دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

کی میاد بریم کندوان آش دوغ بزنیم؟؟؟
هرکی میاد ماشین بیاره پول آش منم حساب کنه(میدونم زیاد گرون نیست ولی خب مهمون کسی بون یه مزه دیگه داره) خعلی هوس کردم.
ایده ش از من خرجش با شما.

دوست عزیز!!!
معنی دوست بودن و دوست داشتن رو واسه خودت
معنی,توصیف و ترجمه کن!!
نه کسی رو دوست تفریحیت کن
نه بذار دوست تفریحی کسی باشی!

یه دوست خوب..
جنسیتش , سن و سالش , جا و مکانش فرقی نمیکنه!!
مهم اینه که دوستت باشه و معنی دوستی رو بفهمه و صادقانه درکت کنه.
شاید در لحظه ای که فکرش رو هم نمیکنی اون کسی که تو ازش انتظار نداری
دوستت باشه و تسکین دهنده درد هات و آرامش دهنده دلت!
حالا چه با یک اس ام اس چه تلفنی و چه حضوری.
قدر دوستان خوب خودتون رو بدونید!
شاید بعد از دست دادنشان ارزش شان را بفهمید!

اگه یه بار از دوستت یا چه میدونم به قول این دهه 70 80 ها
مخاطب خاصت بی تفاوتی و بی محلی دیدی
اشکال نداره بذار پای اینکه شاید مشکل یا گرفتاری داشته
اگه بار دوم باز همینجوری بود
باز بذار پای اینکه شاید مریضی چیزی داره میخواد تو خودش باشه
اما بار سوم که ادمه داشت...
با کف دمپایی که چه عرض کنم با پاشنه پوتین سربازی بزن تو دهنش
که خورد و خاکشیر شه!!!
یعنی چی آخه صبر و تحمل هم یه اندازه ای داره خو..
والا به قرعان...

ویژه محمّدرسول!!
اشیاء و وسایل موجود در کیف دختران از سال بوق تا سال بوق تر!
سال 1349: تو اون سال ها چیزی به نام کیف نبود و
همه وسیله ای به نام زَنبیل دستشون بود. اون هم فقط زنا دستشون میگرفتن!
چه معنی داره دختر زنبیل دستش بگیره و بیاد بیرون؟؟ والا!
سال1359 : تو اون سال ها تازه کیف مُد شده بود
واشیاء موجود در کیف 1ـ قرآن 2ـکیف کوچولو که توش سکه میزاشتن
3ـ عطر محمدی 4ــ تسبیح 5ــ مهر 6ـ یکم خاک کربلا
سال1369: موارد فوق + یه چیز مثل کیلد + یه عطر حرم هم بود + آخرش یه آینه قد کف دست هم میزاشتن
در سال1379 : در این سال اندازه کیف ها قد یه زنبیل بود (خوب مُد بود واسه خودش)
شیشه ادکلن خارجی + (همچنان در بعضی مواقع تسبیح و مهر مشاهده شده) +
به جای قران یه دعای کوچولو مثلا دعای عهد یا چشم نظر+
آخرش یه کرم ضد آفتاب و مهتاب تو کیفشون بود
در سال 1389: اندازه کیف ها کوچکتر شده و
از موارد فوق به نوبت استفاده میشد .
البته شایان ذکر است به علاوه موارد بالا
تو کیفاشون 1ــ رُژه لَب 2ــ کرم ضد باکتری
3ــ کرم ضد جوش 4ــ کرم ضد کوفت و زهر مار هم دیده شده!
در سال 1399: فقط بخون
1ـ تمامی وسایل آ رایشی بهداشتی درمانی
2ــ زنجیر یا قمه فقط برای دفاع
3ــ یه جفت کفش پاشنه 50سانتی برای مواقع لازم
4ــ یه عدد لباس خوبه مجلسی در صورت نیاز
*(سوال شده این ها که تو یه کیف جا نمیشه ومن هم در جواب میگم تو دیدی که جا نشده باشه؟؟ نه! دیدی؟)
در سال 1404: (این قسمت توسط سایت 4جوک حذف گردید ....) خخخـ...

اوزمه ره م ال دونیادان..یوخ ال ده وارمسان منیم
داردونیاده اولان دار و ندارمسان منیم
سویله دی عاشق گئچرداروندارندان سحر
یوخ آماندورسویله مه داروندارمسان منیم

دست ازدنیا نمیکشم که تو درنهایت نیازم تنهادارایی من هستی
ازتمام هست ونیست دنیاتوتنها دارایی منی
میگویند عاشق به پای عشقش ازهست ونیستش میگذرد
نه ازمن مخواه چون تو تنها داروندارمنی

قبول دارین کل تعطیلات عید یه طرف این سه روز بعد سیزده بدر یه طرف.. عجب چسبید لامسب

امسال عید عموم اینا اومده بود مشهد.یه پسر عمو دارم 4سالشه تقریبا همش به باباش میگفت بابا بریم پارک ملت .از روز اول همینو هی تکرار میکرد.آخر هم وقت ند که برن پسر عموم وقتی فهمید نمیخوان برن پارک ملت انقد گریه کرد که باباش گفت امیر بیا این 50 هزار تومن رو بگیر اینو ببر پارک ملت هرچی میخواد سوارش کن بعد ورش دار بیا....
خودتون دیگه بقیشو حدس بزنید.بدبخت عموم به چه کسی اعتماد کرد...
آقامنم گفتم چشم عمو جان با اینکه خعلی خستم ولی چون ما گفتی چشم.آقا این پسررو برداشتم بردم پارک سرهخیابون یه بستنی هم از جیب خودم براش خریدم تا 2 3 ساعت هم تاب و سرسره بازی کرد وقتی شب شد.بهش گفتم رفتیم خونه بگو ما شام خوردیم سیریم.اومدیم خونه از جیب خودم 5 تومان دادم به عموم گفتم عمو جان اینم بقیه پولتون من خستم شامم خوردم میرم بخوابم.درسته یه شب گرسنگی کشیدم ولی 50 تومن ارزشش رو داشت.اینم بود عیدی اسال امیر آقا...

تواین روزای خوشی ونوروز
که همه خندیدیدو وخوش بودید وبه فکرتفریح ومسافرت
یادی هم ازمریضاکردید
بچه هاازهمتون میخام واسه دوستم دعاکنید
آخه نمیتونه بخنده,بنده خدا مریضه,روم سیا
اسهال داره,اگه بخنده که به خودش
...
اسکیوزمی

آرامشم در این روزها مدیون همان"انتظاریست" که دیگر از "هیچکس"ندارم!

دیگر بازی بس است شمشیرت را کنار بگذار،بیا دستهایمان رابشویم و چیزی بخوریم. راستی چرادستهای تو خونی اندو پشت من میسوزد!

یکی از فانتزیای دوستم اینه که بره پیش احسان علیخانی ورودررو باهاش حرف بزنه
آرزومه که فانتزی دوستمو به واقعیت تبدیل کنم

فانتزی من اینه که یه جعبه دسمال کاغذی بگیرم وقتی بازش کنم ای دسمال اولی مثه بچه آدم بیاد بیرون ¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡
هی اگه بشه چی میشه
اقا اگه شد همه ی بچه های چار جوک ( پسر - دختر - پیر و ....... ) به جز گودزیلا های دهه 80 ی هفت روز خونمون تلپ با شام و ناهار و ناشتا .

یاس ۹۲
از چی بگم از سامسونگی که شده سمبل رشادت
ایران شده واسش مثه صندوق تجارت
پس glx وطن کجاس نیس
با اینکه از جیب در میاد اما مجاز نیس :D
.
پولام صفر شد بهم پول بده ایزد
با این وضع فقط باید پسته رو بلیسم
از چی بگم تو بهم بگو چی بگم خب
ما گفتیمو پراید دوباره ۷ میلیونی شد !

یکی هم نداریم بـرامون یـه آب پـرتقـال بیـاره ; بـگـه :
.
.
.
.
.
.
عزیـــزم خــســته نـباشــی انقدر مـردمـو میخندونی
والا چه وضعیه...!!!