دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

یکی کمکم کنه!!!دارم میمرم!!یه گودزیلا دهه نودی داریم که صدتا دهه هشتادی را قورت میده!!:(((((((
بدبختم کرده...بیچارم کرده...
مگه کسی جرات داره بهش بگه بالا چشت ابروهه...میبینی از زمین و هوا داری مشت لغد میخوری...
اغـــا تو افق کارتون خوابم راه میدن؟؟؟

یخچال ساید بای ساید هم نشدیم نیمه ی گمشده مون بقلمون باشه !

اینجا خانه ی من است.
رد پایی درآن نیست.. .
نه دوست
نه همدم
نه....
کاش کسی بود که مرا میفهمید...
کاش کسی بود. . .

آی حال میکنم وختی میبینم یکی آخر پستش نوشته لایک ولی لایکش ب 100م نرسیده
شمام آیا؟

با بابام نشستیم دردودل میکنیم مثلا.بهش میگم یه قلیون هم برا من نگرفتی که تو خوابگاه جلو بچه ها کم نیارم.همه میکشن منم فقط نیگا میکنم.
برگشته میگه باشه 50 تومن میدم یه قلیون خوب بگیر(دوستان کسی میدونه قلیون چنده آیا؟)
بعد چن روز که داشتیم در مورد ماهیانه من حرف میزدیم بابام میگه 20 تومنم از این ماه بیشتر بهت میدم.
میگم واسه چی؟
میگه خب میخوای بدون تنباکو قلیون بکشی؟؟
بابای حواس جمع و کم نیارٍ من دارم؟؟
البته منم کم نیاوردم و گفتم حالا که اینجوری شد پول ذغالشم باید بدی!!!!!

به سلامتی پسری که تیپ وقیافش به روزه
.
.
.
.
.
اماغیرتش مال زمان باباشه!

یکی میدونه دوسش داری ، یکی میدونه دوسش نداری
بیچاره اون که فکر میکنه دوسش داری.

چگونـــه درگیرتــ نبـــاشم رفــیــق؟وقتـــی فنــدک یـادگاریــت ســیـگاریــم کرد!

اعتراف میکنم کلاس اول ابتدایی بودم وسطای سال عموم اومد گفت خوب سارا جون عمویی چیزی هم بلدی؟
منم با خنده و کلی ذوق که در مواقعی هست که هیچ فرقی با جمله انگار به خر تی تاپ دادی نداره سرمو تکون دادم یعنی آره
عموم گفت خوب دخترم "ت" چند تا نقطه داره؟
من: دو تا!
عموم: چجوری عزیزم؟
من: یکی بالا یکی پایین
خونمون که هیچ فکر کنم کوچه بهار منفجر شد!!!!

یـــــــآدتــــ بـــرایـــم همــانـنــد قصـــه ی ســیــگآر پـــیـــرمــردیستــ کــه ســالــهاستــ میـــگــویــد...
نــخ آخر استــ...

این بچه های چهار جوک هستن که اول پستاشون مینوسن،اختصاصی،،،،،فلانی،،،،،،
ویژه،،،،، فلانی،،،،،،،،،،،،که چی بشه اخه،اگه چیزی که نوشتی قشنگ باشه آخرش نگاه میکنن ببینن کیه،،،این همونایی هستن همیشه اول انشا شون چندین خط درود سلام داشتن،،،،

من: بابایی سویچ رو بده به من پلیز
بابام: میخوای چکار پلیز؟
من: دور دور پلیز
بابام: با کی پلیز؟
من: بچه ها پلیز
بابام (درحالیکه داره لنگه دمپاییشو درمیاره): چیز دیگه ای میخوای پلیز؟
من (درحالیکه به نیت شوم بابام پی بردم): غلط کردم پلیز
بابام( درحالیکه منو نشونه گرفته): 3...2...1
شوت کردن همانا و فرار من به اتاق همانا و شاخ به شاخ شدن به در اتاقم همانا...
این وسط بابام دلشو گرفته بود و می خندید
من چیکار الا از دست این بابا که ماشینشو نمیده برم دور دور بعدم دمپایی سمتم نشونه می گیره؟
خانم صادقی چیکار کنم با این بابا؟
فکه و فامیله نشونه گیره ما داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی از فانتزیام اینه که یه روز فقط یه روز روزنامه رو باز کنم و ببینم صفحه حوادثش خالیه..ای خدا یعنی میشه؟!

این روزها ته نشین شده ام در خودم
حس نرسیدن دارم
به فردای با تو بودن ها
بلیط دنیایی بودنم برگشت خورده
همین دو روز را با من سر کن
مسافرم

یکی از فانتزیام اینه که دارم تو یکی از خیابونای خلوته لاس وگاس قدم میزنم یهو ببینم سلنا و جاستین باهم دست تو دست دارن از خیابون میگذرن.از اون ورم داداش عباس با چاقو بزنه وسط فرق جاستین از وسط دو نصف شه بعد سلنا داداش عباس رو بقل کنه بگه آخ دستت درد نکنه داشتم از حرفاش کلافه میشدم.داداش ما هم بگه خب حالا پررو نشو برو دنباله کارت سلنا هم بیفته دنبالش بگه تورو خدا بذار من با پرایدت یه دور بزنم بعد من از اون وره خیابون بگم عباااااااااااااس داداش گناه داره اذیت نکن جیگره منو پول بنزینت بامن!!بعد سلنا جیغ بزنه بیاد بقلم کنه ماچم کنه بعد من یه عکس خوشگل با داداش عباس ازش بگیرم بگم که توی رسانه ها پخش میکنم بعد به پام بیفته بگه که هرکاری بگی میکنم منم بگم که میخوام خواننده شم اونم با افتخار قبول کنه با من آهنگ بخونه بعد سه نفری سوار ماشینه داداش عباس بشیم بــــــــــریم تو افق محو بشیم...یوووووووووهووووووووو