دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

قلبم مثل قبرم فقط جاي يكنفره......

اوضاع جوری شده که وقتی بهت عیدی می دن، جوری نگاهت می کنن انگار منتظرن بقیه پولشون رو بهشون پس بدی!

یکی از توهمات فانتزی من در دوران صیفولیت:
اون زمون که ممرد عنکبونی 1 زد بیرون ما توهم برداشتیم در حد المپیک اونم المپیک چی لندن آقا المپیک لندناااااااااا خلاصه...من تا چند وقت هر جا که عنکبوت میدیدم جلدی میرفتم میگرفتمش میزاشتم رو دستم تا نیشم بزنه بعد دیدم نه نمیشه یه فکری کردم که خودمو بزنم به سادگی به پسر داییمم گفتم که منو بزنه تا خیلی واقعی بشه اون نامردم ای میزد حالا از این ور مگه این عنکبوت نیش میزد نیش نخواستیم لااقل میمود رو دستک راه میرفت خَدا آخه چَرا؟؟پسر مردم از راه به در شود تازه اینکه چیزی نیست الان یه سریالای هستا که خون آشام یا گرگینه توش توهم زدم فردا پس فردای شاید برم خودمو بدم دست گرگ تا گازم بگیره اگه اینجور پیش برم وا ویلا خَدا آخه چَرا؟؟:((

کارخونه ی رانی باید با شرکت جی ال ایکس همکاری کنه تا یه آبمیوه بده بیرون که میوه ی تهش به راحتی از قوطی بیاد بیرون!

بابام کلا هر برنامه تلویزیونی که میبینم مخالفه و عکسشو عمل میکنه...
یه شب فوتبال تیم مورد علاقمو ندیدم میخوام اخبار ورزشی رو ببینم میگه بده من اون کنترلو.آخه فوتبال و اخبار مذخرفش بهت چه سودی رسوند!!
حالا فرداش میخوام فیلم موردعلاقمو ببینم میگه این چرت و پرتا چیه میبینی بزن اخبار ورزشی ببینیم دنیا دست کیه.راستی میدونی منچستر دیشب چیکار کرد؟؟!!
من:( فیلم موردعلاقم:-< تیم مورد علاقم :| جامعه ورزش:@ فرگوسن:))
بابام:P و بازم من :|

چه چيز در اين جهــــان...غريبانه تر اززني استــــ ...كه تنهـــــــايي اش را بغل ميكند
و ميبوسد...
اما..
حاضر نيست ديگر...
كسي را دوست داشته باشد...

ی پسر دهه هشتادی دارم که بیشفعالم هست.دیگه ببین ماچی میکشیم
پنج شیش سالش که بود عاشق پله برقی بود(بقول خودش پله بوقی)
وقتی از مترو پیاده میشدیم بدوبدو میرفت سوار پله برقی میشد.به بالا که میرسید اون دکمه قرمز زیر پله رو میزد،سیستم خاموش میشد.بعد وامیستاد اون بالا دیویس سیصد نفر که داشتن کارمندان زحمتکش مترو رو فحشای . . . آبدار میدادن تماشا میکرد وکرکر میخندید.د منی که بین اونهمه آدم خشمگین گیر کرده بودم چکار میتونستم بکنم ای خداااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منم دل داده و دلدار تو هستي
منم سرگشته و سردار تو هستي
منم مجنون و عاقل سر تو هستي
منم عاشق دل و معشوق تو هستي

ّبــــــــسلامتی اون دختـــــــــــری که بــــــــــرق چشــــــماشو هـــــــیچ کی بجـــــز عشقـــــــــــــــــَش نـــــــــــــــــــــدید
.
.
.
و بســــــــــلامتی اون پســــــــــری که به هـــــــــــیچ دختــــــــــــر دیــــــــــگه ای بـــــــــــجز عشقــــــــــــــــــــَش نـــــــــــگاه هــــــــــم نـــــــــکرد.

دوستان شما هم به این پی بردین یا ذهن توانمند من پی برده:) کلا اصطلاحات و تمام حرفای با مزه که تو ایران زده میشه منشاء همشون به جان شخیصم همین 4جوکِ تو چند تا فیلم دیدم که از افق استفاده کردن و چیز های دیگر ....والا یعنی کلا 4جوک نباشه ایران بی اصطلاح میشه

داشتم درس میخوندم که پسرخالم صدام کرد بیا تلفن داری!من:بفرمایید(البته بعدازچاق سلامتی).طرف:شمادانش آموز صادق.خ هستید؟من:بله بفرمایید؟طرف:شما حتماشنبه بیاید اداره آموزش و پرورش مرکزی...من:ببخشید واسه چی؟طرف:شمابه تیم فوتبال جوانان استان معرفی شدید حتماشنبه بیاید برای پرکردن یه سری فرم...من:راست میگین من حتما میام اصلا همین الآن بیام خوبه؟کجاهست این اداره؟....طرف:آدرسش راحته فقط شما حتما قبلش یه سر خونه عمتون بزنیدآخه من بیشتر وقتا اونجام...بعدم صذای قه قهه زدنش اومد...آقاتازه فهمیدم پسرعممه صداشو عوض کرده تااومدم الکی بگم همون اول فهمیدم...دیدم یه ملت شامل مرد و زن پشت تلفن دست میزنن ومیگن:صادق سر کاری..صادق سرکاری..هیچی دیگه الآن یه هفته است هرجامیرم از5ساله تا50 ساله ازم میپرسه از تیمتون چه خبر بالآخره قهرمان شدین؟!؟!؟!؟!دیگه اجازه بدید من سرموبکوبم به این میز دیگه.....

عالمی حیران و سرگردان دوست
عاشق و مجنون و در فرمان اوست
او که معنا می دهد معنا به عشق دنیوی
او که عشق دنیوی سرچشمه ای از عشق اوست

پدرش بهش گفت این ۱۰۰۰تا چسب زخم رو بفروش تا برات کفش بخرم …
بچه نشست با خودش فکر کرد یعنی باید آرزو کنم ۱۰۰۰نفر یه جاشون زخم بشه تا من کفش بخرم ؟ ولش کن ، همین خوبه …



پسر عموم تعریف میکرده... بابام در میزد و منم سرخوش گفتم « اونجا کیه کیه ، پشت دیوار کیه ، سایشو من میبینم.... (یکی نبود به پسر عموی نابغه بنده بگه دیوار نبود در بود) »
باباشم میگه « در رو باز کن پدرسوخته با این معدل درخشانی هم که گرفتی برا من آوازه خون شدی!! »
من :) پسرعمو :| عموم :& خواننده محترم :((

از عـُـمر بسي رفــت و مــا هيچ نديــديم ، يـك عـُـمر بدين سـوي و بـدان سـوي دويـديم/از مقـصد به مقـصودها از كوچـه به كوچـه ها رفتيم،آخـر به همانجا كه بـوديـم رسـيديم