دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯽﮐﺸﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻦ ؟
ﭘﺴﺮ: ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ؟!

ﺩﺧﺘﺮ: ﻧﻪ ، ﻓﻘﻂ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ !

صحبت های عاشقانه یارو به نامزدش
پسته بخور عزیزم !!

برادر زادم 2 سالو نیمشه وقتی باهاش مخالفت میکنیم یا بهش اخم میکنیم تنها کاری که میکنه اینه که ناراحت مبشه تهدید میکنه میگه من لباس میپوشم میرم خونمون ایا شما هم از این مو جوداته تهدید کن دارید عایا؟

دوست داداشم(5ساله گودزيلاازطهران)باخواهرش(19ساله)ميرن پارك ي ادم گوساله ي نفهم درميادبهش ميگه مياي با هم بازي خوشگله....
(ودراين لحظه گودزيلاغيرتي ميشود)
-اخه چيه اين خوشگله...قدش كه نيم وجبه دماقشم اندازه ي كف دسته تازه اگه برات اواز بخونه ميري بيمايرستان اينقدصداش بده
پسره دررفت
پرچم خاهرروكردتوسيرترشي

مامانه شما هم اینجوریه عایا که وقتی گیر میده یادش میره؟
چند روز پیش صدام کرده میگه شکلات خوری رو شکستین؟ میگم نه!! :0
مامانم: پس چرا درش اینجاس؟
من: چون شکلات خوریش اونجاس
مامانم :)
(آرامش تو صورتش موج می زد)
امروز :
برو شکلات خوری رو بیار
من: که فردا بگی شکستیش؟ مامان :)
دو ساعت بعد:
این شکلات خوری رو شکستین که....
دیگه نمیگم .... :(((
شکلات خوری :))
مامانم قبل از یادآوری :((
مامانم بعد از یادآوری :))
من :( :0 :-|

تو این دنیـــا هرچی بدست بیــاریم یه روزی از دستــش میدیم .. بجز دل آدمـــا ..

اول سال کلاس کنکور شیمی میرفتیم ساعت6صبح تا7:30 !!!!!!!عاقاهمه ساعت5:45دم درمدرسه بودیم دبیرمونم اومده بود.منتظربودیم یکی بره به این سرایدار مدرسه(بابای مدرسه)که یه آدم هیکل وچارشونه هم بود بگه بیاد دروبازکنه.نمیدونم چی شدکه مارو جوگرفت و گفتم خودم میرم.حالارفتم زنگ زدم درو بازنکرد در زدم باز نکرد.آخرسر اومدم به پنجره خونشون زدم.یه بار دوبار...صدایی نمییومد که بگه اومدم(نگو طرف میگفته اومدم منتها(ممتها)من نمیشنیدم)منم همینجوری هی محکمتر میزدم.یه دفعه باصدای بلند دادزد اومدم دیگه....(بوووووووق)...حالامارو میگی جفت کرده بودیم. سریع اومدم پیش بچه ها .....بچه ها:چی شد؟ من:هیچی الان میاد بازمیکنه...چشمتون روزبدنبینه یارو اومد بیرون کمربندشم دورگردنش.چیزی نمونده بودکه فرارکنم.یارو:کدوم....اینجوری در میزد هان؟دوبارتکرارکرد...باز مارو جو گرفت گفتم:من بودم مشکلی داری؟(آخه خیت بود جلو بچه ها ومعلمه کم بیارم)انگارآتیشش زده باشی بزور سه چارنفری بچه ها نگهش داشتن.حالا من:ولش کنین نه ولش کنین ببینم چی میگه(حالاازین ور داشتم....به خودم)......و دیگر هیچوقت جوگیر نشدم......

سلام .بچه ها نصیحت برادرانه سنی هم ندارم ولی به خدا دختر تا دختر داریم !!!!!بعضیا شون .. ولی برا بعضیا به خدا جون دادنم کمه ادم نمیدونه چطوری جواب محبتشونم بدید .موافقا لایک

من يه مادر بزرگ دارم خيلي باحاله
يه سري با اتوبوس رفته بودن مسافرت شب تو اتوبوس همه خوابشون مي بره يه دفعه اتوبوس جلويي ترمز مي كنه مادر بزرگه ما از خواب مي پره تا نور قرمز چراغ ترمزو مي بينه داد ميزنه آتيييشششش هيچي ديگه صندلي جلويي يه پيرزن بوده غش ميكنه مادر بزرگ ما هم آروم آروم از گوشه مي ره تو افق محو ميشه.

هرکس بد ما به خلق گوید ، ما دیده به بد نمی خراشیم...
ما نیکی او به خلق گوییم ، تا هردو دروغ گفته باشیم...

فهمیدم؟
چطور شد؟
که عادت هایت را ترک کردی.
نوازش دستهایم،
گرمای آغوشم،
وسوسه بوسیدنم،
و دوست داشتن های دروغیت.
مگر،
ترک عادت موجب مرض نیست…!!!
شاید،
مریض شدی…؟؟؟

یکی از فانتزی های من اینه که:
پــــــــــــــســـــــــــــتـــــــــــــه بشم بیوفتم سر زبونا تا دنیا دنیاست اسمم رو یادشون نره.
(در این حد توهمم من........!!!!!!!!!!)

تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و می گویم :
تا رفیقم هست زندگی باید کرد...

شاپرکی را آرام می گیری،تا نگاهش کنی و رهایش...
ولی وسط دستت له می شود...
نیت تو کجا و سرنوشت کجا!!!

آقا سر کلاس نشسته بودیم استادمون هر سوالی می پرسید دختر کناری من جواب میداد نمیذاشت منم بگم.
منم بچه درس خون!هیچی لجمو در اورد بهش گفتم خانوم بذارید بقیه هم جواب بدن یه خودی نشون بدَن
دختر نه گذاشت نه برداشت گفت:شاید بقیه مثل من باهوش نباشن(منظور من بودم)منو میگی بلند شدم گفتم استاد به ایشون یه چیز بگید هِی بهم میگه چقدر استاد ضایع حرف میزنه کلاس نرفت رو هوا خود دختره ترکید بعد کلاس رفت رو هوا
بعد استاد دختره رو انداخت بیرون
به سلامتی پسرای با جذبه بزن لایکو