دسته گلو به اب دادم.....
(بچه ها راستی کسی میدونه چرا این فیله رم کرده؟)