دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

امتحان وسیله ست، نمره دست استاده، الکی خودتو از 4jok نندازی بشینی درس بخونی هاااا

آیا می دانید که داستان زیبای خفته یک داستان ایرانی، پارسی است و شخصیت اصلی این داستان در گذشته در کشور خودمان می زیسته است و نامش، "کپیده قشنگو " بوده است.
میدانستید عایا؟

بچه که بودم ، حدود ۶-۷ سالم بود ، کارتون ها رو خیلی دوس داشتم و خیلی هم روی من تاثیر می ذاشت....
یه روز بابام یه موتور جدید خریده بود (اون زمونا موتور در حد پراید الان بود) منم کنجکاو که ببینم چی به چیه ....
در باک بنزینش رو باز کردم ببینم بنزین داره یا نه ....
دیدم چیزی دیده نمیشه ، رفتم یه کبریت از آشپزخونه آوردم و روشن کردم تا ببینم بنزین داره یا نه که یهو در باکش آتیش گرفت !
منم سریع درش رو بستم و فرار کردم !
شانسم آوردم منفجر نشد وگرنه بابام منهدمم می کرد !

صداقت یک هدیه ی بسیار گران است،آن را از انسانهای ارزان انتظار نداشته باش.

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز صد و ششمين روزيه كه تو پادگانم و حتي يه مرخصي 24 ساعته نرفتم...
15 روز ديگه؛ دقيقا ميشه يك سوم سال؛ كه من خونه نرفتم...
اون وقت زنگ زدم به مامانم؛ بهش ميگم: "قربونت بشم؛ حالا بعد از چهار ماه دوري وقتي كه برگردم خونه؛ اولين حرفي كه بهم ميزني چيه؟‏"
اونم برگشته ميگه: "عليك سلام...اين جواب سلاميه كه ميكني!‏‏"

من: : (
اون: "ناراحت شدي؟‏"
من: "پ ن پ؛ دارم از خوشحالي جفتك مي اندازم‏!‏‏"
اون: "حالا تو اولين كاري كه ميكني چيه؟‏"
من: "ميرم دكمه سه راهه ي كامپيوتر رو ميزنم؛ بعد تا چراغش سبز شه ميام ميگم سلام‏!‏‏!‏‏"
اون: : (
من: "ناراحت شدي؟‏"
اون: "پ ن پ؛ دارم از خوشحالي جفتك مي اندازم‏!‏‏".
بعدش هر دوتامون: D :
آخه فك و فاميله كه ما داريم؟

به سلامتی همه مادرا که بهونه اول مدرسه نرفتن، درس نخوندن، دیر رسیدن و..... مریضی اونا بود

یـــکی از همیـــــــن روزهــــــــــا
بایـــد خدا را صدا بــــــــــزنم
یک میــــــــز دو نفــــــــره
دو صنـــــــــدلــی
یــــــــکی مـــــــن
یـــــــــکی خــــــدا
حــــــرف نمـــــــیزنم
نـــــــگاهم کافیــــــست
میـــــــــدانم
برایـــــــــم اشــــــــک می ریــــــــزد!!

چـه کــار بــه حـرفـ ــــ مـردم دارم
زنـدگــی مـن همیــن استــ ــــ ...
شبـ ـــ کـه می شـود
روی تــختم دراز میــــــکشمـــ ...
عـاشقـانه ای مـی نـویســـم ...
خیـــره مـی شــوم بـه عکســتــ ـــــ
و بـا خـودم فکـر مـی کنـــم
مگــر مـی شــود تــو را دوستــ ـــ نـداشـتــ ـــــ ...!!

دﯾگــر تــرانه هـاﯾم بـوﯼ تــو را نمـﯽ دهـد .
تمــام احسـاسـم ...
جـوانﯿــم ...
تمــام روزهـاﯼ بـا تــو بــودن ...
همـه را بـه خـاکــــــ سپــرده ام
تــو هــم بـﯽ خﯿــال عبــور کن
دﯾگــر اﯾنجـا دلـﯽ بـراﯼ تــو نﯿستــــــ ..!!

...
ایــن ســه نقطـه را بــرای تــو گـذاشتــه ام
همیشــه اینهــا نشــانه ی سـانســور نیستـــــ
هـــزار حـرفـــــ و تصــویــر و خـاطـــره در آن خـوابیــده
مثــل مـن که وقتـی نگــاهتـــــ می کنــم
ســه نقطـه بیشتــر نمـی بینــم
تــــو
مــن
و خــدا

تــو مـیدانــی چــ ـرا هــرچـه ایــن نگـ ــاه مـی بـ ـارد !
ایــن بغــض سبـکـ ـــ نمــی شــ ـود ؟؟!
چقـ ـدر گفتــ ـم ایــن همــه بـی نشـ ــان شـدن دلتنگـ ـــ تــرم مـی کنــد ؟؟
چقـ ـدر گفتــ ـم ایــن همــه زمــزمـه ی نبــ ـودن بـی تـــابــ ـــ تــرم مـی کنــد ؟؟
مــن گفتــ ـم امـــا تــو بــ ـاور نکـ ـردی
دلتنگـ ـــ تـــر شــ ـدم ....
بــی تـــابــ ـــ تـــر شـ ـدم ....
بــ ـاور کــن

.......دیرزمانی دراونگریستم انگاه که نظرازوی بازگرفتم
...............درپیرامون من همه چیز به هیآت اودرامده بود.......
انگاه دانستم....
که مرادیگرازاو گریزی نیست!!!!.......

هیچکس از اتش عشق جان سالم به در نبرده است ،مگر کسی که هنوز معنی و مفهوم آن را نمیداند.
♣مهران کریمی♣

ميداني؟........!
بدجور دلم تو را ميخواهد......
و تو بدجور مرا ميراني از خودت.......
تقصير من است كه دوستت دارم.....
ايكاش اين دل لعنتي ام ميفهميد كه نخواستني است و اين نخواستن يعني چه !!!!!!!!!!!

محبت نه حساب است که فرموش شود نه چراغ است که خاموش شود . . .
خدای خوبم تقدیر خوبانم را زیبا بنویس تا من جز لبخند انها دیگر چیزی نبینم