دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

10 فروردین عروسی خواهرم بود. قبل از اینکه عروس ودوماد وارد تالار بشن ؛خواهر دوماد خواست اسپند دود کنه .حواسش نبودو اسپندو سوزوند ازش اتیش بلند شد ؛
این ایکیو هول شد خواست با عجله اسپند واز تالار خارج کنه یه دونه ظرف پلاستیکی آورد واسپند وریخت تو اون ظرفه ..........
دیگه خودتون تصور کنید اسپنده ظرفه پلاستیکی رو سوزوند وتلپ افتاد زمین ......
مهمونامون صندلی ودر دیوار سالم تو تالار نزاشتن از بس گازشون زدن .

دلم نه عشق میخواهد
نه دروغ های بزرگ
نه ادعاهای بزرگ
نه بزرگ های پر ادعا!
دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد و یک دوست!که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد!!!

امروز داشتيم با دوستم تو خيابون ميرفتيم چند تا دختر سانتي مانتال هم از جلومون ميومدن يهو پاي يكيشون گير كرد به زمين داشت ميوفتاد تو بغل دوستم كه يهو دوستم جا خالي داد دختره با كله خورد زمين گريه كرد.به دوستم ميگم ديوونه چرا نگرفتيش ميگه نميشد كه نامحرم بود!!
من :)))))‏
دوستم‎ ‎‏:||||
دختره :((((((

دختر خانومای عزیز ...
بخدا با "عجیجم" میشه کنار اومد...
با "عجقم" میشه کنار اومد...
به این برکت با "چیتال میتونی " میشه کنار اومد...
ولی دیگه با "دوسد دالم یه خُلده ، قد یه سوکس مُلده ، سلت کلاه گذاشتم ، سوکسه هنوز نمُلده "
نمیشه ، والا نمیشه ، بلا نمیشه ،
از اعصاب من خارجه ، یعنی یه وضعیه تو مملکت...

خیلی حال می کنم با ادمایی که پاچه خوار نیستن .
کریستیانو رونالدو بمب منفجر کرد !
بعد از اینکه رونالدو درخواست رئیس جمهور اسرائیل رو رد کرد که با هم ملاقات داشته باشن !
کریستیانو رونالدو گفت : اگر من هم مثل بازیکنان دیگه بگم اسرائیل را دوست دارم همه سال من را به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب میکنن . ولی همه مردم میدونن که حق من را در این سال های اخیر خوردن !
ولی من هرگز این حرف را نمیزنم و همیشه از اسرائیل بدم امده !
من طرفدار فلسطین هستم من طرفدار کودکان بی گناهی هستم که به ناحق کشته میشن !
(منیع : وبسایت الجزیره و کانال های معتبر جهان)

توی خونه داشتم بعد از عمری دو سه تا لیوان میشستم.... که یهو یکیش شیکست....نپسرخالم اومده میگه شیکستیش؟
میگم اشکال نداره ...بزا قلا بوده....(قضا بلا)خوب دهنم نچرخید....o_O

عاقا حالا کسافط کرده آتوی دستش.... تا تکون میخورم میگه بزا قلاعه!!!!

دیروز 5تا پست گذاشتم یکیش تکراری بود 4تای دیگشم که تایید شد رفت تو حساب amir
اول اینکه امیر جان کوفتت بشه خخخخخخخخخخ
دوم اینکه ادمین دستت درد نکنه
این پست یا تایید میشه و یکی از امتیازام برمیگرده یا نه!!! که در اون صورت یه منفی دیگه میاد به حسابم

آقای مجری :
کلاه قرمزی عیدت مبارک!
کلاه قرمزی :
باشه اکشال نداره!!!!!!!!!!!!

لعنت ب اس ام اس ھا‏!‏‏!‏
دلم برای صدایت تنگ شدہ...

یه لگن جلو دره خونمون بود (سوناتا) بعد یه پسره زنگ زده میگه آقا این سوناتا سفیده برای شماست دمه در؟
میگم نه ماشین من تو پارکینگه.
میگه برای باباتم نیست
میگم نه بابام خیلی باکلاسه پراید داره (پرایدش کجا بود بنده خدا)
میگه برا این ساختمون هست اصلا یا نیست
میگم فکر نکنم
میگه پس برای کیه
گفتم نمی دونم
بعد میگه ااااا چ جالب منم نمی دونم ولی پس چرا جلوی دره خونه شمابود؟ گفتم گرفتی مارو؟خب تو اصلا با این ماشین چ مشکلی داری
میگه آخه هم سوئیچ روش بود همم پره بنزین بود. منم رفتم باهاش یدور زدم اومدم خواستم طرف راضی باشه
نمی دونم می خواست منو بخندونه یا واقعا داشت راست میگفت؟شایدم طفلک توهم زا مصرف کرده بود...
ای بسوزه پدر این اجنبیا که با جوونای ما اینطوری کردن ههههههههههههههههههی

عادت ندارم درد دلم را ، به همه کس بگویم ..! ! !

پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم.. ، تا همه فکر کنند . . . نه دردی دارم و نه قلب

از قیافه پسره معلومه مسواک شخصی هم نداره
قیافش شبیه دمپایی جلو بسته ی توالت میمونه
بعد تو اینو زده :
“من همیشه بهترین ها واسم بوده و هست
اگه مال من نشدی قطعاً بهترین نبودی”

رفتیم خونه همکار بابام تا حالا منو ندیده بودن میخ شده بودم تو تلویزیونشون فیلم بود.
یارو میگه دکتر اسم آقازادتون مهدی بود دیگه. معلومه خیلی خجالتی و مظلومه ها!!
تفکرات من: مهدی بود هنوزم هست مجرده قصد ازدواجم نداره خداوکیلی.(علتشم ایشالا تو پستای بعدیم میگم)
بابام گفت: اگه این مظلومه پس ظالماش چطوری ان این فقط هیکل گنده کرده هنوز تو دوره بلوغ مونده دهن واکنه میفهمی چ هیولاییه (دارم برات باباخان هی منو کنف کن)
تفکرات من: آرررررررررررررررررررررررررررررررررره دهه هشتادی ام.
همه جمع (حتی گودزیلا (پسر دکتر)و دخترش که با دیدن من تویه یه حرکت ضربتی رنگ عوض کرد) همه زوم کردن روی من.
آخه پدره من این همه محبتتو توی جمع یجا و یهو خالی نکن رو سرم من خداییش طاقت اینهمه خوبی رو ندارم.
جالبیش اینجاست که پسرش خیره شده بود بمن تکونم نمیخورد. خندم گرفته بود یاده اون جکه افتادم که میگه غضنفر تو سینما می گفت دست بمن نزنید من ر ی د م تو خودم.فکنم طفلک ر ی د ه بود تو خودش کلی ام از درون مسخرش کردم (ولی آخه از یه دهه هشتادی بعیده)...
بعد فهمیدم طفلک عقب افتادست
خدا نبخشه منو خب من از کجا می دونستم
اینم دوست و آشناهه بابای من داره؟

*سنت فاطمه (س)*
از سراشیبی جلوی ساختمان کلاس های عمومی پایین می آیم
باد با چادر مشکی ام بازی می کند
کمی جلوتر چشمم به پیرمرد روحانی ، استاد اخلاق می افتد
باد با عبای مشکی اش بازی می کند
فکر می کنم
به شباهتمان
به عبای مشکی پیرمرد روحانی
و
به چادر مشکی خودم
به نگا ه هایی که به ما می شود
به حرمت لباس پیامبر و
حرمت چادر دختر پیامبر
سرم را کمی بالاتر می گیرم
از امروز باید حواسم را بیشتر جمع کنم
من امانت بزرگی روی سرم گذاشته ام
و امانت بزرگ تری بر روی شانه های پیرمرد روحانی

از تـــــمام دنیـــــــــاشانــه ای مــی خواهـم برای ســـرم ،و ســــری بـــــــرای شــــــــــانـــــه ام !!!
کســی خستــــه نیسـت از این بالــش هــای پری ؟؟